کسي که به حج و عمره برود هيئت و نمايندگان خدا هستند، خدا آنان را (به عبادت) خود فرا خوانده و آنها اجابت کرده‌اند و از او خواسته‌اند، خدا هم به آنان عطا کرده است».
..........................
[1]) متفق عليه : خ (1773/597/3)، م (1349/983/2)، ت (937/206/2)، جه (2888/964/2)، نس (115/5).
[2]) صحيح : [ص. ج 2901]، ت (807/153/2)، نس (115/5).
[3]) متفق عليه : خ (1521/382/3)، م (1350/983/2)، جه (2889/964/2)، نس (114/5)، ت (808/153/2]، ترمذي هم اين حديث را روايت کرده ولي گفته است : «غفرله ما تقدم من ذنبه».
[4]) حسن : [ص. جه 2339]، جه (2893/966/2).حج و عمره در زندگي يک بار بر هر مسلمان بالغ و عاقل و آزاد و توانا واجب است

خداوند متعال مي‌فرمايد : 
)إنَّ أوَّلَ بَيتٍ وُضِعَ للنَّاسِ لِلَّذِي بِبَکَّةَ مُبَارَکاً وَ هُدَي لِلعَالَمِينَ، فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إبرَاهِيمَ، وَمَن دَخَلَهُ کَانَ آمِناً، وَ للهِ عَلَي النَّاِس حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطَاعَ إلَيهِ سَبِيلاً وَ مَن کَفَرَ فَإنَّ اللهَ غَنِيٌّ عَنِ العَالَمِينَ( (آل عمران : 96 و 97)

«نخستين خانه‌اي که براي مردم (جهت عبادت) بنيانگذاري گشته است خانه‌اي است که در مکه قرار دارد. (کعبه نام و از لحاظ ظاهر و باطن) پربرکت و نعمت است و (از آنجائي که قبله‌گاه نماز مسلمانان و مکان حج آنان يعني کنگره بزرگ‌سالانه ايشان است مايه) هدايت جهانيان است. در آن نشانه‌هاي روشني است. مقام ابراهيم. (يعني مکان نماز و عبادت او از جمله آنها است) و هر کس داخل آن (حرم) شود در امان است. و حج اين خانه الهي واجب است بر کساني که توانايي (مالي و بدني براي رفتن به آنجا را دارند و هر کس وجوب حج را انکار کند کافر مي‌شود و (به خود زيان رسانده نه به خدا) که خداوند از همه جهانيان بي‌نياز است».

از ابوهريره روايت است : پيامبر ص براي ما خطبه خواند و فرمود : 
(يا أيها الناس إن الله قد فرض عليکم الحج فحجوا، فقال رجل : أکل عام يا رسول الله؟ فسکت حتي قالها ثلاثا، ثم قال ص : لو قلت نعم لوجبت و لما استطعتم، ثم قال : ذروني ما ترکتکم، فإنما أهلک من کان قبلکم کثرة سوالهم و اختلافهم علي أنبياءهم، فإذا أمرتکم بأمر فأتوا منه ما استطعتم، و إذا نهيتکم عن شيي فدعوه)[1] «أي مردم! خداوند حج را بر شما فرض کرده است؛ پس حج کنيد. مردي گفت : أي رسول خدا! آيا هر سال؟ پيامبرr ساکت شد تا آن مرد سه بار سؤالش را تکرار کرد. سپس پيامبر ص فرمود : اگر مي‌گفتم بله، حج (هر سال) بر شما واجب مي‌شد و شما توانايي انجام آن را نمي‌داشتيد، سپس فرمود : در آنچه شما را بر آن گذاشته‌ام مرا رها کنيد؛ زيرا کسان قبل از شما را سؤالات زياد و اختلاف با پيامبرانشان هلاک گردانيد، پس هرگاه شما را به کاري امر کردم در حد توانتان آن را انجام دهيد و هرگاه شما را از چيزي نهي کردم از آن دست برداريد».

از ابن عمر روايت است که پيامبر ص فرمود : (بني الإسلام علي خمس؛ شهادة أن لا إله إلا الله، و أن محمدا رسول الله، و إقام الصلاة، و إيتاه الزکاة، و حج البيت وصيام رمضان)[2] «اسلام بر پنج رکن بنا شده است : گواهي دادن به اينکه هيچ معبود بر حقي غير از الله نيست و محمد ص رسول الله است و بر پايي نماز، دادن زکات، حج خانه خدا، و روزه‌ي ماه رمضان».

از ابن عباس روايت است که پيامبر ص فرمود : (هذه عمرة استمتعنا بها، فمن لم يکن عنده الهدي فليحل الحل کله، فإن العمرة قددخلت في الحج إلي يوم القيامة)[3] «اين عمره‌‌اي است که ما با آن تمتع کرديم پس کسي که با خود هدي ندارد از احرام بيرون بيايد، زيرا عمره تا روز قيامت همراه با حج جايز است.

از صبي بن معبد روايت است : (أتيت عمر رض فقلت : يا أميرالمؤمنين، إني أسلمت، وإني وجدت الحج و العمرة مکتوبين علي، فأهللت بهما، فقال : هديت لسنة نبيک)[4] «نزد عمر رض آمدم وگفتم : اي اميرالمؤمنين من اسلام آوردم و ديدم که حج و عمره بر من واجب است، هر دورا با هم نيت کردم، عمر گفت به سنت پيامبرت هدايت شده‌اي».
...........................
[1]) صحيح : [مختصر م 639]، م (1337/975/2)، نس (110/5).
[2]) متفق عليه : م (16 – 20 – 45/1)، اين لفظ مسلم است، خ (8/49/1)، ت (2736/119/4)، نس (107/8).
[3]) صحيح : [الإرواء 982]، م (1241/911/2).
[4]) صحيح : [الإرواء 983]، نس (146/5)، د (1722/230/5)، جه (2970/989/2).حج کودک، ديوانه و برده

حج بر کودک و ديوانه و برده واجب نيست چون پيامبر ص مي‌فرمايد : 
(رفع القلم عن ثلاثة: عن المجنون حتي يفيق، و عن النائم حتي يستيقظ، وعن الصبي حتي يحتلم)[1] «تکليف از سه دسته برداشته شده است : از ديوانه تا هوشيار شود، از به خواب رفته تا بيدار شود و از بچه تا بالغ شود».
حج بر برده هم واجب نيست؛ چون مشغول خدمت سيدش است و توانايي انجام حج را ندارد، البته اگر کودک يا برده مراسم حج را بجاي آورند، حج آنها صحيح است ولي جاي حج واجبي را که بعد از بلوغ کودک و آزادي برده واجب مي‌شود، نمي‌گيرد : 

از ابن عباس روايت است : زني، کودکي را نزد پيامبرr آورد و گفت : آيا حج اين بچه صحيح است؟ پيامبر ص فرمود : (نعم و لک أجر)[2] «بله و براي تو نيز اجر هست».

همچنين از ابن عباس روايت است که پيامبر ص فرمود : (أيما صبي حج ثم بلغ فعليه حجة أخري، و أيما عبد حج ثم عتق فعليه حجة أخري)[3] «هر کودکي که حج کرد سپس بالغ شد حجي ديگر بر او واجب است و هر برده‌اي حج را بجاي آورد و سپس آزاد گرديد حجي ديگر بر او واجب است».
...........................
[1]) صحيح : [ص. ج 3513]، د (4380/78/12).
[2]) صحيح : [مختصر م 648]، م (1336/974/2)، د (1720/160/5)، نس (1220/5).
[3]) صحيح : [الإرواء 986]، هق (156/5).استطاعت چيست؟

استطاعت در باب حج عبارت است از : علاوه بر سلامت جسمي، مازاد بر مخارج افراد تحت تکفل، مقدار مالي داشته باشد که در رفت و برگشت او را کفايت کند و امنيت راه :
دليل شرط بودن سلامتي براي فرضيت حج، حديث ابن عباس است : (أن امرأة من خثعم قالت : يا رسول الله، إن أبي أدرکته فريضة الله في الحج شيخا کبيرا، لايستطيع أن يستوي علي الراحلة، فأحج عنه؟ قال : حجي عنه)[1]. «زني از قبيله خثعم گفت اي رسول خدا! حج بر پدرم واجب شده است اما او مردي مسن است و نمي‌تواند بر شتر بنشيند آيا به جاي او حج کنم؟ پيامبر ص فرمود : به جاي او حج کن».

دليل اينکه حج‌کننده بايد مقدار مالي داشته باشد که از نياز او و افراد تحت تکفلش اضافي باشد، فرموده پيامبر ص است :

(کفي بالمرء إثما أن يضيع من يقوت)[2] «براي گناهکار شدن شخصي همين کافي است که حق افراد تحت تکفل خود را ضايع کند».

امنيت راه به اين دليل شرط است که اداي حج بدون امنيت موجب ضرر مي‌شود، و شريعت از ضرر در هر صورت نهي کرده است.
..........................
[1]) متفق عليه : خ (1855/66/4)، م (1334/973/2)، ت (932/203/2)، د (1792/247/5)، نس 117/5).
[2]) صحيح : [الإرواء 989]، د (1676/111/5).حج زن

هرگاه شرايط مذکور براي زن هم فراهم شد، کاملاً مانند مرد حج بر او واجب مي‌شود البته براي زن شرط ديگري وجود دارد و آن اينکه براي رفتن به حج بايد شوهر يا محرمي به همراه او باشد، پس اگر شوهر يا محرمي را براي همراهي در سفر حج نيافت جزو کساني محسوب مي‌شود که توانايي انجام حج را ندارد. از ابن عباس روايت است : از پيامبر ص شنيدم که مي‌فرمود : (