به روايت نموده : (جاءنا مالک بن الحويرث فصلي بنا في مسجدنا هذا، فقال : أني لأصلي بکم و ما أريد الصلاة، ولکن أريد أن أريکم کيف رأيت النبي ص يصلي. قال أيوب : فقلت لأبي قلابة و يکف کانت صلاته؟ قال مثل صلاة شيخنا هذا – يعني عمرو بن سلمة. قال أيوب : وکان ذلک الشيخ يتم التکبير، و إذا رفع رأسه عن السجدة الثانية جلس و اعتمد علي الأرض ثم قام)[42] «مالک بن حويرث نزد ما آمد و در اين مسجدمان پيشنماز ما شد و گفت : من براي شما نماز مي‌خوانم و منظورم نماز نيست بلکه مي‌‌خواهم به شما نشان دهم چگونه پيامبر ص را ديدم نماز مي‌خواند، ايوب گفت : به ابوقلابه گفتم : نمازش چگونه بود؟ گفت : مانند اين نماز شيخ ما – يعني عمرو بن سلمه – ايوب گفت : و آن شيخ، الله أکبر را مي‌گفت و وقتي که سرش را از سجده دوم بلند مي‌کرد مي‌نشست سپس با تکيه بر زمين بلند مي‌شد».

10- نشستن در دو تشهد به صورتي باشد که در اين احاديث مي‌آيد : 
از ابوحميد در توصيف نماز پيامبر ص روايت است : (فإذا جلس في الرکعتين جلس علي رجله اليسري و نصب اليمني، و إذا جلس في الرکعة الآخرة قدم رجله اليسري و نصب الأخري و قعد علي مقعدته)[43]. «وقتي بعد از رکعت دوم مي‌نشست روي پاي چپش مي‌نشست و پاي راستش را نصب مي‌کرد و وقتي در رکعت آخر مي‌نشست پاي چپش را زير پاي راستش مي‌برد و پاي راستش را نصب مي‌کرد و روي نشيمنگاهش مي‌نشست».

از ابن عمر روايت است : (أن رسول الله ص کان إذا جلس في الصلاة وضع کفه اليمني علي فخذه اليمني و قبض أصابعه کلها و أشار بأصبعه التي تلي الإبهام، و وضع کفه اليسري علي فخذه اليسري)[44] «پيامبر ص وقتي در نماز مي‌نشست کف دست راستش را روي ران راستش قرار مي‌داد و تمام انگشتانش را مي‌بست و با انگشت سبابه اشاره مي‌کرد و کف دست چپش را روي ران چپش قرار مي‌داد».

از نافع روايت است : (کان عبدالله بن عمر رضي الله عنهما إذا جلس في الصلاة وضع يديه علي رکبتيه و أشار بأصبعه و أتبعها بصره ثم قال : قال رسول الله ص «لهي أشد علي الشيطان من الحديد يعني السبابة)[45] «عبدالله بن عمر رضي الله عنهما وقتي در نماز مي‌نشست دو دستش را روي دو زانويش قرار مي‌داد و با انگشتش اشاره مي‌کرد و به آن نگاه مي‌کرد، سپس گفت پيامبر ص فرمود : اين انگشت سبابه براي شيطان از آهن سخت‌تر است».
.......................
[1]) متفق عليه : خ (744/277/2)، م (598/419/1)، جه (805/264/1)، د (766/485/2).
[2]) صحيح : [الارواء 342]، د (760/476/2)، ت (242/153/1).
[3]) صحيح : [صفة الصلاة 82]، د(920/205/3)، ت (248/157/1).
[4]) متفق عليه : م (410/307/1)، خ (780/262/2)، نس (144/2)، د (924/211/3)، ت (250/158/1)، جع (851/277/1).
[5]) صحيح : [ص. نس 932]، خ (759/243/2).
[6]) صحيح : [مختصر م 286]، م (421/155/331/1).
[7]) صحيح : [مختصر م 287]، م (452 – 157 -/334/1).
[8]) صحيح : [ص. نس 1001]، نس (190/2)، د (857/123/3)، ت (261/164/1).
[9]) صحيح : [صفه الصلاه 127]، د (856/121/3)، هق (86/2).
[10]) صحيح : [مختصر م 296]، م (478 و 477/347/1)، د (832/82/3)، نس (199/2).
[11]) صحيح : [مختصر م 296]، م (478 و 477/347/1)، د (832/82/3)، نس (199/2).
[12]) صحيح : [صفة الصلاة 119].
[13]) صحيح : [ص. جه 731]، جه (897/289/1).
[14]) صحيح : [ص. جه 731]، ت (283/175/1)، د (835/87/3)، جه (898/290/1)، ملاحظه : در روايت ابوداود «وعافني» به جاي «واجبرني» و در روايت ابن ماجه «وارفعني» به جاي «واهدني» آ»ده است و مستحب است که هر دو با هم گفته شوند (و عافني و ارفعني).
[15]) صحيح : [مختصر م 390] م (746/512/1).
[16]) متفق عليه : خ (6265/56/11)، م (402/301/1).
[17]) صحيح : [مختصر م 306]، [ص. جه 741]، م (588/412/1)، د (968/273/3)، جه (909/294/1).
[18]) صحيح : [ص. د 877]، د (983/288/3)، نس (62/3)، جه (914/296/1)، ت (294/181/1)، ترمذي اين حديث را بدون جمله آخر «حتي يري بياض خده» روايت کرده است.
[19]) صحيح : [ص. ت 242]، ت (295/182/1).
[20]) متفق عليه : خ (735/218/2)، م (390-22-/292/1)، ت (255/161/1)، نس (122/2).
[21]) صحيح : [ص. د 663]، خ (739/22/2)، د (727/4396/3).
[22]) صحيح : [ص. نس 1040]، نس (206/2)، أ (493/167/3).
[23]) صحيح : [مختصر خ 402]، خ (740/224/2)، ما (376/111).
[24]) صحيح : [الإرواء 352]، خز (479/243/1).
[25]) صحيح : [صفة الصلاة 69]، کم (479/1).
[26]) صحيح : [صفة الصلاة 111]، م (498/357/1)، د (768/489/2).
[27]) صحيح : [صفة الصلاة 110]، خ (828/305/2)، د (717/427/2).
[28]) صحيح : [صفة الصلاة 110]، خز (594/301/1).
[29]) صحيح : [ص. د 214]، د (720/429/2)، ت (259/163/1).
[30]) صحيح : [ص. د 746]، د (825/70/3)، نس (207/2)، أ (656/276/3).
[31]) صحيح : [ص. د 672]، د (828/305/2)، د (718/427/2).
[32]) صحيح : [صفة الصلاة 126]، م (494/356/1).
[33]) متفق عليه : خ (807/294/2)، م (495/356/1)، نس (212/2).
[34]) صحيح : [صفة الصلاة 126]، خز (654/328/1)، هق (116/2).
[35]) اسناد آن صحيح است : خز (641/323/1).
[36]) صحيح : [صفة الصلاة 123]، خز (642/324/1)، هق (112/2).
[37]) اسنا آن صحيح است : [صفة الصلاة 123]، هق (113/2).
[38]) صحيح : [مختصر م 302]، م (498/357/1)، د (768/489/2).
[39]) صحيح : [ص. نس 1109]، نس (236/2).
[40]) صحيح : [مختصر م 303، م (536/380/1)، د (830/79/3)، ت (282/175/1).
[41]) صحيح : [مختصر خ 437]، خ (823/302/2)، د (829/78/3).
[42]) صحيح : [مختصر خ 437]، خ (824/303/2)، هق (123/2)، فع (116/1) امام شافعي مي‌گويد : ما هم به اين حديث عمل مي‌کنيم و به کسي که از سجده يا جلوس در نماز بلند مي‌شود مي‌گوييم که هنگام بلند شدن هر دو دستش بر زمين تکيه کند تا از سنت پيروي کرده باشد چون اين عمل به تواضع نزديکتر است و نمازگزار را در اداي نمازش بهتر ياري مي‌کند و بهتر به اوکمک مي‌کند تا به جلو نيافتد واحتمال افتادنش کم باشد و هر برخاستني غير از اين را مکروه مي‌دانم و با ترک اين هيئت اعاده نماز لازم نيست و سجده سهو هم نمي‌خواهد. الأم (117/1).
[43]) صحيح : [ختصر خ 448]، خ (828/305/2).
[44]) صحيح : [ص. د 851]، م (580 – 116 – 408/1)، د (972/277/3).
[45]) حسن : [صفة الصلاة 140]، أ (731/15/4).اذکار و دعاهاي مشروع بعد از نماز 
 
1- از ثوبان روايت است : پيامبر ص وقتي سلام نماز را مي‌داد سه بار استغفار مي‌کرد و مي‌فرمود : (اللهم أنت السلام و منک السلام تبارکت يا ذا الجلال و الإکرام) «خداوندا! تو سلام هستي و سلامتي از طرف توست. خيرهايت فراوانند اي صاحب شکوه و بزرگواري».

وليد گفت که به اوزاعي گفتم استغفار چگونه است؟ گفت : مي‌گويي : أستغفر الله، أستغفرالله.[1]

2- از ابوزبير روايت است : ابن زبير بعد از هر نمازي که سلام مي‌داد مي‌گفت : (لا إله إلا الله وحده لا شريک له، له الملک و له الحمد و هو علي کل شيي قدير لاحول و لا قوة إلا بالله لا إله إلا الله، ولانعبد إلا إياه له النعمة وله الفضل و له الثناء الحسن، لا إله إلا الله مخلصين له الدين ولو کره الکافرون) «هيچ معبود بر حقي غيراز خدا نيست، يکتاي بدون شريک است، ملک و ستايش براي اوست و او بر هر چيزي توانا است. هيچ حرکت و قوتي نيست مگر به مشيت الله، هيچ معبود بر حقي غير از الله نيست، تنها او را عبادت مي‌کنيم، نعمت و فضل و ستايش نيکو براي اوست، هيچ معبود بر حقي غير از الله نيست، عبادتمان خالصانه براي اوست گرچه کافران دوست نداشته باشند» و (ابن زبير) گفت : پيامبر ص اين ادعيه را بعد از هر نمازي مي‌خواند.[2]

3- از وراد مولاي مغيره بن شعبه روايت است : مغيره بن شعبه به معاويه نوشت که: هرگاه نماز پيامبر ص تمام مي‌شد و سلام مي‌داد و مي‌فرمود : (لا إله إلا الله وحده لا شريک له، له الملک و له الحمد و هو علي کل شيء قدير اللهم لامانع لما أعطيت و لامعطي لما منعت و لاينفع ذ