ية، و لا ذي غمر علي أخيه)[3] «شهادت مرد وزن خائن و زناکار جايز نيست، و همچنين شهادت شخصي که نسبت به برادرش کينه دارد، جايز نيست».
چند شاهد کافي است؟
حقوق دو نوعند : حقوقي که متعلق به خداوند متعال است و حقوقي که متعلق به انسانها است :[4]
حقوق انسانها سه نوع‌اند : 
1- حقوقي که در آنها کمتر از شهادت دو مرد مورد قبول نيست : و آن در مواردي است که نفعي مالي در آن نباشد، و به مردان مربوط است، مانند ازدواج و طلاق : 
خداوند متعال مي‌فرمايد :
) فَإذَا بَلَغنَ أجَلَهُنَّ فَأمسِکُوهُنَّ بِمَعرُوفٍ أَو فَارِقُوهُنَّ بِمَعرُوفٍٍ وَأشهِدُوا ذَوَي عَدلٍ مِنکُم ((طلاق : 2)
«و هنگامي که مدت عده آنان نزديک به پايان آمد، يا از ايشان را به طرز شايسته‌اي نگاه داريد و يا بطرز شايسته‌اي از ايشان جدا شويد و بر آنان دو مرد عادل از  ميان خودتان را به شهادت گيريد».
و پيامبر ص مي‌فرمايد : (لانکاح إلا بولي و شاهدي عدل)[5] «نکاح صحيح نيست مگر با حضور ولي و دو شاهد عادل» همانطور که ملاحظه مي‌شود در آيه و حديث شاهد به لفظ مذکر آمده است.
2- حقوقي که در آن شهادت دو مرد، يا يک مرد و دو زن، يا شهادت يک مرد و سوگند مدعي پذيرفته مي‌شود : و آن حقوقي است که مال در آن هدف است مانند خريد و فروش، اجاره، رهن و امثال اينها، خداوند متعال مي‌فرمايد : 
) وَاستَشهِدُوا شَهِيدَينِ مِن رِجَالِکُم فَإن لَم يَکُونَا رَجُلَينِ فَرَجُلٌ وَ امرَأتَانِ مِمَّن تَرضَونَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أن تَضِلَّ إحدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إحدَاهُمَا الأُخرَي ((بقره : 282)
«و دو نفر از مردان خود را به شاهد بيگريد و اگر دو مرد نبودند يک مرد و دو زن از ميان کساني شاهد بگيريد که مورد رضايت و اطمينان شما هستند تا اگر يکي (از آنان) فراموش کرد ديگري به او يادآوري کند».
از ابن عباس روايت است : (أن رسول الله ص قضي باليمين مع الشاهد)[6] «پيامبر ص با سوگند و يک شاهد (به نفع مدعي) قضاوت کرد».
3- حقوقي که در آن شهادت دو مرد، يا يک مرد و دو زن، يا چهار زن قابل قبول است، و اين حقوقي است که عموماً مردان از آن آگاهي ندارند؛ مانند : شير دادن، ولادت، و عيبهاي داخلي زنان.
اما در حقوق خداوند متعال شهادت زنان مورد قبول قرار نمي‌گيرد؛ زهري گويد : (لايجلد في شي من الحدود إلا بشهادة رجلين) «در هيچ حدي تازيانه زده نمي‌شود مگر با شهادت دو مرد».
حقوق خداوند متعال سه نوع‌اند : 
1- حقوقي که در آن شهادت کمتر از چهار مرد پذيرفته نمي‌شود، مانند زنا : 
خداوند متعال مي‌فرمايد : 
) وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً ((نور : 4)
«و کساني که به زنان پاکدامن نسبت زنا مي‌دهند؛ سپس چهار شاهد نمي‌آورند؛ به آنان هشتاد تازيانه بزنيد».

2- حقوقي که در آن شهادت دو مرد کفايت مي‌کند، و بجز زنا ساير حقوق خدا از اين قبيل هستند. همانطوريکه در سخن زهري قبلاً بيان شد.

3- حقوقي که يک شاهد در آن معتبر است، مانند رؤيت هلال ماه رمضان.[7]
...........................
[1]) متفق عليه : خ (2654/261/5)، م (87/91/1).
[2]) منار السبيل (486/2).
[3]) حسن : [ص. جه 1916]ف د (3584/10/10)، جه (2366/792/2)، در روايت ابن ماجه بجاي عبارت «ولا زانٍ ولازانية» عبارت و «لوامحدود في الإسلام» - يعني شهادت زن و مردي که حد بر آنها جاري شده نيز پذيرفته نمي‌شود-» آمده است.
[4]) متن الغاية و التقريب.
[5]) تخريج در ص (370).
[6]) صحيح : [ص. جه 1920]، م (1712/1337/3)، جه (2370/793/2)، د (3591/28/10).
[7]) مراجعه شود به فصل روزه.سوگند

هرگاه مدعي از آوردن دليل ناتوان شود و مدعي عليه ادعاي او را انکار کند هيچ حقي براي مدعي نيست بجز سوگند مدعي عليه؛ به دليل فرموده پيامبرr : (البينة علي المدعي واليمين علي المدعي عليه)[1] «بينه بر مدعي و سوگند بر مدعي عليه است».
از اشعث بن قيس کندي روايت است : بين من و مردي بر سر چاهي خصومتي روي داد، دعواي خود را نزد پيامبر ص برديم. پيامبر ص فرمود : (شاهداک أو يمينه) «دو شاهدت را بياور يا (طرف دعوايت بايد) سوگند بخورد، گفتم : او بي‌پروا سوگند مي‌خورد. پيامبر ص فرمود : (من حلف علي يمين يستحق بها مالا، و هو فيها فاجر، لقي الله و هو عليه غضبان) «کسي که سوگند دروغين بخورد تا با آن مالي را بدست آورد روز قيامت در حالي خدا را ملاقات مي‌کند که بر او خشمگين است» خداوند فرموده او را تصديق کرد و سپس پيامبر ص اين آيه را خواند : ) إنَّ الَّذِينَ يَشتَرُونَ بِعَهدِ اللهِ وَأيمَانِهِم ثَمَناً قَلِيلاً – إلَي – وَ لَهُم عَذَابٌ ألِيمٌ ([2] «کساني که پيمان خدا و سوگندهاي خود را به بهاي کمي بفروشند – تا – آنان عذاب دردناکي دارند.»
........................
[1]) صحيح : (ص. ج 2896)، ت (1356/399/2).
[2]) قبلاً بيان شد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:423.txt"> تعريف جهاد</a><a class="text" href="w:text:424.txt">تشويق بر جهاد </a><a class="text" href="w:text:425.txt">فضيلت شهادت در راه خدا</a><a class="text" href="w:text:426.txt">كسي كه جهاد را ترك كند!</a><a class="text" href="w:text:427.txt"> حکم جهاد</a><a class="text" href="w:text:428.txt">آداب جهاد</a><a class="text" href="w:text:429.txt">جهاد بر چه کساني واجب است؟</a><a class="text" href="w:text:430.txt">چه زماني جهاد فرض عين مي‌شود؟</a><a class="text" href="w:text:431.txt">اسيران جنگ</a><a class="text" href="w:text:432.txt">سلب</a><a class="text" href="w:text:433.txt">غنائم</a><a class="text" href="w:text:434.txt">في</a><a class="text" href="w:text:435.txt">عقد ذمه</a><a class="text" href="w:text:436.txt">جزيه از چه کساني گرفته مي‌شود؟</a></body></html> تعريف جهاد[1]

جهاد از (جهد) گرفته شده و به معني طاقت و مشقت است. گفته مي‌شود (جاهد يجاهد جهادا و مجاهدة) يعني تمام تلاش و توانائي خود را به کار برد و در جنگ با دشمن و دفاع از خود مشقات زيادي را تحمل کرد.

جهاد تنها زماني جهاد حقيقي ناميده مي‌شود که هدف از آن کسب رضاي خدا و اعلاي کلمه الله و به اهتزاز درآوردن پرچم حق، و از بين بردن باطل، و بذل جان در راه رضامندي خدا باشد، و اگر هدف از جهاد اهداف دنيوي ديگر غير از موارد گفته شده باشد، جهاد حقيقي ناميده نمي‌شود.

پس هر کس به منظور کسب مقام يا بدست آوردن غنيمت يا نشان دادن شجاعت يا رسيدن به شهرت، بجنگد، هيچ اجر و پاداشي نزد خدا ندارد :
از ابوموسي روايت است : مردي نزد پيامبر ص آمد و گفت : کسي به خاطر غنيمت مي‌جنگد و ديگري بخاطر شهرت، و کسي ديگر به خاطر نشان دادن مقامش، کداميک در راه خدا است؟ پيامبر ص فرمود : (من قاتل لتکون کلمة الله هي العليا فهو في سبيل الله)[2] «کسي که به خاطر اعلاي کلمه الله بجنگد او در راه خدا جهاد کرده است».
..........................
(*)  مباحث اين بخش را مي‌توانيد در کتابم (الحرب والسلام في الإسلام في ضوء سوره محمد) که رساله‌ي فوق ليسانسم است، بطور تفصيلي مطالعه نماييد.
[1]) فقه السنة (40، 27/3).
[2]) متفق عليه : خ (2810/27/6)، م (1904/1512/3)، د (2500/193/7)، ت (1697/100/3)، جه (2783/931/2).تشويق بر جهاد

از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (من آمن بالله و رسوله، و أقام الصلاة و صام رمضان، کان حقا علي الله أن يدخله الجنة، جاهد في سبيل الله أو جلس في أرضه 