ُوهِ، فُطْسَ الأنُوفِ، صِغَارَ الأعْيُنِ، وُجُوهُهُمُ الْمَجَانُّ الْمُطْرَقَةُ، نِعَالُهُمُ الشَّعَرُ». (بخاري:3590)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه رسول الله (ص) فرمود: «تا زماني كه شما با مردم خوزستان و كرمان كه عجم اند و چهره هايي قرمز، بيني هايي فرو رفته، چشم هايي كوچك دارند و صورتهايشان مانند سپرهاي ضخيم و كفشهايشان از مو ساخته شده است، نجنگيد، قيامت برپا نخواهد شد».
1487ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «يُهْلِكُ النَّاسَ هَذَا الْحَيُّ مِنْ قُرَيْشٍ». قَالُوا: فَمَا تَأْمُرُنَا؟ قَالَ: «لَوْ أَنَّ النَّاسَ اعْتَزَلُوهُمْ». 
(بخارى: 3604)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص) فرمود: «اين گروه از قريش، مردم را هلاك مي‌كنند». صحابه گفتند: پس چه دستوري مي دهيد؟ فرمود: «اي كاش! مردم از آنها كناره گيري مي كردند».
1488ـ وَعَنْهُ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ الصَّادِقَ الْمَصْدُوقُ يَقُولُ: «هَلاكُ أُمَّتِي عَلَى يَدَيْ غِلْمَةٍ مِنْ قُرَيْشٍ». قَالَ أَبُو هُرَيْرَةَ: إِنْ شِئتَ أَنْ أُسَمِّيَهُمْ: بَنِي فُلانٍ وَبَنِي فُلانٍ. (بخارى:3605)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي‌گويد: از صادق مصدوق (رسول خدا (ص)) شنيدم كه فرمود: «هلاك امت من بدست نوجواناني از قريش خواهد بود». ابوهريره (رض) گفت: اگر مي‌خواهيد آنها را براي شما نام مي برم. بني فلان و بني فلان هستند.
1489ـ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ الْيَمَانِ (رض) قَالَ: كَانَ النَّاسُ يَسْأَلُونَ رسول الله (ص)عَنِ الْخَيْرِ وَكُنْتُ أَسْأَلُهُ عَنِ الشَّرِّ مَخَافَةَ أَنْ يُدْرِكَنِي، فَقُلْتُ: يَا رسول الله، إِنَّا كُنَّا فِي جَاهِلِيَّةٍ وَشَرٍّ فَجَاءَنَا اللَّهُ بِهَذَا الْخَيْرِ، فَهَلْ بَعْدَ هَذَا الْخَيْرِ مِنْ شَرٍّ؟ قَالَ: «نَعَمْ». قُلْتُ: وَهَلْ بَعْدَ ذَلِكَ الشَّرِّ مِنْ خَيْرٍ؟ قَالَ: «نَعَمْ وَفِيهِ دَخَنٌ». قُلْتُ؟ وَمَا دَخَنُهُ؟ قَالَ: «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ». قُلْتُ: فَهَلْ بَعْدَ ذَلِكَ الْخَيْرِ مِنْ شَرٍّ؟ قَالَ: «نَعَمْ دُعَاةٌ إِلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا». قُلْتُ: يَا رَسُولَ الله، صِفْهُمْ لَنَا،‌ فَقَالَ: «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا». قُلْتُ: فَمَا تَأْمُرُنِي إِنْ أَدْرَكَنِي ذَلِكَ؟ قَالَ: «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ». قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلا إِمَامٌ؟ قَالَ: «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا، وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ، حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ». (بخارى:3606)
ترجمه: حذيفه بن يمان (رض) مي‏گويد: مردم از رسول خدا (ص)  دربارة امور خير مي پرسيدند و من از بديها مي پرسيدم كه مبادا گرفتار آنها شوم. بدينجهت، گفتم: اي رسول خدا‌! ما در جاهليت و بدي بسر مي برديم. پس خداوند اين خير (اسلام) را به ما عطا كرد. آيا بعد از اين خير، شّري هم وجود دارد؟ فرمود: «بلي، اما در آن، فساد خواهد بود». پرسيدم: فساد آن چيست؟ فرمود: گروهي، راهي غير از راه من در پيش مي گيرند. و در كارهايشان، امور خوب و بدي     مي بيني». گفتم: آيا بعد از آن خير، شرّي خواهد آمد؟ فرمود: «بلي، داعياني مردم را بسوي دروازه هاي جهنم، فرا مي خوانند. كسي كه آنان را اجابت كند، او را در آتش مي اندازند». گفتم: اي رسول خدا! آنان را براي ما توصيف كن. فرمود: «آنان از ما هستند و به زبان ما سخن مي‌گويند». گفتم: اگر آن زمان را دريافتم، دستور شما چيست؟ فرمود: «با مسلمانان و پيشواي آنها باش». پرسيدم: اگر مسلمانان، جماعت و رهبري نداشتند، چه كار كنم؟ فرمود: «در آن صورت، از همة آن گروهها، دوري كن. اگر چه خود را ملزم بداني كه زير يك درخت بماني و در همان حال، مرگ به سراغت بيايد».
1490ـ عَنْ عَلِيٍّ (رض): إِذَا حَدَّثْتُكُمْ عَنْ رسول الله (ص)، فَلأنْ أَخِرَّ مِنَ السَّمَاءِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَكْذِبَ عَلَيْهِ، وَإِذَا حَدَّثْتُكُمْ فِيمَا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ، فَإِنَّ الْحَرْبَ خَدْعَةٌ، سَمِعْتُ رسول الله (ص) يَقُولُ: «يَأْتِي فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ حُدَثَاءُ الأسْنَانِ، سُفَهَاءُ الأحْلامِ، يَقُولُونَ مِنْ خَيْرِ قَوْلِ الْبَرِيَّةِ، يَمْرُقُونَ مِنَ الإسْلامِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ، لا يُجَاوِزُ إِيمَانُهُمْ حَنَاجِرَهُمْ، فَأَيْنَمَا لَقِيتُمُوهُمْ فَاقْتُلُوهُمْ، فَإِنَّ قَتْلَهُمْ أَجْرٌ لِمَنْ قَتَلَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». (بخارى:3611)
ترجمه: از علي بن ابي طالب (رض) روايت است كه فرمود: «هرگاه، براي شما حديثي از    رسول الله (ص) بيان مي كنم، ترجيح مي دهم كه از آسمان به زمين بيفتم ولي سخني دروغ به رسول خدا (ص) نسبت ندهم. اما هرگاه از سوي خود با شما سخن مي گويم پس همانا جنگ، فريب است. شنيدم كه رسول الله (ص)  مي فرمود: «در آخر زمان، گروهي كم سن و سال و نادان مي آيند كه سخنان خوبي از قرآن به زبان مي آورند ولي از اسلام، خارج مي شوند همانطور كه تير از كمان، خارج مي شود و ايمان آنان از حنجره هايشان فراتر نمي رود. پس هر جا كه آنان را ديديد، آنها را بكشيد. زيرا هركس، آنها را بكشد، روز قيامت، پاداش دريافت خواهد كرد».
1491ـ عَنْ خَبَّابِ بْنِ الأرَتِّ (رض) قَالَ: شَكَوْنَا إِلَى رَسُولِ الله (ص) وَهُوَ مُتَوَسِّدٌ بُرْدَةً لَهُ فِي ظِلِّ الْكَعْبَةِ، قُلْنَا لَهُ: أَلا تَسْتَنْصِرُ لَنَا؟ أَلا تَدْعُو اللَّهَ لَنَا؟ قَالَ: «كَانَ الرَّجُلُ فِيمَنْ قَبْلَكُمْ، يُحْفَرُ لَهُ فِي الأرْضِ فَيُجْعَلُ فِيهِ، فَيُجَاءُ بِالْمِنْشَارِ فَيُوضَعُ عَلَى رَأْسِهِ فَيُشَقُّ بِاثْنَتَيْنِ، وَمَا يَصُدُّهُ ذَلِكَ عَنْ دِينِهِ، وَيُمْشَطُ بِأَمْشَاطِ الْحَدِيدِ مَا دُونَ لَحْمِهِ مِنْ عَظْمٍ أَوْ عَصَبٍ، وَمَا يَصُدُّهُ ذَلِكَ عَنْ دِينِهِ، وَاللَّهِ لَيُتِمَّنَّ هَذَا الأمْرَ حَتَّى يَسِيرَ الرَّاكِبُ مِنْ صَنْعَاءَ إِلَى حَضْرَمَوْتَ، لا يَخَافُ إِلا اللَّهَ أَوِ الذِّئبَ عَلَى غَنَمِهِ، وَلَكِنَّكُمْ تَسْتَعْجِلُونَ» (بخارى:3612)
ترجمه: خباب بن ارت (رض) مي‏گويد: نزد رسول خدا (ص)  كه چادرش را در ساية كعبه، بالش قرار داده بود (و تكيه زده بود) شكايت برديم و گفتيم: آيا براي ما طلب پيروزي نمي‌كني؟ آيا نزد خداوند براي ما دعا نمي كني؟ فرمود: «براي افرادي از امت هاي گذشته، چاله‌اي در زمين، حفر مي كردند و او را در آن قرار مي دادند. سپس اره اي مي آوردند و بر سرش مي‌ نهادند و او را از وسط،‌ دو نيم مي كردند. ولي اين كار او را از دينش باز نمي داشت. و شانه‌هاي آهني را در گوشت آنان فرو مي بردند تا جايي كه به استخوان و عصب آنها مي رسيد و اين كار هم آنان را از دينشان با ز نمي 