 كه آنحضرت (ص) مشغول خواندن خطبه بود و ما منتظر نماز بوديم، كارواني از غله وارد مدينه شد. مردم برخاسته و بسوي كاروان رفتند. فقط دوازده نفر، نزد رسول‏ الله (ص) باقي ماند. آنگاه ، اين آيه نازل شد: (وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِماً) يعني هنگامي كه تجارت يا سرگرمي اي را ببينند، از اطراف تو پراكنده مي شوند و تو را ايستاده رها مي كنند. (اين واقعه در ابتداي اسلام بود ومردم به احكام دين، آشنايي كامل نداشتند).

باب (25): نمازهاي سنت قبل و بعد از نماز جمعه
516 ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَانَ يُصَلِّي قَبْلَ الظُّهْرِ رَكْعَتَيْنِ وَبَعْدَهَا رَكْعَتَيْنِ وَبَعْدَ الْمَغْرِبِ رَكْعَتَيْنِ فِي بَيْتِهِ، وَبَعْدَ الْعِشَاءِ رَكْعَتَيْنِ، وَكَانَ لا يُصَلِّي بَعْدَ الْجُمُعَةِ حَتَّى يَنْصَرِفَ، فَيُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ. (بخارى:937)
ترجمه: عبدالله بن عمر رضي الله عنهما مي‏گويد: رسول ‏الله (ص) دو ركعت قبل از نماز ظهر، دو ركعت بعد از آن و دو ركعت بعد از مغرب در خانه‏ اش مي خواند. و دو ركعت بعد از نماز عشاء مي‏خواند. و بعد از نماز جمعه، نمازي نمي خواند مگر زماني كه به خانه اش برمي گشت. آنگاه، در منزل دو ركعت نماز مي گزارد. 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:474.txt">باب (1): نماز خوف </a><a class="text" href="w:text:475.txt">باب (2): نماز خوف در حالت سواره و پياده</a><a class="text" href="w:text:476.txt">باب (3): در حالت هجوم و دفاع در جنگ،  مي توان سواره و با اشاره، نماز خواند</a></body></html>باب (1): نماز خوف 
517 ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهمَا قَالَ: غَزَوْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) قِبَلَ نَجْدٍ، فَوَازَيْنَا الْعَدُوَّ، فَصَافَفْنَا لَهُمْ، فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يُصَلِّي لَنَا، فَقَامَتْ طَائِفَةٌ مَعَهُ تُصَلِّي وَأَقْبَلَتْ طَائِفَةٌ عَلَى الْعَدُوِّ، وَرَكَعَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِمَنْ مَعَهُ وَسَجَدَ سَجْدَتَيْنِ، ثُمَّ انْصَرَفُوا مَكَانَ الطَّائِفَةِ الَّتِي لَمْ تُصَلِّ، فَجَاءُوْا فَرَكَعَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِهِمْ رَكْعَةً وَسَجَدَ سَجْدَتَيْنِ، ثُمَّ سَلَّمَ، فَقَامَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ فَرَكَعَ لِنَفْسِهِ رَكْعَةً وَسَجَدَ سَجْدَتَيْنِ.(بخارى:942)
ترجمه: عبدالله بن عمر رضي الله عنهما مي‏گويد: در يكي از غزوات، همراه رسول‏ الله (ص) به سوي نجد مي رفتيم. در آنجا، با دشمن روبرو شديم و در برابر يكديگر، صف بستيم. رسول ‏الله (ص) نماز را اقامه كرد. يك گروه از ما در برابر دشمن ايستاد و گروهي ديگر، پشت سر آنحضرت (ص) به نماز اقتداء كرد. رسول‏ الله (ص) همراه اين گروه، يك ركوع و دو سجده بجا آورد. سپس اين گروه، به مصاف دشمن رفت و گروهي كه مواظب حمله دشمن بود، آمد و به آنحضرت (ص) اقتداء نمود. رسول خدا (ص) با اين گروه نيز يك ركوع و دو سجده بجا آورد و سلام گفت. آنگاه، هر كدام از آن دو گروه، برخاستند و يك ركوع و دو سجدة باقيمانده را به تنهايي ادا نمودند.
باب (2): نماز خوف در حالت سواره و پياده
518 ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا-في رواية- قال عَنِ النَّبِيِّ (ص): وَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَلْيُصَلُّوا قِيَامًا وَرُكْبَانًا. (بخارى:943)
ترجمه: در يك روايت از ان عمر رضي الله عنهما آمده است كه رسول ‏الله (ص) فرمود: «اگر تعداد افراد دشمن زياد بود و ترس شديد به وجود آمد، مي توان در حالت ايستاده و سوار بر مركب، يا به هر شكل ممكن، نماز خواند».

باب (3): در حالت هجوم و دفاع در جنگ، 
مي توان سواره و با اشاره، نماز خواند
519 ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص) لَنَا لَمَّا رَجَعَ مِنَ الأَحْزَابِ: «لا يُصَلِّيَنَّ أَحَدٌ الْعَصْرَ إِلاَّ فِي بَنِي قُرَيْظَةَ». فَأَدْرَكَ بَعْضَهُمُ الْعَصْرُ فِي الطَّرِيقِ، فَقَالَ بَعْضُهُمْ: لا نُصَلِّي حَتَّى نَأْتِيَهَ، وَقَالَ بَعْضُهُمْ: بَلْ نُصَلِّي، لَمْ يُرَدْ مِنَّا ذَلِكَ، فَذُكِرَ لِلنَّبِيِّ (ص)، فَلَمْ يُعَنِّفْ وَاحِدًا مِنْهُمْ. (بخارى:946)
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهماروايت مي كند كه: رسول ‏الله (ص) هنگام بازگشت  از جنگ احزاب، فرمود: « هيچ كس نماز عصر را نخواند مگر در بني‏قريظه». در مسير راه، قبل از رسيدن به بني‏قريظه، وقت نماز عصر فرا رسيد. بعضي‏ها گفتند: ما تا به بني قريظه نرسيم، نماز عصر را نمي‏خوانيم. برخي ديگر گفتند: ما نماز مي خوانيم زيرا منظورآنحضرت(ص)  اين نبود كه نماز نخوانيم. (و اينگونه، بعضي‏ها در مسير و بعضي‏ها در بني قريظه، نماز عصر را خواندند).پيامبر اكرم (ص) پس از اطلاع از اختلاف عمل آنها، هيچ كدام را سرزنش نكرد . (براي توضيح بيشتر، به كتاب المغازي مراجعه شود).
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:478.txt">باب (1): حمل سپر و نيزه در روز عيد</a><a class="text" href="w:text:479.txt">باب (2): خوردن چيزي قبل از رفتن به نماز عيد فطر</a><a class="text" href="w:text:480.txt">باب (3): خوردن در روز عيد قربان</a><a class="text" href="w:text:481.txt">باب (4): رفتن به عيدگاه بدون منبر </a><a class="text" href="w:text:482.txt">باب (5): پياده و سواره رفتن به عيدگاه و  نماز خواندن بدون اذان و اقامه</a><a class="text" href="w:text:483.txt">باب (6): خطبه عيدين بعد از نماز است</a><a class="text" href="w:text:484.txt">باب (7): فضيلت اعمال نيك در ايام تشريق</a><a class="text" href="w:text:485.txt">باب (8): تكبير گفتن در ايام (منا) و هنگام رفتن به عرفات</a><a class="text" href="w:text:486.txt">باب (9): نحر شتر و ذبح گوسفند وگاو، روز عيد در عيدگاه </a><a class="text" href="w:text:487.txt">باب (10) : تغيير راه رفت و برگشت به عيدگاه در روز عيد</a></body></html>آداب نمازعيدين و جشن روز عيد

باب (1): حمل سپر و نيزه در روز عيد
 520 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا قَالَتْ: دَخَلَ عَلَيَّ رَسُولُ الله (ص) وَعِنْدِي جَارِيَتَانِ، تُغَنِّيَانِ بِغِنَاءِ بُعَاثَ، فَاضْطَجَعَ عَلَى الْفِرَاشِ وَحَوَّلَ وَجْهَهُ، وَدَخَلَ أَبُو بَكْرٍ فَانْتَهَرَنِي، وَقَالَ: مِزْمَارَةُ الشَّيْطَانِ عِنْدَ النَّبِيِّ (ص)؟ فَأَقْبَلَ عَلَيْهِ رَسُولُ الله (ص) فَقَالَ: «دَعْهُمَا». فَلَمَّا غَفَلَ غَمَزْتُهُمَا فَخَرَجَتَا. (بخارى:949)
ترجمه: ام‏المومنين ؛عايشه رضي ‏الله‏ عنها؛ مي‏گويد: (روز عيد) دو دختر بچه در خانه من، مشغول خواندن سرود جنگ بعاث، بودند كه رسول الله (ص) وارد شد و براي استراحت، به رختخواب رفت و چهرة خود را برگرداند. چند لحظه بعد، ابوبكر (رض) وارد خانه شد و  با ديدن اين صحنه، مرا سرزنش كرد و فرمود: صداي شيطان درخانه پيامبر؟! رسول الله (ص) رو به ابوبكر كرد و فرمود: «آنان را به حال خود بگذار». عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي گويد: پس از اينكه ابوبكر سرگرم كاري ديگر شد، من با اشاره به آنها گفتم كه برويد. و آنها رفتند. 
 
باب (2): خوردن چيزي قبل از 