بر آورده سازم، چيز ديگري نمي خواهي؟ مي گويد: سوگند به عزتت، كه نمي خواهم. و چندين عهد و پيمان ديگر مي بندد. خداوند چهره اش را از جانب دوزخ برمي گرداند. وقتي چهره اش به سوي بهشت مي شود و شادابي آنرا مي بيند، ابتدا اندكي سكوت مي كند سپس مي گويد: پروردگارا ! مرا نزديك دروازة بهشت ببر. خداوند به او مي گويد: مگر تو آن همه عهد و پيمان نبستي كه چيز ديگري نخواهي ؟! مي گويد: پروردگارا مرا شقي ترين بنده ات مگردان. خداوند مي فرمايد: اگر اين خواسته ات را نيز برآورده سازم، چيز ديگري نمي خواهي؟ مي گويد: سوگند به عزتت كه چيز ديگري نمي خواهم. خداوند او را نزديك دروازه بهشت مي برد. وقتي چشمش به زيبائيها و شادابيهاي بهشت مي افتد، لحظه اي سكوت مي كند. سپس مي گويد: خدايا! مرا وارد بهشت گردان. خداوند مي فرمايد: واي بر تو اي فرزند آدم! چقدر عهد شكن هستي! مگر تو با من، آن همه عهد و پيمان نبستي كه چيز ديگري نخواهي. مي گويد: پروردگارا ! مرا شقي ترين بنده ات مگردان. خداوند به اين رفتار بنده اش مي خندد. سپس به او اجازة ورود به بهشت مي دهد و مي فرمايد: اكنون هر چه آرزو داري، بخواه. پس او آنقدر مي طلبد كه آرزوهايش به پايان مي رسد. خداوند عزوجل به يادش مي اندازد كه چنين و چنان بخواه. تا اينكه اين آرزوها نيز به پايان مي رسد. حق تعالي مي فرمايد: دو برابر آنچه كه خواستي به تو عنايت فرمودم».
 ابوسعيد خدري به ابوهريره گفت: من از رسول خدا (ص)  شنيدم كه فرمود: «خداوند به او ده برابر عنايت مي كند». ابوهريره (رض) گفت: من بخاطر ندارم كه آنحضرت (ص)  بيشتر از دو برابر فرموده باشد. ابوسعيد گفت : من خودم شنيدم كه آنحضرت (ص)  فرمود: «خداوند ده برابر به او مي دهد».
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:424.txt">باب (31): سجده با هفت عضو </a><a class="text" href="w:text:425.txt">باب (32): مكث بين دو سجده</a><a class="text" href="w:text:426.txt">باب (33): نمازگزار نبايد در سجده، ساعدهايش را روي زمين بگذارد</a><a class="text" href="w:text:427.txt">باب (34): نشستن بعد از ركعت اول وسوم وسپس، برخاستن از آن</a><a class="text" href="w:text:428.txt">باب (35): تكبير گفتن، هنگام بلند شدن از سجده</a><a class="text" href="w:text:429.txt">باب (36): نشستن به طريقه سنت، در تشهد</a><a class="text" href="w:text:430.txt">باب (37): كسي كه تشهد اول را واجب نميداند</a><a class="text" href="w:text:431.txt">باب (38): خواندن تشهد در جلسه آخر</a><a class="text" href="w:text:432.txt">باب (39): دعا نمودن قبل از سلام گفتن</a><a class="text" href="w:text:433.txt">باب (40): دعاهاي اختياري پس از تشهد</a></body></html>باب (31): سجده با هفت عضو 
457 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهُمَا في رواية قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «أُمِرْتُ أَنْ أَسْجُدَ عَلَى سَبْعَةِ أَعْظُمٍ: عَلَى الْجَبْهَةِ ـ وَأَشَارَ بِيَدِهِ عَلَى أَنْفِهِ ـ وَالْيَدَيْنِ، وَالرُّكْبَتَيْنِ، وَأَطْرَافِ الْقَدَمَيْنِ، وَلا نَكْفِتَ الثِّيَابَ وَالشَّعَرَ». (بخارى:812)
ترجمه: در روايتي، ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: رسول ‏الله (ص) فرمود:  «به من دستور داده شده است كه با هفت استخوان بدن (هفت عضو) سجده نمايم: پيشاني ـ و  با دستش به بيني خود اشاره كرد (يعني پيشاني و بيني با هم)ـ دو دست، دو زانو و سر انگشتان پا. همچنين به ما دستور داده شده است كه در نماز، موهاي سر و لباس خود را جمع نكنيم».

باب (32): مكث بين دو سجده
458 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: إِنِّي لا آلُو أَنْ أُصَلِّيَ بِكُمْ كَمَا رَأَيْتُ النَّبِيَّ. وباقي الحديث تقدم. (بخارى:821)
ترجمه: انس ابن مالك (رض) فرمود: من از نشان دادن نماز رسول ‏الله(ص) به شما به هيچ وجه كوتاهي نمي‏كنم... حديث قبلاً بيان گرديد.

باب (33): نمازگزار نبايد در سجده، ساعدهايش را روي زمين بگذارد
459 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ: «اعْتَدِلُوا فِي السُّجُودِ، وَلايَبْسُطْ أَحَدُكُمْ ذِرَاعَيْهِ انْبِسَاطَ الْكَلْبِ». (بخارى:822)
ترجمه: انس ابن مالك (رض) مي‏گويد: رسول‏ الله (ص) فرمود: «در سجده، آرامش خود را حفظ كنيد و هيچ يك از شما ساعدهايش را مانند سگ، بر زمين نگذارد».

باب (34): نشستن بعد از ركعت اول وسوم وسپس، برخاستن از آن
460 ـ  عن مَالِكِ بْنِ الْحُوَيْرِثِ اللَّيْثِيِّ (رض): أَنَّهُ رَأَى النَّبِيَّ (ص) يُصَلِّي، فَإِذَا كَانَ فِي وِتْرٍ مِنْ صَلاتِهِ، لَمْ يَنْهَضْ حَتَّى يَسْتَوِيَ قَاعِدًا. (بخارى:823)
ترجمه: مالك بن حويرث (رض) مي گويد: من رسول الله (ص) را ديدم كه نماز  مي خواند و بعد از ركعت اول و سوم (پس از سجده دوم) نخست، اندكي مي نشست وسپس برمي خاست.

باب (35): تكبير گفتن، هنگام بلند شدن از سجده
461 ـ عَنْ أَبِيْ سَعِيْدٍ الْخُدْرِيِّ (رض): أَنَّهُ صَلَّى، فَجَهَرَ بِالتَّكْبِيرِ حِينَ رَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ السُّجُودِ، وَحِينَ سَجَدَ وَحِينَ رَفَعَ، وَحِينَ قَامَ مِنَ الرَّكْعَتَيْنِ، وَقَالَ هَكَذَا رَأَيْتُ النَّبِيَّ (ص). (بخارى:825)
ترجمه: از ابوسعيد خدري (رض) روايت شده است كه او در نماز، هنگام بلند كردن سر از سجده و هنگام رفتن به سجده و پس از بر خاستن  از سجده و هنگام بلند شدن از تشهد اول  با صداي بلند، تكبير مي گفت و فرمود: رسول الله (ص)را ديدم كه چنين مي كرد.

باب (36): نشستن به طريقه سنت، در تشهد
462 ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا: أَنَّهُ كَانَ يَتَرَبَّعُ فِي الصَّلاةِ إِذَا جَلَسَ، وَأَنَّه رَأَى وَلَدَهُ فَعَلَ ذلِكَ فَنَهَاهُ، وَقَالَ: إِنَّمَا سُنَّةُ الصَّلاةِ أَنْ تَنْصِبَ رِجْلَكَ الْيُمْنَى وَتَثْنِيَ الْيُسْرَى، فَقَالَ لَهُ: إِنَّكَ تَفْعَلُ ذَلِكَ. فَقَالَ: إِنَّ رِجْلَيَّ لا تَحْمِلانِي. (بخارى:827)
ترجمه: عبد الهَ بن عمر رضي الله عنهما در نماز، چهار زانو مي‏نشست. ولي وقتي پسرش را ديد كه او هم، چهار زانو مي نشيند، وي را از اين كار منع ‏كرد و گفت: نشستن به طريقه سنت، در نماز، اين است كه قدم پاي راست را نصب كني (ايستاده نگه داري) و قدم پاي چپ را پهن نمايي. پسرش گفت: چرا خود شما چهار زانو مي‏نشينيد؟! گفت: من ناتوانم و پاهايم مرا تحمل نمي كند.
463 ـ عَنْ أَبي حُمَيْدٍ السَّاعِدِيِّ (رض) قَالَ: أَنَا كُنْتُ أَحْفَظَكُمْ لِصَلاةِ رَسُولِ اللَّهِ (ص)، رَأَيْتُهُ إِذَا كَبَّرَ جَعَلَ يَدَيْهِ حِذَاءَ مَنْكِبَيْهِ، وَإِذَا رَكَعَ أَمْكَنَ يَدَيْهِ مِنْ رُكْبَتَيْهِ، ثُمَّ هَصَرَ ظَهْرَهُ، فَإِذَا رَفَعَ رَأْسَهُ اسْتَوَى حَتَّى يَعُودَ كُلُّ فَقَارٍ مَكَانَهُ، فَإِذَا سَجَدَ وَضَعَ يَدَيْهِ غَيْرَ مُفْتَرِشٍ وَلا قَابِضِهِمَا، وَاسْتَقْبَلَ بِأَطْرَافِ أَصَابِعِ رِجْلَيْهِ الْقِبْلَةَ، فَإِذَا جَلَسَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ جَلَسَ عَلَى رِجْلِهِ الْيُسْرَى وَنَصَبَ الْيُمْنَى، وَإِذَا جَلَسَ فِي الرَّكْعَةِ الآخِرَةِ قَدَّمَ رِجْلَهُ الْيُسْرَى، وَنَصَبَ الأُخْرَى وَقَعَدَ عَلَى مَقْعَدَتِهِ. (بخارى:828)
ترجمه: ابوحميد ساعدي (رض) 