اني که دو گروه بزرگ كه به سوي يک چيز دعوت مي دهند، با يکديگر به جنگ نپردازند و کشتار بزرگي ميان آنان رخ ندهد و تا وقتي که نزديک به سي دجال دروغگو، ‌ظهور نکند که همگي آنان ادعاي نبوت مي کنند، قيا مت برپا نخواهد شد. همچنين تا زماني که علم و دانش از ميان مردم برداشته نشده و زلزله ها زياد نشوند و فاصله ها کم نشود و قتل و کشتار، زياد نگردد و مال به اندازه اي زياد نشود که به فردي که داده مي شود، بگويد: من به آن نيازي ندارم و مردم در ساختمانها به يکديگر، فخر نفروشند، قيامت برپا نخواهد شد. همچنين تا زماني که يک فرد از کنار فرد ديگري عبور نکند و نگويد: اي کاش! من بجاي او مي بودم و خورشيد از سمت مغرب، طلوع ننمايد، قيامت برپا نخوهد شد. پس هنگامي که خورشيد از سمت مغرب، طلوع کرد و مردم آنرا ديدند و همگي ايمان آوردند، در اين هنگام، ايمان کسي که قبلاً ايمان نياورده است و يا در همان دوران قبلي که ايمان داشته است، کار نيكي انجام نداده است، به او سودي نخواهد بخشيد.
و قيامت، چنان ناگهاني فرا مي رسد که دو نفر، پارچه هايشان را بين يگديگر پهن مي کنند ولي هنوز معامله اي انجام نداده اند و آنها را جمع نکرده اند که قيامت برپا مي شود.
و چنان ناگهاني است که شخصي، شترش را مي دوشد اما قبل از اينکه شيرش را بنوشد، قيامت برپا مي شود. و چنان ناگهاني است که فرد، شکافهاي حوض اش را مي گيرد اما قبل از اينکه دام هايش را آب بدهد، قيامت برپا مي شود.
و حتي به اندازه اي ناگهاني است که شخصي، لقمه اش را بسوي دهانش مي برد اما موفق به خوردنش نمي شود».




<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1713.txt">باب (1): اطاعت از امير تا وقتي كه دستورش، گناه و معصيت نباشد</a><a class="text" href="w:text:1714.txt">باب (2): كراهيت تلاش براي رسيدن به امارت</a><a class="text" href="w:text:1715.txt">باب (3): كسي كه مسئوليتي را به عهده بگيرد ولي حقش را ادا نكند</a><a class="text" href="w:text:1716.txt">باب (4): كسي كه سخت گيري كند، خداوند بر او سخت گيري خواهد كرد</a><a class="text" href="w:text:1717.txt">باب (5): قضاوت كردن و فتوي دادن در حالت خشم</a><a class="text" href="w:text:1718.txt">باب (6): آنچه براي كاتب، مستحب است</a><a class="text" href="w:text:1719.txt">باب (7) شيوة بيعت امام با مردم</a><a class="text" href="w:text:1720.txt">باب (8) تعيين جانشين</a><a class="text" href="w:text:1721.txt">باب (9)</a></body></html>باب (1): اطاعت از امير تا وقتي كه دستورش، گناه و معصيت نباشد
2175ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «اسْمَعُوا وَأَطِيعُوا، وَإِنِ اسْتُعْمِلَ عَلَيْكُمْ عَبْدٌ حَبَشِيٌّ كَأَنَّ رَأْسَهُ زَبِيبَةٌ». (بخارى:7142)

ترجمه: انس بن مالک (رض) مي گويد: رسو ل الله (ص) فرمود: «بشنويد و اطا عت کنيد اگر چه فرمانرواي شما برده اي حبشي تعيين گردد که سرش به اندازه ي يک دانه ي کشمش باشد». 

باب (2): كراهيت تلاش براي رسيدن به امارت
2176ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «إِنَّكُمْ سَتَحْرِصُونَ عَلَى الإِمَارَةِ، وَسَتَكُونُ نَدَامَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ، فَنِعْمَ الْمُرْضِعَةُ، وَبِئسَتِ الْفَاطِمَةُ».  (بخارى:7148)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است که نبي اکرم (ص) فرمود: «شما براي رسيدن به فرمانروايي و رياست، تلاش مي كنيد ولي روز قيامت، باعث پشيماني شما خواهد شد. رياست، شير دهنده ي خوبي است (لذات زيادي دارد) اما قطع شدن (مردن) بسيار بدي دارد». (البته اين، براي کساني است که به مسئوليت خويش، بخوبي عمل نکنند). 
باب (3): كسي كه مسئوليتي را به عهده بگيرد ولي حقش را ادا نكند
2177ـ عَنْ مَعْقِلَ بْنَ يَسَارٍ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «مَا مِنْ عَبْدٍ اسْتَرْعَاهُ اللَّهُ رَعِيَّةً فَلَمْ يَحُطْهَا بِنَصِيحَةٍ إِلاَّ لَمْ يَجِدْ رَائحَةَ الْجَنَّةِ».  (بخارى:7150)
ترجمه: معقل بن يسار (رض) مي گويد: شنيدم که نبي اکرم (ص) مي فرمود: «هر بنده اي که خداوند، مسئوليت رعيتي را به او عنايت فرمايد و او در نصيحت و خير خواهي آنان، کوتاهي كند، بوي بهشت به مشام اش نخواهد رسيد».
2178ـ وَعَنْهُ (رض) أَيْضاً عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) أَنَّهُ قَالَ: «مَا مِنْ وَالٍ يَلِي رَعِيَّةً مِنَ الْمُسْلِمِينَ فَيَمُوتُ وَهُوَ غَاشٌّ لَهُمْ إِلاَّ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ».  (بخارى:7151)
ترجمه: همچنين از معقل بن يسار (رض) روايت است که رسول الله (ص)فرمود: «هر فرمانروايي  که مسئو ليت گرو هي از مسلمانان را به عهده بگيرد و در حالي بميرد که به آنان، خيانت کرده است، خداوند بهشت را بر او حرام مي گرداند». 

باب (4): كسي كه سخت گيري كند، خداوند بر او سخت گيري خواهد كرد
2179ـ عَنْ جُنْدَبٍ (رض) قال: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «مَنْ سَمَّعَ سَمَّعَ اللَّهُ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، قَالَ: وَمَنْ يُشَاقِقْ يَشْقُقِ اللَّهُ عَلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» فَقَالُوا: أَوْصِنَا، فَقَالَ: «إِنَّ أَوَّلَ مَا يُنْتِنُ مِنَ الإِنْسَانِ بَطْنُهُ، فَمَنِ اسْتَطَاعَ أَنْ لا يَأْكُلَ إِلاَّ طَيِّبًا فَلْيَفْعَلْ، وَمَنِ اسْتَطَاعَ أَنْ لا يُحَالَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجَنَّةِ بِمِلْءِ كَفِّهِ مِنْ دَمٍ أَهْرَاقَهُ فَلْيَفْعَلْ». (بخارى:7152)
ترجمه: جندب (رض) مي گويد: شنيدم که رسول الله (ص) مي فرمود: «هرکس بدنبال شهرت باشد، روز قيا مت، خداوند نيت اش را آشکار خواهد ساخت. و هرکس، سخت بگيرد، روز قيامت، خداوند بر او سخت خواهد گرفت». صحابه گفتند: ما را نصيحت کن. رسول خدا (ص) فرمود: «نخستين عضوي که از انسان، بدبو و متعفن مي شود، شکم اوست. لذا تا مي توانيد فقط از مال حلال بخوريد و همچنين تا مي توانيد يک کف خون ناحق نريزيد تا مانع ورود شما به بهشت نگردد».

باب (5): قضاوت كردن و فتوي دادن در حالت خشم
2180ـ عن أَبِي بَكْرَةَ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «لاَ يَقْضِيَنَّ حَكَمٌ بَيْنَ اثْنَيْنِ وَهُوَ غَضْبَانُ». (بخارى:7158)
ترجمه: ابوبکره (رض) مي گويد: شنيدم که نبي اکرم (ص) مي فرمود: «هيچ داوري نبايد در حالت خشم، ميان دو نفر، قضاوت کند».

باب (6): آنچه براي كاتب، مستحب است
2181ـ حَدِيْثُ حُوَيِّصَةَ وَمُحَيِّصَةَ تَقَدَّمَ فِي الْجِهَادِ، وَزَادَ هَهُنَا: «إِمَّا أَنْ يَدُوا صَاحِبَكُمْ وَإِمَّا أَنْ يُؤْذِنُوا بِحَرْبٍ». (بخارى:7192)
ترجمه: حديث حويصه و محيصه در کتاب جهاد، بيان گرديد. در اين روايت، علاوه بر آن، آمده است که نبي اکرم (ص) فرمود: «يهوديها بايد خونبهاي رفيق شما را پرداخت کنند و يا اعلام جنگ کنند».


باب (7) شيوة بيعت امام با مردم
2182ـ عَنْ عُبَادَةَ بْنِ الصَّامِتِ (رض) قَالَ: بَايَعْنَا رَسُولَ اللَّهِ (ص) عَلَى السَّمْعِ وَالطَّاعَةِ، تَقَدَّمَ وَزَادَ فِي هَذِهِ الرِّوَايَةِ: وَأَنْ نَقُومَ أَوْ نَقُولَ بِالْحَقِّ حَيْثُمَا كُنَّا، لا نَخَافُ فِي اللَّهِ لَوْمَةَ لائمٍ. (بخارى:7199ـ7200)
ترجمه: حديث عباده بن صامت (رض) درباره ي اينکه با نبي اکرم(ص)