(14): ترجیح دادن جهاد بر روزه
باب (15): بجز کشته شدن هفت نوع شهادت وجود دارد
باب (16): شأن نزول «لا یستوی القاعدون....»
باب (17): تشویق برای جهاد
باب (18): کندن خندق
باب (19): ترک جهاد به خاطر عذر
باب (20): فضیلت روزه در راه الله
باب (21): فضیلت مجهز کردن مجاهد و یا سرپرستی خانواده اش به طور شایسته
باب (22): آمادگی برای مرگ، هنگام رفتن به جهاد
باب (23): فضیلت پیشگام شدن و جمع آوری اطلاعات از دشمن.
باب (24): جهاد، در معیت انسان نیکوکار و بدکار، ادامه دارد
باب (25): ثواب پرورش اسب برای جهاد
باب (26): نام گذاری اسب و الاغ
باب (27): آنچه درباره بدیُمنی اسب آمده است
باب (28): سهم اسب از مال غنیمت
باب (29): شتر پیامبر اکرم
باب (30): مشارکت زنان در جنگ با حمل آب برای مردم
باب (31): مداوای مجروحان جنگ، توسط زنان
باب (32): نگهبانی در میادین جهاد
باب (33): فضیلت خدمت در جهاد
باب (34): فضیلت یک روز نگهبانی در راه خدا
باب (35): کمک گرفتن از ضعفا و نیکوکاران در جنگ
باب (36): تشویق به تیراندازی
باب (37): پناه بردن به سپر دیگران
باب (38): آنچه درباره آراستن شمشیر آمده است
باب (39): آنچه درباره زره و لباس جنگی پیامبر اکرم ص آمده است
باب (40): استفاده از پارچه ابریشمی.
باب (41): آنچه درباره جنگ با رومیان، گفته شده است
باب (42): جهاد با یهود.
باب (43): جنگ با ترکها
باب (44): نفرین مشرکین
باب (45): دعا برای هدایت مشرکین به قصد دلجویی از آنان
باب (46): دعوت مردم توسط پیامبر اکرم ص به سوی اسلام ونبوت
باب (47): پنهان نمودن نیت جنگ از دیگران و ترجیح دادن سفر در روز پنجشنبه
باب (48): وداع کردن
باب (49): اطاعت از پیشوا و رهبر
باب (50): دفاع از رهبر و پناه بردن به اندیشه اش
باب (51): بیعت بر عدم فرار از میدان جنگ
باب (52): امام و رهبر، پیروانش را به کاری امر نماید که توانایی آنرا داشته باشند
باب (53): پیامبر اکرم ص اگر در آغاز روز نمی جنگید، پس از زوال آفتاب، به جنگ می پرداخت
باب (54): شخص مزدبگیر
باب (55): آنچه درباره پرچم رسول الله ص آمده است
باب (56): پیامبر اکرم ص فرمود: از مسافت یک ماه راه، دشمنانم دچار وحشت می شوند
باب (57): برداشتن زاد و توشه جنگ (یا سفر) 
باب (58): پشت سر کسی بر الاغ، سوار شدن.
باب (59): کراهیت بردن قرآن به سرزمین دشمن
باب (60): کراهیت تکبیر گفتن با صدای بلند
باب (61): تسبیح گفتن هنگام بالا رفتن و پایین آمدن از بلندیها
باب (62): به مسافر، ثواب عبادات دوران اقامت، خواهد رسید
باب (63): تنها رفتن به مسافرت
باب (64): جهاد، با اجازه والدین
باب (65): بستن زنگوله و مشابه آن، به گردن شتر
باب (66): مسافرت زن، بدون محرم
باب (67): به زنجیر بستن اسیران
باب (68): شبیخون زدن
باب (69): کشتن زنان و کودکان، در جنگ.
باب (70): مردم را با عذاب خدا یعنی آتش، نسوزانید
باب (71):
باب (72): سوزاندن خانه ها و نخلستانها.
باب (73): جنگ، فریبکاری است
باب (74): کراهیت تنازع و اختلاف در جنگ
باب (75): کمک خواستن از مردم، هنگام دیدن دشمن
باب (76): آزاد کردن اسیران جنگی
باب (77): فدیه گرفتن از مشرکین
باب (78): اگر کافر حربی بدون امان خواستن، وارد سرزمین مسلمانان شود.
باب (79): جایزه دادن به سفیر و نماینده
باب (80): آیا می توان برای اهل ذمه، شفاعت نمود؟ و چگونگی رفتار با آنان
باب (81): چگونه اسلام بر کودک، عرضه شود؟
باب (82): شمارش مردم، توسط امام.
باب (83): سه شب توقف در میدان جنگ بعد از پیروزی بر دشمن
باب (84): اگر اموال مسلمانان، بعد از غلبه دشمن، دوباره به دست مسلمانان افتد؟
باب (85): کسی که به زبان فارسی و غیر عربی، سخن بگوید
باب (86): خیانت در مال غنیمت
باب (87): خیانت اندک در امانت
باب (88): استقبال از مجاهدین
باب (89): دعای برگشتن از جهاد.
باب (90): نماز خواندن هنگام بازگشت از سفر.
باب (91): فرض ادای خمس
باب (92): آنچه درباره آثار باقیمانده از رسول خداص و تبرک جستن به آنها آمده است
باب (93): خدا می دهد و من، خازن و قاسم (نگهدارنده و تقسیم کننده) هستم.
باب (94): مال غنیمت برای شما حلال شده است
باب (95): خوردنی هایی که در جنگ بدست می آید
باب (96): صلح کردن با ذمی ها و حربی ها و گرفتن جزیه از آنها
باب (97): اگر امام با پادشاهی صلح کند، آیا صلح با رعیتش نیز بحساب می آید
باب (98): گناه کسی که فرد معاهدی را به ناحق بکشد
باب (99): آیا مشرکانی که در حق مسلمانان، خیانت کنند، بخشوده می شوند؟
باب (100): صلح با مشرکین در مقابل مال و چیزهای دیگر و گناه کسی که به پیمانش، پایبند نباشد
باب (101): آیا شخص ذمی ای که جادو کند، معاف می شود؟
باب (102): ترس از خیانت
باب (103): گناه کسی که عهد ببندد و سپس، خیانت کند
باب (104): گناه کسی که به نیک و بد، خیانت می کند
باب (23): آزمندي براي  فراگرفتن حديث
85 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) أَنَّهُ قَالَ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَنْ أَسْعَدُ النَّاسِ بِشَفَاعَتِكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؟ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «لَقَدْ ظَنَنْتُ يَا أَبَا هُرَيْرَةَ أَنْ لا يَسْأَلُنِي عَنْ هَذَا الْحَدِيثِ أَحَدٌ أَوَّلُ مِنْكَ، لِمَا رَأَيْتُ مِنْ حِرْصِكَ عَلَى الْحَدِيثِ، أَسْعَدُ النَّاسِ بِشَفَاعَـتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ، مَنْ قَالَ: لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ خَالِصًا مِنْ قَلْبِـهِ، أَوْ نَفْسِهِ». (بخارى:99)
ترجمه:  ابوهريره (رض) مي گويد: عرض كردم: اي رسول خدا ! چه كساني روز قيامت براي شفاعت شما سعادت بيشتري دارند؟ رسول الله (ص) فرمود: «اي ابوهريره !  چون عشق و علاقه تو را نسبت به حديث ديدم، مي دانستم كه كسي قبل از تو، اين سؤال را از من نخواهد پرسيد. كساني روز قيامت براي شفاعت من سعادت بيشتري دارند  كه با  اخلاص و از صميم قلب، لا إله إلا الله بگويند».

باب (1): اگر صاحبِ چيزِ پيدا شده، نشانه هايش را بگويد، 
آن چيز، به وي داده مي شود
1099 ـ عَنْ أُبَيِّ بْنِ كَعْبٍ (رض) قَالَ: أَخَذْتُ صُرَّةً مِائَةَ دِينَارٍ فَأَتَيْتُ النَّبِيَّ (ص) فَقَالَ: «عَرِّفْهَا حَوْلاً». فَعَرَّفْتُهَا حَوْلاً، فَلَمْ أَجِدْ مَنْ يَعْرِفُهَا، ثُمَّ أَتَيْتُهُ فَقَالَ: «عَرِّفْهَا حَوْلاً» فَعَرَّفْتُهَا، فَلَمْ أَجِدْ مَنْ يَعْرِفَهَا ثُمَّ أَتَيْتُهُ ثَلاثًا فَقَالَ: «احْفَظْ وِعَاءَهَا، وَعَدَدَهَا، وَوِكَاءَهَا، فَإِنْ جَاءَ صَاحِبُهَا، وَإِلاَّ فَاسْتَمْتِعْ بِهَا». (بخارى:2426)
ترجمه: اُبَي بن كعب (رض) مي‏گويد: كيسه‏اي را كه صد دينار در آن بود، يافتم. آن را  نزد نبي اكرم (ص) بردم. رسول ‏الله (ص) فرمود: «تا مدت يك سال، (پيدا شدن) آن را به مردم اعلام كن». من نيز تا يك سال آن را اعلام كردم. اما صاحبش پيدا نشد. سپس، نزد رسول ‏الله (ص) رفتم. دوباره فرمود: «تا يك سال اعلام كن». من نيز چنين كردم. اما كسي را نيافتم كه آنرا بشناسد. براي بار سوم، نزد رسول ‏الله (ص) رفتم. آنحضرت (ص) فرمود: «ظرف آن و تعداد و پارچه اي كه با آن بسته شده است را نگهدار. اگر صاحبش آمد، به او بده وگرنه خودت از آن استفاده كن».

باب (2): اگر دانه خرمايي در راه يافت
1100 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «إِنِّي لأَنْقَلِ