 است بر علم؛ حال آنكه علم برتر از مستحبات است. شيطان به آنان چنين وانمود كرده كه مقصود از علم عمل است وعمل را منحصر به عمل جوارح شمرده اند و اين ندانسته اند كه عمل در حقيقت عمل قلب است كه برتر است از عمل جوارح و اعضاء.

مطرف بن عبدالله گويد: فضيلت علم برتر از عبادت است، و يوسف بن اسباط گويد: ‌اگر بابي از علم بياموزي بهتر از هفتاد سفر جهاد است، و معافي بن عمران گويد: نوشتن يك حديث را دوست تر دارم از نماز شب وشب زنده داري به نماز.

اكنون به بيان تلبيس شيطان در مورد اقسام عبادات مي پردازيم:
وسواس در طهارت گرفتن

شيطان عابد وسواسي را به دير ماندن در مستراح امر مي كند حال آنكه اين براي كبد مضر است و بايد به اندازه باشد. بعضي از عباد پيشگان براي اطمينان از استبراي بول بلند مي شود و چند قدم را مي رود و تنحنح مي كند و روي اين پا و آن پای خود تكان مي دهد تا هر چه بول در مجرا باقي مانده فرود بيايد و خارج شود. اما هر چه از اين كارها بكند بول تازه خواهد آمد، و هر گاه آنچه را در ذكر مانده استبرا نمايد كافي است، سپس آب بريزد و تطهير كند. شيطان در نظر بعضي عبادت پيشگان استعمال آب فراوان را نيكو جلوه داده و طبق سخت ترين فتواها كه هفت آب ريختن بعد از ازالة عين نجاست است عمل مي كنند، همچنين است در كاربرد سنگ براي استنجا، كه سه قطعه سنگ كافي است و پاك مي كند و بيش از آن بدعت خواهد بود.

وسواس در وضو گرفتن 

شيطان بر بعضي عبادت پيشگان در ترتيب نيت كردن تلبيس مي كند چنانكه چند بار نيت نماز را بر زبان مي آورند، حال آنكه نيت به قلب است و تلفظ آن لازم نيست و تكرار لفظ معني ندارد. بعضي را هم از اين راه وسوسه مي كند كه از كجا اين آبي كه مي خواهي وضو بسازي پاك باشد؟ و هر احتمال دوري را در نظر او ظاهر مي سازد، حال آنكه شرع مي گويد در آب اصل بر پاكي است. و كثرت استعمال آب را هم چهار عيب هست: اسراف، وقت تلف كردن، فضولي در كار شرع كه كاربرد اندكي آب را براي وضو بس مي داند، و بالاخره اگر شستشوي هر عضو از سه بار بگذرد نهي شده است. و بسا آنقدر وضو را طول مي دهد كه وقت نماز مي گذرد يا دست كم فضيلت اول وقت يا فضيلت رسيدن به نماز جماعت را ازدست مي دهد. 

و شيطان در اينجا چنين وسوسه مي كند كه وضو مقدمة نماز است اگر وضو درست نشود نماز درست نيست، حال آنكه بعضي از همين آدمها را ديده ايم در مورد حلال يا حرام بودن خوراك و نوشيدنی خود اين اندازه مقيد نيستند و زبان در غيبت دراز مي كنند. كاش كارشان برعكس بود! از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) روايت است كه بر سعد گذشت ديد ]با آب زياد[ وضو مي گيرد فرمود: يا سعد، اين اسراف براي چيست؟ سعد پرسيد: مگر در وضو هم اسراف هست؟ فرمود:‌ بلي، ولو كنار آب روان نشسته باشي ]بايد به اندازه آب مصرف كني[. و نيز از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) روايت است كه فرمود: «بر وضو شيطاني «ولهان» نام موكل است از آن برحذر باشيد». در روايت ديگر فرمود: «ولهان در وضو گرفتن بر مردم مي خندد و مسخره شان مي كند». و نيز روايت است كه فرمود: «در اين امت اشخاصي خواهند بود كه در دعا و در وضو افراط مي كنند». ابوالوفاء بن عقيل مي گفت: «‌ارزشمندترين چيزها وقت است، وخدا را با آب (بازي) كمتر مي توان عبادت كرد». 

از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) روايت است كه براي تطهير بول اعرابي ]كه در مسجد ادرار كرد[‌ فرمود: «يك ذَنوب ]‌نوعي دلو[‌ آب كفايت است»؛ و دربارة ازالة مني فرمود: «آن را با برگ «إذخر» پاك كن!» و دربارة دامن بلند زنان كه بر زمين ساييده و احياناً نجس مي شود فرمود: «با دنباله اش پاك مي گردد»؛ و درباره ادرار پسر بچه فرمود: «آبي بر آن بپاشيد» و دربارة‌ ادار دختر بچه فرمود: «بر آن آب بريزيد». و نيز روايت است كه آن حضرت يك وقت، حين نماز «اُمامه» دختر ابوالعاص بن ربيع ]‌از زينب دختر پيغمر (صلى الله عليه وسلم)[ را در بغل داشت و موقعي كه سجده مي رفت او را بر زمين مي گذاشت و چون بر مي خواست بچه را هم بر مي داشت. و نيز روايت است كه عمر (رضی الله عنه) به يك اعرابي خبر داد كه حيوانات درنده در ظرف آبش زبان زده از آن پاك است و پاك كننده و نوشيدني. و نيز آن حضرت چارپاي بدون پالان سوار مي شد ]‌يعنی بي تكلف بود و نيز اينکه عرق الاغ نجس نيست[‌ ودر اخلاق و عادت آن حضرت استعمال آب زياد به عنوان عبادت و قصد ثواب نشان نداده اند. آن حضرت از سنگابة ‌مسجد وضو مي ساخت و پيداست كه اعرابيان حيوان صفت با آن سنگابه چه مي كردند؟ نشنيده اي كه آن اعرابي در مسجد ادرار كرد. اين همه براي آن است كه ما بدانيم و بياموزيم كه در آب اصل بر طهارت است. و نيز آورده اند كه حضرت از آب گودالي كه به رنگ حنا شده بود وضو ساخت و اينكه روايت كرده اند كه فرمود: «استنزهوا من البول» يا «تنزهوا من البول»؛ بايد دانست كه «تنزه» را حد معلومي است. يعني بايد غافل از آن نبود كه رطوبت بول تا كجا رسيده، آن را تطهير نمود؛ اما كاوش و دنبال كردن، اتلاف وقت است و شرع آن را نخواسته. 

و نيز آورده اند كه اسود بن سالم (از صالحان بزرگ) در وضو آب بسيار به كار مي برد پس از چندي آن عادت را ترك نمود. سبب پرسيدند گفت:‌ شبي خفته بودم ندايي آمد و مرا منع كرد، چنانكه از سعيد بن مسيب نقل است كه گفت: ‌در وضو شستشوي هر عضو چون از سه بار بگذرد، آن وضو بالا نمي رود. اسود افزود: ‌ديگر به آن عادت آب بازي باز نمي گردم و يك كف آب وضوي مرا كفايت است. 
وسوسهء ابليس در اذان گفتن

ازجمله فريبهاي شيطاني اذان گفتن با لحن و آهنگ آواز خواني است، مالك و ديگر علما شديداً ازآن اكراه داشته اند، و ديگر آميختن اذان با دعاها و اذكار و مواعظ است پيش و پس از آن، كه علما اين را نيز ناخوش داشته اند كه چيزي به اذان افزوده شود. و نيز بسيار كس ديده ايم كه بسياري از ساعات شب را بالاي مناره موعظه مي كند يا سوره هايي از قرآن را به صداي بلند قرائت مي نمايد. بدين گونه خواب مردم را مي گيرد و حواس شب زنده داران را پرت مي كند و قرائتشان بهم مي زند، كه اين همه از منكرات است. 

فريب شيطان در نماز

 ديگر وسوسة شيطان است در لباس نمازگزار، كه بعضي چند بار آن را مي شويند، و اگر دست به آن بخورد باز مي شويند. بعضي شستن لباس را در خانه كافي نمي دانند و مي گويند: حتماً بايد در رودخانه باشد بعضي هم لباس را در دلو گذاشته به شيوة يهوديان در چاه آب فرو می برند. اصحاب کرام (رضی الله عنهم) چنين نکردند، ايشان هنگاميکه فارس را فتح کردند با لباس فارسيان نماز خواندند و فرش و رخت ايشان را به كار بردند. بعضي از وسواسيان چنانكه قطره اي آب بر لباسش بچكد تمام آن را مي شويند و بدين سبب از نماز جماعت جا مي مانند، بعضي هم در روز باراني محض پرهيز از «ترشح» آب باران به مسجد نمي روند. 

نيز از وسوسه هاي شيطاني تكرار نيت نماز و تكبيرة‌الاحرام بستن و باز شكستن است. بعضي وسواسيان هستند كه سوگند به سه طلاق مي خورند كه اين نيت آخري است! در حالي كه شريعت ما سهله و سمحه است وپيغمبر (صلى الله علي