<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">تلبيس ابليس</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:11.txt">باب سوم در بر حذر داشتن از فتنه ها و حيله هاي ابليس</a><a class="text" href="w:text:12.txt">يادآوري اينكه هر انساني را شيطاني هست</a><a class="text" href="w:text:13.txt">پناه جستن به خدا از شر شيطان</a></body></html>باب سوم
در بر حذر داشتن از فتنه ها و حيله هاي ابليس

بدان كه هنگام خلقت در تركيب انسان شهوت قرار داده شد تا با آن جلب منافع كند و قوة غضب نهاده شد تا دفع زيان نمايد؛ و عقلش بخشيدند تا در آنچه جلب يا دفع مي كند عدل را به كار گيرد؛ و شيطان را آفريدند كه انسان را در جلب نفع و دفع ضرر به افراط مي كشاند. پس بر خردمند واجب است تا از اين دشمن كه از روزگار آدم، عداوتش را با انسان آشكار كرده بر حذر باشد آنچنانكه در قرآن آمده است: 

﴿وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ * إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ﴾[1].

«و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد. حقّا كه او دشمن آشكار شماست. جز اين نيست كه شيطان شما را ببدى و فحشاء أمر ميكند و شما را وادار مينمايد: چيزى را در باره خدا بگوئيد كه نميدانيد».‏ 

و نيز آمده است:

﴿الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ﴾[2].

«شيطان، شما را (به هنگام انفاق،) وعده فقر و تهيدستى مى‏دهد و به فحشا (و زشتيها) امر مى‏كند». 

و نيز:

﴿وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعِيداً﴾[3]. 

«و شيطان مى‏خواهد كه آنها را به گمراهى‏اى دور و دراز افكند».

و ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ﴾[4]. 

«شيطان مى‏خواهد به وسيله شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند، و شما را از ياد خدا و از نماز بازدارد. آيا (با اين همه زيان و فساد، و با اين نهى اكيد،) خوددارى خواهيد كرد؟!».

و ﴿إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ﴾[5].

«البتّه شيطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانيد او فقط حزبش را به اين دعوت مى‏كند كه اهل آتش سوزان (جهنّم) باشند!». 

و ﴿وَلا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ﴾ [6]. 

«و شيطان فريبكار شما را نسبت به خداوند فريب ندهد».

و ﴿أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾[7].

«اى فرزندان آدم، آيا به شما حكم نكرده بودم كه شيطان را نپرستيد. كه او برايتان دشمن آشكار است». 

و از اين قبيل آيات در قرآن بسيار است. 

و شايسته است بداني كه ابليس كارش تلبيس است: به شبه افتادن و ديگران را هم در اشتباه انداختن. نخستين بار آنجا كه صريحاً امر شد كه به آدم سجده نمايد، شروع كرد به ترجيح نهادن اصل خويش بر آدم و گفت: ﴿خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ﴾[8] «مرا از آتش آفريده اي و آدم را از گل» و بر خداوندِ صاحب اختيار دانا اعتراض نمود كه ﴿أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ﴾[9] «از چه رو اين را بر من كرامت بخشيده اي». يعني اين امر از روي حكمت نبوده! آن گاه دعوي بزرگي و تكبر كرد كه: ﴿أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ﴾[10] «من از او بهترم». و از سجود امتناع ورزيد و بدين گونه نفس خويش را كه مي خواست عزيز و بزرگ بدارد خوار و بي مقدار گردانيد و در معرض لعن و نفرين و عذاب قرار داد. 

پس هر كس را در نفس، وسوسه امري رخ نمايد بايد نهايت احتياط مرعي دارد و خطاب به شيطان كه انسان را به بدي فرا مي خواند، بگويد: تو كه با آراستن شهوات در نظر من خود را نيكخواه من مي نمايي چگونه نيكخواه من خواهي بود كه بر خود نتوانستي خير رسانيد پس اگر شيطان با تحريك هوي و هوس، نفس را به ياري بخواند بايد عقل را به خانه انديشه احضار كرد و با لشكر عزم سپاه نفس را منهزم ساخت. از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) روايت است كه فرمود: 

«يا أيها الناس! إن الله تعالى أمرني أن أعلمكم ما جهلتم مما علمني في يومي هذا، إن كل مال نحلته عبدي فهو له حلال، وإني خلقت عبادي حنفاء كلهم فأتتهم الشياطين فاجتالتهم عن دينهم وأمرتهم أن لا يشركوا بي ما لم أنزل به سلطاناً، وإن الله تعالى نظر إلى أهل الأرض فمقتهم عربهم وعجمهم إلا بقايا من أهل الكتاب». 

«اي مردم، خداي تعالي مرا امر كرد كه به شما بياموزانم آنچه را نمي دانيد از آنچه امروز به من آموخته است:‌ هر مالي كه به بنده ام بخشيده ام بر او حلال است، و من همة‌ بندگانم را پاكدين آفريدم اما شيطان بر ايشان تاخته از دين به درشان برد حال آنكه امر كرده بودم چيزي را كه براي آن دليلي فرو نفرستاده ام شريك من قرار ندهند. و خداي تعالي نظر بر مردم روي زمين كرد و از عرب و عجمشان خشنودي نداشت جز عده اي از باز ماندگانِ اهل كتاب». (صحيح مسلم). اين حديث را از طريق ديگر هم نقل كرده اند. 

و نيز از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) روايت است كه: «ابليس تخت خود را بر آب مي نهد، سپس لشكريان خود را به فتنه گري مي فرستد و هر كدام فتنه انگيز تر است منزلتش به ابليس نزديكتر است. يكيشان مي آيد و مي گويد: چنين و چنان كردم. ابليس مي گويد: كاري نكرده اي! ديگري مي آيد و مي گويد: ميان زن و شوهر جدايي انداختن. ابليس او را به خود نزديك مي سازد- يا در بر مي گيرد- و تحسين مي نمايد». (صحيح مسلم) 

و نيز جابر روايت مي كند كه: ابليس از اينكه نمازگزاران او را بپرستند مأيوس است اما به تحريك خصومت و كينه ميان مردمان اميد بسته است». (صحيح بخاری).

واز انس بن مالك روايت است كه «شيطان پوزه اش را بر قلب بني آدم گذارده است. هر وقت ياد خدا در آن باشد به آن كاري ندارد و اگر دلي خدا را فراموش كرده باشد شيطان مي بلعدش». 

از ابن مسعود روايت است كه «شيطان ميان اهل مجلس ذكر (خدا) براي فتنه گري رفت اما نتوانست ميان ايشان جدايي افكند. پس به مجلسي رسيد كه سخن از دنيويات بود ميان آنان به تحريك و تفتين پرداخت به طوري كه به كشتن يكديگر دست گشادند، تا آنكه اهل ذكر (خدا) برخاسته ميان آنان واسطه و حايل شدند تا پراكنده گرديدند». 

و از قتاده روايت است كه:‌ «ابليس را گماشته اي است از شياطين به نام «قبقب»، كه چهل سال وي را استراحت مي دهد وتقويت مي نمايد تا نوجواني وارد اسلام شود، پس ابليس به قبقب ميگويد: ‌به سراغ او برو، و به فتنه بيفكنش، كه تو را براي اين كار پرودانده ام». 

ثابت بناني روايت كرده كه: «‌يحيي بن زكريا عليهما السلام ابليس را ديد چيزهاي گوناگون بر خود آويخته، پرسيد اينها چيست؟ ابليس گفت: اينها شهوات است كه آدميزادگان را بدان وسيله صيد مي كنم. يحيي (عليه السلام) پرسيد: براي صيد من چه وسيله اي 