ض کفايه باشد، چنين اجازه اي لازم مي شود. پيامبر صلى الله عليه و سلم به مردي که مي خواست به جهاد برود، فرمود: «آيا والدينت در قيد حيات هستند؟»
پاسخ داد: بلي.
آنگاه پيامبر صلى الله عليه و سلم از او پرسيد که آن دو بدينکار رخصت داده اند يا خير؟ 
مرد گفت: خير.
پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم فرمود: (فارجع فاستأذنهما؛ فإن أذِنا لك، وإلا فبرَّهما) يعني: «برو و از آن ها اجازه بگير. اگر اجازه ات دادند، وگرنه با آنان نيکي گزين.» [احمد]
ولي اگر جهاد فرض عين باشد، مانند دشمني که به سرزمين حمله کرده باشد احتياج به شرط اجازه ي آنها ندارد. 

همسر و فرزندانش را بر آنها برتري ندهد: 
أخبر پيامبر صلى الله عليه و سلم از سه نفري که در بيابان مي گشتند براي ما حکايت مي فرمايد که براي سپري کردن شب وارد غاري شدند. وقتي وارد آن شدند، ناگهان صخره ي بزرگي از کوه سرازير گرديده و آستانه ي غار بسته شد. هرچقدر سعي کردند تا تخته سنگ را جابجا نمايند نتوانستند. مطمئن شدند که در همانجا هلاک خواهند شد. انديشه نمودند تا هرکدام خداوند سبحان را بخواند و از خدا بخواهد که به برکت اعمال نيکش، آنان را نجات دهد.
يکي از آنان گفت: بار خدايا من پدر و مادري داشتم که پيرو فرتوت بودند و قبل از ايشان هيچيک از اعضاي خانواده، و خدمتگاران را سيرآب نمي کردم، روزي در جستجوي درخت دور رفتم و زماني بازگشتم که آن دو بخواب رفته بودند، من سهم شيرشان را دوشيدم، چون ديدم که آنها به خواب رفته اند، روا ندانستم که آن ها را از خواب بيدار کنم و يا يکي از اعضاي خانواده و خدمتگزارانم را شير بنوشانم، من همچنان صبر کردم که آنها بيدار شوند، و قدح هم در دستم بود تا لحظه اي که صبح دميد، در حاليکه کودکانم در پيش پايم از گرسنگي جزع و فزع مي کردند. پس آنها از خواب بيدار شده و سهم شير خود را نوشيدند. خدايا اگر اين کار را برايت کردم ما را از اين مشکل نجات ده.
سپس هرکدام اعمال نيک خود را بيان داشته و دعا کردند و صخره از دم غار به کنار رفت و آن ها به فضل اين فرزند نيکوکار و رفتار نيکويي که دوستانش داشته اند از غار بيرون آمده و نجات يافتند.» [متفق عليه]
به اين ترتيب فرد مسلمان پدرش را بر زن و فرزندان مقدم مي شمارد، و با اين شيوه ي رفتار به الگويي براي زن و فرزندانش در نيکي در حق والدين تبديل مي گردد. تا اينکه وقتي او و همسرش هر دو پير شدند، فرزندانشان با آنان نيکو رفتار کنند همچنان که پدراشان با والدينش نيک رفتار نموده است. روايت مي شود که پيامبر صلى الله عليه و سلم فرموده اند: (بروا آباءكم تَبركُم أبناؤكم) [طبراني] يعني: «با والدينتان نيکي کنيد تا فرزندانتان با شما نيکي کنند.»

دعاء براي آنان در زمان حيات و پس از مردن ايشان:
انسان مسلمان در زمان حيات والدينش و پس از وفات آنان تا مي تواند برايشان دعا مي کند. در قرآن کريم درباره ي حضرت نوح -عليه السلام- بدينگونه بيان شده است: {رب اغفر لي ولوالدي ولمن دخل بيتي مؤمنًا وللمؤمنين والمؤمنات} [نوح: 28] يعني: «پروردگارا بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنى كه در سرايم درآيد و بر مردان و زنان با ايمان ببخشاى.»

پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (إذا مات الإنسان انقطع عمله إلا من ثلاثة: إلا من صدقة جارية، أو علم ينتفع به، أو ولد صالح يدعو له) [مسلم] يعني: «چون انسان بميرد، عمل او قطع مي شود، جز در سه چيز:
صدقه اي که جاري باشد.
يا عملي که از آن سود برند.
يا فرزند صالحي که براي او دعا کند.»
انسان مسلمان براي والدينش طلب آمرزش نموده و بدهي و نذرهايشان را از طرف آنان به جا مي آورد. قرآن مي خواند و پاداش آن را به آنان هديه مي کند و به جاي آن ها صدقه داده و از ديگر کارهاي نيک براي احسان با والدين فرونمي گزارد.

احسان و نيکي با دوستان پدر و مادر پس از وفاتشان:
 فرد مسلمان با دوستان والدينش پيوند مي دارد و به آنان سرمي زند و به نيکي رفتار مي نمايد، همانطور که والدينش عمل نموده بوده اند. رسول خدا صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (فمن أحبَّ أن يصِلَ أباه في قبره فليصلْ إخوان أبيه من بعده) [ابن حبَّان و ابو يعلي] يعني: «آنکه دوست دارد با پدرش در قبر صله و پيوند نگاه دارد، حتماً بايد با دوستان پدرش در زمان وفات او پيوند و صله بجاي آورد.»
آن حضرت صلى الله عليه و سلم فرموده است: (إن أَبَرَّ البِرِّ صِلَةُ الرجل أَهْلَ وُدِّ أبيه) [مسلم] يعني: «از بهترين نيکي ها اينست که شخص رابطه اش را با دوستان پدرش حفظ نمايد.»
با اين اوصاف هر مسلماني مي کوشد والدينش را خرسند و راضي نگاه دارد و رضايت خداوند عزوجل را در رضايت آن دو مي بيند. 
......................
مترجم: مسعود
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Comيک روز پيامبر صلى الله عليه و سلم در مسجد به همراه اصحابش نشسته بود. سه مرد آمده و دو نفر وارد شده و سومين آنان بازگشت. آن دو مرد به مجلس رسول الله صلى الله عليه و سلم و اصحابش نزديک آمده و يکي از ايشان يک جاي خالي در حلقه ي نشستگان در مجلس يافت و نشست و ديگري پشت حلقه نشست. 
وقتي که رسول خدا صلى الله عليه و سلم سخنانش را به پايان برد، در مورد حال و وضع آن سه نفر برايشان چنين توضيح داد: (أما أحدهم فآوى إلى الله فآواه (لجأ وجلس ليستمع إلى كلام الله فأنزل الله عليه رحمته) وأما الآخر فاستحيا (لم يزاحم) فاستحيا الله منه وأما الثالث فأعرض (عن مجلس الذكر) فأعرض الله عنه) يعني: «يکي از آنان به خدا بازگشت نموده (پناه آورد و براي گوش دادن به کلام خدا نشست و خداوند بر او رحمتش را نازل فرمود) و خداوند او را جاي داد، و اما ديگر حياء کرد و الله تعالي از وي حياء نمود و اما سومي (از مجلس ذکر) اعراض نمود و الله تعالي از وي اعراض کرد.» [بخاري]
***
از جمله آدابي که ايجاب مي کند هر مسلماني آن را در شرکت در مجالس رعايت کند موارد زير مي باشند:
همنشيني و مجالست با صالحان: 
انسان مسلمان در انتخاب افرادي که با آنان نشست و برخاست و مصاحبت مي کند به خوبي دقت نموده و آنان را از بين اهل تقوا و صلاح و کساني که به عبادت و طاعت خداوند شناخته شده اند برگزيند. انسان مسلمان همنشيني با کساني را که نه دين دارند و نه از ادب و اخلاق برخوردارند را نمي گزيند چون همنشين و رفيق تاثير زيادي بر روي فرد دارد.

همچنين بايد کوشيد تا از همنشيني و مجالست با افراد بيکار و معتاد و اشخاص منحرف اخلاقي دوري جست تا بتوان از تاثير مخرب نشستن با آنان و کشيده شدن به راه و روش آن ها در امان ماند. حال آنکه هر روز شنيده شده و در روزنامه و مجلات مي خوانيم که در پشت هر حادثه ي تازه اي علت انحراف مجرمان همان نشست و برخاست با جوانان معتاد، بيکار، ناهنجار يا منحرف بوده است. بنابراين فرد يارانش را از بين انسان هاي داراي اخلاق نيکو و افراد موفق در درس و تحصيل و کارهايشان انتخاب مي نمايد. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (الرجل على دين خليله؛ فلينظر أحدكم من يخالل) يعني: « هر شخص بر دين دوستش است، پس بنگرد هر کدام تان که با چه کسي دوستي