ه شخصي درباره محروم شدن بعضي از وارثان از ارث، وصيت كند. يا بعضي را نسبت به بعضي ديگر ترجيح دهد. خداوند مي فرمايد:
(مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَآ أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَآرٍّ وَصِيَّةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ)(نساء:12)
ترجمه: در وصيت، به كسي ضرر نرسانيد، اين توصيه خداوند است و خدا دانا و شكيبا است.
و رسول الله (ص)  مي فرمايد:
«لا ضرر و لا ضرار، من ضار ضاره الله و من شاق، شاقه الله».
ترجمه: ضرر رسانيدن به خود و ديگران درست نيست، هر كس در صدد ضرر رساندن باشد، خداوند باو ضرر مي رساندو هر كس در صدد مشقت(ديگران) باشد، خداوند او را در مشقت مي اندازد.(15) 
11- وصيت ظالمانه، باطل و مردود است. رسول الله (ص)  مي فرمايد: 
«مَنْ أَحْدَثَ فِي أَمْرِنَا هَذَا مَا لَيْسَ فِيهِ فَهُوَ رَدٌّ».(16) 
(هر كس در دين ما بدعت و پديده اي بوجود آورد، مردود است).
و در حديث عمران بن حصين آمده است: شخصي هنگام بيماري مرگ، شش غلام را كه تمام ثروت او بودند آزاد كرد. وارثانش نزد رسول الله (ص) آمدند و شكايت كردند. رسول الله (ص)  فرمود:
(اگر مي‏دانستم كه چنين ستمي را مرتكب شده است، بر او‏ نماز جنازه 
نمي خواندم).
راوي مي گويد: آنگاه رسول الله (ص)  ميان آن شش غلام، قرعه انداخت و دو نفر از آنان را كه معادل يك سوم مال ميت بود، آزاد كرد و چهار نفر ديگر را به حالت اول برگردانيد.(17) 
12- با توجه به اينكه اغلب مردم در اين زمان مبتلا به بدعت هاي متعدد در امور دين و بويژه در مسائل مربوط به جنازه و ميت هستند. بر انسان مسلمان واجب است وصيت كند تا مطابق سنت رسول الله (ص)  تكفين و تجهيز شود. 
خداوند مي فرمايد:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِيکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا ....)(18) 
اي مومنان! خود و فرزندان تان را از آتشي كه مواد سوختي آن، انسانها و سنگ ها هستند، برهانيد.
به موجب آيه مذكور، اصحاب رسول الله (ص)  توصيه مي كردند كه آنها را مطابق سنت رسول الله (ص)  تدفين كنند، در اينجا چند مورد از اينگونه توصيه ها را يادآور 
مي شوم.
الف- عامر بن سعد بن ابي وقاص مي گويد: پدرم هنگام بيماري مرگ، چنين وصيت كرد:
«الْحَدُوا لِي لَحْدًا وَانْصِبُوا عَلَيَّ اللَّبِنَ نَصْبًا كَمَا صُنِعَ بِرَسُولِ اللَّهِ (ص)».(19) 
(مرا در لحد بگذاريد و با خشت خام، دهانه لحد را ببنديد، همانطور كه با جسد رسول الله (ص)  رفتار شد).
ب- ابو برده (رض) مي گويد: ابوموسي اشعري در بيماري وفات چنين وصيت كرد:	«إِذَا انْطَلَقْتُمْ بِجِنَازَتِي فَأَسْرِعُوا الْمَشْيَ وَلاَ يَتَّبِعُنِي مُجَمَّرٌ وَلاَ تَجْعَلُوا فِي لَحْدِي شَيْئًا يَحُولُ بَيْنِي وَبَيْنَ التُّرَابِ وَلاَ تَجْعَلُوا عَلَى قَبْرِي بِنَاءً وَأُشْهِدُكُمْ أَنَّنِي بَرِيءٌ مِنْ كُلِّ حَالِقَةٍ أَوْ سَالِقَةٍ أَوْ خَارِقَةٍ قَالُوا أَوَسَمِعْتَ فِيهِ شَيْئًا قَالَ نَعَمْ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص)».(20) 
ترجمه: هرگاه جنازه ام را حمل كرديد، به سرعت مرا به قبرستان ببريد. با جنازه من، بخور و آتش همراه نكنيد. بر لحد من چيزي (مانند سنگ، آجر، شيشه) نگذاريد كه ميان من و خاك مانع باشد. من در حضور شما خدا را گواه مي گيرم كه من از هر نوحه خوان و كسيكه به سر و صورت بزند و موهاي خود را بكند، بيزارم. يعني بعد از مردن من هيچ كس از افراد فاميلم حق ندارد دست به چنين اعمالي بزند. گفتند: در اين مورد از پيامبر، چيزي شنيده اي؟ گفت: بلي.
ج- حذيفه مي گويد: هرگاه مرگ من فرا رسيد، كسي را از مردن من با خبر نسازيد. زيرا مي ترسم خبر مرگ من باعث نعي (21)  شود كه رسول الله (ص)  آن را منع كرده است.(22) 
با توجه به آنچه بيان گرديد. امام نووي در باب اذكار مي فرمايد: مستحب است كه شخص، وارثان خود را درباره اجتناب از بدعت هاي رايج در تدفين و تكفين توصيه كند و پرهيز از بدعات را مورد تاكيد قرار دهد.
-----------------------------------------------
1) مسلم، بيهقي و احمد.
2) مسلم، ‌بيهقي و احمد.
3) ترمذي، و آنرا حسن دانسته است. ابن ماجه و عبدالله بن احمد با سند صحيح.
4) احمد و حاكم. و حاكم آن را تخريج كرده به شرط شيخين صحيح قرار داده است. ذهبي نيز آنرا تاييد كرده. اما در واقع اين حديث فقط با شرائط بخاري مطابقت دارد.
5) بخاري و بيهقي.
6) مسلم.
7) حاكم، ابن ماجه و احمد.
8) طبراني (حديث صحيح).
9) صحيح بخاري.
10) بخاري، مسلم و اصحاب سنن.
11) بقره: 180.
12) مالي كه از ميت باقي مي ماند.
13) احمد، شيخان و بيهقي.
14) ابوداود، ترمذي، بيهقي و مجمع الزوائد و حديث حسن است.
15) دارقطني، حاكم از ابي سعيد خدري و ذهبي آن را تصحيح و مطابق با شرايط امام مسلم قرار داده اند، ولي در واقع حديث، حسن است . همانطور كه نووي در اربعين و ابن تيميه در فتاوي فرموده است و شواهد زيادي در بيهقي و مجمع الزوائد دارد و هم چنين بيهقي آنرا قوي دانسته است.
16) متفق عليه.
17) احمد و مسلم.
18) تحريم: 6 .
19) مسلم و بيهقي و غيره ها.
20) احمد، بيهقي و ابن ماجه به سند حسن.
21) نعي: اينكه موت كسي به قصد نام و نمود، اعلام شود.
22) ترمذي آن را حسن گفته است.الف – اطرافيان ميت بايد به نكات زير توجه داشته باشند:
1-كلمه شهادت «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله» را براي بيمار بخوانند و به او تلقين كنند. رسول الله (ص)  مي فرمايد:
«لَقِّنُوا مَوْتَاكُمْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ».
(كلمه را به كساني كه در حال جان كندن هستند تلقين كنيد).
چرا كه هر كس در واپسين لحظه هاي زندگي كلمه لا اله الا الله را بخواند و آخرين سخنش آن باشد، سرانجام وارد بهشت خواهد شد هر چند كه عذاب ببيند. 
رسول الله (ص)  مي فرمايد:
« من مات و هو يعلم أنه لا اله الا الله دخل الجنة».(1) 
(هر كس در حالي بميرد كه معتقد باشد كه جز الله معبودي وجود ندارد، وارد بهشت خواهد شد).
در روايتي ديگر آمده است:
«من مات و لا يشرك بالله شيئاً دخل الجنة».
(مسلم و جمله اضافه در روايت اول از ابن حبان است).
ب- براي بيمار در حضورش دعاي خير بكنند و سخن ديگري را بر زبان نياورند. ام سلمه مي گويد: رسول الله (ص)  فرمود:
«إِذَا حَضَرْتُمْ الْمَرِيضَ أَوْ الْمَيِّتَ فَقُولُوا خَيْرًا فَإِنَّ الْمَلاَئِكَةَ يُؤَمِّنُونَ عَلَى مَا تقولون».(2) 
(هرگاه نزد بيمار و ميت حاضر شديد، سخن خير بگوئيد، همانا فرشتگان بر آنچه كه شما مي گوييد آمين مي گويند).
14- تلقين، آنطور كه بعضي مي پندارند فقط خواندن كلمه شهادت در حضور بيمار نيست، بلكه تلقين تشويق نمودن بيمار به خواندن كلمه است، زيرا انس مي گويد:
«ان رسول الله (ص)  عاد رجلا من الأنصار، فقال يا خال! قل لا اله الا الله، فقال: أخير لي أن اقول: لا اله الا الله؟ فقال النبي (ص) نعم».(3) 
رسول الله (ص)  مردي از انصار را عيادت كرد و فرمود: اي دائي! لا اله الا الله بگو. مرد انصاري گفت: آيا گفتن لا اله الا الله برايم بهتر است؟ رسول الله (ص)  فرمود: آري.
15- اما در مورد خواندن سوره «ياسين» و رو به قبله كردن بيمار، حديث صحيحي وجود ندارد. حتي