بودن برايم بهتر است، مرا زنده نگه دار، و هر وقت، مردن به نفع(دين ودنياي) من است، مرا بميران.
4- اگر حق كسي به عهده بيمار است، آنرا برگرداند و اگر برايش ممكن نبود، وصيت نمايد. چنانكه رسول الله (ص)  فرمود: قبل از مرگ و فرارسيدن روزي كه در آن ، پول و ثروت پذيرفته نمي شود، حق مردم را بپردازيد. در غير اينصورت ، اعمال نيك انسان به طلبكاران داده مي شود. اگر كفايت نكند، اعمال بد طلبكاران، بر دوش او نهاده مي شود.(5) 
همچنين رسول اكرم (ص) از صحابه پرسيد:
«أَتَدْرُونَ مَا الْمُفْلِسُ قَالُوا الْمُفْلِسُ فِينَا مَنْ لاَ دِرْهَمَ لَهُ وَلاَ مَتَاعَ فَقَالَ إِنَّ الْمُفْلِسَ مِنْ أُمَّتِي يَأْتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِصَلاَةٍ وَصِيَامٍ وَزَكَاةٍ وَيَأْتِي قَدْ شَتَمَ هَذَا وَقَذَفَ هَذَا وَأَكَلَ مَالَ هَذَا وَسَفَكَ دَمَ هَذَا وَضَرَبَ هَذَا فَيُعْطَى هَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ وَهَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ فَإِنْ فَنِيَتْ حَسَنَاتُهُ قَبْلَ أَنْ يُقْضَى مَا عَلَيْهِ أُخِذَ مِنْ خَطَايَاهُمْ فَطُرِحَتْ عَلَيْهِ ثُمَّ طُرِحَ فِي النَّارِ»(6) 
ترجمه: آيا مي دانيد مفلس كيست؟ عرض كردند: نزد ما مفلس كسي است كه پول و ثروتي نداشته باشد. رسول الله (ص)  فرمود: همانا مفلس امت من كسي است كه روز قيامت ، در حالي مي آيد كه نماز، روزه ، حج و زكات به همراه دارد ولي به يكي ناسزا گفته، ديگري را تهمت زده ، مال كسي را خورده و خون كسي را ريخته و ديگري را كتك زده است. نيكيهايش به اين و آن، داده مي شود. اگر نيكي‌هايش قبل از بدهكاريها به پايان رسد، گناهان افراد طلبكار را به او مي دهند و وي را به دوزخ مي‌اندازند.
همچنين فرموده است:
«وَمَنْ مَاتَ وَعَلَيْهِ دَيْنٌ فَلَيْسَ بِالدِّينَارِ وَلاَ بِالدِّرْهَمِ وَلَكِنَّهَا الْحَسَنَاتُ وَالسَّيِّئَاتُ»(7) 
(هركس در حالي بميرد كه مديون است، بايد بداند كه آنجا، درهم و دينار پذيرفته 
نمي شود، بلكه آنجا معامله نيكي ها و بدي ها است.)
و همچنين مي فرمايد: دو نوع وام وجود دارد: هر كس در حالي بميرد كه قصد اداي دين را هنگام قرض گرفتن داشته است، من (پيامبر) ولي او هستم و دينش را از بيت المال مي پردازم ولي هر كس بميرد در حالي كه هنگام قرض گرفتن، قصد پرداخت آن را نكرده است، اعمال نيكش به طلبكاران داده مي شود. چون در آن روز، دينار و درهم (پول) به كار نمي آيد.(8) 
جابر بن عبدالله مي گويد: شب قبل از غزوه احد، پدرم مرا نزد خود خواست و گفت: من خودم را اولين كسي مي بينم كه از ميان اصحاب رسول الله (ص)  كشته مي‌شود و عزيزترين كسي كه بعد از خود، باقي مي گذارم، تو هستي. من مديون هستم. بدهي‏هاي مرا ادا كن. و با خواهرانت به خوبي رفتار كن. جابر مي گويد: صبح روز بعد، مبارزه آغاز شد و پدرم نخستين كسي بود كه به قتل رسيد.(9) 
5- بيمار در وصيت خود نسبت به پرداخت حقوق ديگران تاخير ننمايد.
رسول الله (ص)  مي فرمايد:
«مَا حَقُّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ يَبِيتُ لَيْلَتَيْنِ وَلَهُ شَيْءٌ يُوصِي فِيهِ إِلاَّ وَوَصِيَّتُهُ مَكْتُوبَةٌ عِنْدَهُ»
ترجمه: هر كس كه چيزي قابل وصيت دارد، بايد وصيتش را بنويسد و همواره همراه خود داشته باشد و حق ندارد دو شب پياپي، سپري كند در حالي كه وصتيش آماده نباشد.
عبدالله ابن عمر (رض) مي گويد:
«مَا مَرَّتْ عَلَيَّ لَيْلَةٌ مُنْذُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ ذَلِكَ إِلاَّ وَعِنْدِي وَصِيَّتِي»
(از روزي كه اين حديث را از رسول الله (ص)  شنيده ام هيچ شبي را بدون وصيت، به صبح نرسانيده ام.)(10) 
6- بيمار بايد در حق خويشاونداني كه از او ارث نمي برند وصيت كند. چنانكه خداوند مي فرمايد:
(إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَکَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ)(11)
ترجمه: وقتي زمان موت يكي از شما فرا مي رسد، در حق والدين و ساير خويشاوندان وصيت بكند، اگر چيزي باقي گذاشته است اين حقي است بر گردن پرهيزگاران.
7- همچنين بيش از يك سوم تركه (12)  را وصيت نكند، بلكه كمتر از يك سوم باشد. همانطور كه سعد بن ابي وقاص مي فرمايد: در سفر حجة الوادع با رسول الله (ص)  بودم، چنان بيمار شدم كه احتمال مرگم بسيار زياد بود. رسول الله (ص)  براي عيادتم آمد.
عرض كردم:اي پيامبر خدا! مال زيادي دارم. و وارثي جز يك دختر ندارم. آيا صحيح است كه دو سوم مال خود را براي مستمندان وصيت كنم؟ رسول الله (ص)  فرمود: خير. عرض كردم نصف آن؟ فرمود: خير. عرض كردم يك سوم؟ فرمود: يك سوم خوب است ولي باز هم زياد است. بعد فرمود: اي سعد! اگر تو وارثان و فرزندانت را بعد از مرگ، بي نياز بگذاري بهتر است از اينكه آنان را فقير بگذاري تا نزد ديگران، دست تكدي دراز كنند و همچنين فرمود: اي سعد! هر لقمه اي كه در راه خدا انفاق مي كني، در برابر آن، اجر خواهي برد. حتي لقمه اي كه در دهان همسرت مي گذاري. سعد مي گويد: بعد از اين بود كه، وصيت به يك سوم مال، مباح و جايز دانسته مي شد. (احمد و شيخين)
ابن عباس (رض) مي فرمايد: 
«وَدِدْتُ أَنَّ النَّاسَ غَضُّوا مِنْ الثُّلُثِ إِلَى الرُّبُعِ فِي الْوَصِيَّةِ لأَِنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ الثُّلُثُ كَثِيرٌ».
(دوست دارم كه مردم در وصيت، ثلث را به ربع تقليل ‌دهند، چون رسول الله (ص)  فرمود، يك سوم زياد است).(13) 
8- مريض در وقت وصيت، دو نفر مرد عادل و مسلمان را شاهد قرار بدهد، اگر دو مسلمان پيدا نشد، دو نفر غير مسلمان را شاهد بگيرد، همانطور كه قرآن در آيه 106 الي 108 سوره مائده در مورد شهادت توصيه كرده است.
9- وصيت براي والدين و ساير خويشاونداني كه از ميت ارث مي برند، بوسيله آيه ميراث، منسوخ شده است و رسول الله (ص)  در خطبه حجة الوداع بطور روشن و شفاف آن را توضيح داده و فرموده است:
«إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْطَى كُلَّ ذِي حَقٍّ حَقَّهُ فَلاَ وَصِيَّةَ لِوَارِثٍ».(14) 
(خداوند حق هر صاحب حق را داده است. اكنون وصيت براي كسي كه از وصيت كننده، ارث مي برد، جايز نيست).
توضيح: بايد دانست كه ناسخ در واقع، قرآن است و حديث، مبين اين مطلب است. همانطور كه از خطبه حجه الوداع بر مي آيد. بر خلاف آنچه كه بسياري مي پندارندكه ناسخ اين حكم، حديث است. از اينرو برخي از معاصرين روي آن خرده گيري نموده و گفته اند: حديث، خبر واحد است و نمي تواند ناسخ قرآن باشد. هر چند كه اين تصور، باطل است. زيرا صحيح اين است كه خبر واحد مي تواند ناسخ قرآن باشد. ولي اينجا ناسخ در واقع، آيه ميراث است. فرضاً اگر بپذيريم كه ناسخ، حديث است. حديث واحد باتفاق علما صلاحيت ناسخ بودن را دارد. علا.ه بر آن، حديث متواتر است و متواتر بودن آن بر كسي كه از اسناد و طرق حديث آگاهي دارد، پنهان نيست. بنده اسناد و طرق آن را در كتاب «ارواء الغليل» جمع و استخراج نموده ام. طرق آن بيش از ده طريق هستند و هشت نفر صحابي آن را روايت كرده است.
10- ضرر رسانديدن به ديگران، در وصيت حرام است. مانند اين