 منزل ابو ايوب انصاري (رض) شد و دوست داشت هر جا كه وقت نماز رسد. نماز بخواند. در نزديكي محل خواباندن گوسفندان، نماز خواند. براي ساختن مسجد با سران طايفه مشغول مذاكره بود و خطاب به آنان فرمود: اين باغ را براي ساختن مسجد، در برابر دريافت قيمت واگذار كنيد. آنان در جواب گفتند: بخدا سوگند ما آماده هستيم كه بدون قيمت، آن را در اختيار شما قرار دهيم.  زمين مورد بحث داخل چهار ديواري اي بود. در آنجا قبور مشركين ، نخلستان و ويرانه هايي وجود داشت. رسول الله (ص) دستور داد تا قبور مشركين را خراب كنند، همواري ها، مسطح و درخت هاي خرما قطع شوند. تنه نخلها را به طرف قبله مسجد چيدند و دو طرف راست و چپ مسجد را با سنگ ساختند.اصحاب، سنگ حمل مي كردند و مي آوردند، رسول الله (ص) نيز در حالي كه با اصحابش مشغول حمل خشت بود، چنين رجز مي خواند:
اللهم ان الاجر اجرُ الآخرة 		فارحم الانصار و المهاجره(43) 
(پروردگارا! همانا اجر واقعي، اجر آخرت است-  پس بر انصار و مهاجرين رحم بفرما).
حافظ در الفتح مي گويد: 
از حديث مذكور چنين بر مي آيد كه تصرف در قبوري كه بوسيله هبه يا بيع ، مملوك مي گردند جايز است . همچنين نبش قبور كهنه و از بين رفته اگر متعلق به غير مسلمانان باشد مانعي ندارد. همچنين خواندن نماز در قبرستان كفار بعد از نبش و بيرون آوردن آنها و ساختن مسجد  در آنجا نيز، بلا مانع است.
اين، آخرين مجموعه اي است كه خداوند متعال در باب احكام جنائز توفيق نگارش و تدوين آن را نصيب من كرد.
«و سبحانك اللهم و بحمدك أشهد أن لا إله إلا أنت أستغفرك و أتوب إليك»
دمشق 1/7/1373

مسائل پديد آمده در جنازه كه از رسول الله (ص)  ثابت نيستند
مناسب دانستم براي اتمام فائده، به اين كتاب فصل ويژه اي بيفزايم. تا مسلمانان با آگاهي از مسائلي كه بعداً پديد آمده اند خود را از ارتكاب آن بر حذر دارند و اعمالشان مطابق با سنت رسول الله (ص)  انجام گيرد. شاعر چه خوش سروده است:
عرفت الشر لا للشر			لكن لتوقيه
و من لا يعرف الخير				من الشر يقع فيه 
بدي را شناختم نه به خاطر خود آن، بلكه به خاطر نجات از آن. هر كس خوب را از بد تشخيص ندهد، در گرداب بدي ها غرق خواهد شد.
حذيفه بن اليمان مي گويد: 
«كَانَ النَّاسُ يَسْأَلُونَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) عَنْ الْخَيْرِ وَكُنْتُ أَسْأَلُهُ عَنْ الشَّرِّ مَخَافَةَ أَنْ يُدْرِكَنِي» (44) 
ترجمه: يعني مردم درباره خوبي ها از رسول الله (ص)  سوال مي كردند و من همواره در مورد بدي ها، از رسول الله (ص)  سوال مي كردم تا گرفتار آن نشوم.
اگر مطالب اين فصل از قبل آماده نبود، اكنون فرصت تدوين و الحاق آن را نمي يافتم. اما مطالب مورد نظر كه بخشي از مطالب وسيع و گسترده اي است كه مدتها مشغول تأليف و گردآوري آن بودم از پيش در اختيار داشتم. هدف از گردآوري اين مطالب گسترده اين بود تا مجموعه اي از مسائلي را كه مشتمل بر كليه بدعت هاي ديني باشد تدوين كنم و در اختيار مسلمانان قرار دهم. اين مطالب ارزنده برگرفته از ده ها كتاب است كه خواننده محترم را از زحمت مطالعه بسياري از كتب قطور، بي نياز مي سازد. بعد از فراغت از مجموعه ياد شده فرصت را غنيمت شمرده ، مطالبي را كه مربوط به جنايز بود به كتاب احكام جنائز ملحق ساختم.
قبل از پرداختن به بيان اين موارد، لازم مي دانم قواعد و ضوابطي را كه مبناي بدعت بشمار مي روند، بيان نمايم.
بدعت هايي كه شارع، صراحتاً آنها را از عوامل ضلالت و گمراهي دانسته است، از اين قرارند:
الف-كليه گفتار، كردار و اعتقاداتي كه معارض با سنت رسول الله (ص)  باشند. ولو اينكه مبناي آنها «اجتهاد» باشد.
ب- كليه اموري كه رسول الله (ص)  انجام دادن آنها را منع كرده، وقتي به قصد تقرب و عبادت انجام گيرند.
ج- انجام دادن كليه اموري كه مشروعيت آنها توقيفي و منوط به نص باشد ولي نصي در مورد آنها وجود نداشته باشد بدعت اند. مگر اينكه از جانب يكي از اصحاب رسول الله (ص)  مكرراً و بدون سرزنش ديگر اصحاب انجام گرفته باشد.
د- آنچه از روش كفار به عنوان عبادت انجام مي گيرد.
هـ - هر آنچه بعضي از علما مخصوصاً متأخرين آن را مستحب شمرده اند و در مورد آن دليلي وجود ندارد.
و- هر عبادتي كه كيفيت انجام آن، از طريق حديث ضعيف يا موضوع، به ما رسيده باشد.
ز- افراط و زياده روي (غلو) در عبادات.
ح- هر عبادتي كه در شرع، مقيد به زمان و مكان نبوده و مردم آن را به زمان و مكان و يا به عدد و صفت خاصي مقيد كنند.
----------------------------------------------------------
1) ابوداود(2/71) بيهقي (4/75).
2) انعام: 121 . 
3) احمد و مسلم.
4) مسلم، ابوداود، نسائي، ترمذي، حاكم و بيهقي.
5) الانصاف (2/549).
6) ابوداود(158).
7) ابن ماجه (1/437، 474).
8) مسلم (3/61) ابوداود(2/70) نسائي (51/28) ترمذي(2/153-154) حاكم(1/369) بيهقي (4/3) طيالسي (155) احمد (شماره 741-1064) و سبراني در «معجم الصغير» (ص29).
9) جزيره اي معروف در جنوب غربي تركيه.
10) احمد(6/18) ابن ابي شيبه (4/135-138) ، مسلم ،‌ابوداودو نسائي و بيهقي.
11) همان شخصي كه مامور هموار كردن قبور بود.
12) مراجعه به «المرقاق» 2/372.
13) مسلم (3/62) ابوداود (2/71) نسائي (1/287)، ابن ماجه، بيهقي و احمد.
14) ابن ابي شبه (4/133) ابن ماجه (4741).
15) مسلم و اصحاب السنن الثلاثه.
16) اصحاب سنن اربعه جز نسائي (مطابق با شرايط شيخين).
17) هيثمي «المجمع» (2/72) و ابن الاعرابي در معجم آن را روايت كرده و رجال سندش ثقه هستند، بزّار، طبراني و ضياء مقدسي.
18) مسلم.
19) بخاري (1/423) مسلم (2/62) نسائي(1/115)، دارمي، بيهقي و احمد.
20) بخاري، ابوعوانه و احمد. 
21) بخاري و مسلم، ابوعوانه، بيهقي، ابوداود و احمد.
22) احمد، ابن سعد در «الطبقات«، ابويعلي، حميدي و ابونعيم.
23) مسلم.
24) احمد با دو سند حسن.
25) بخاري، مسلم ، نسائي، احمد ابوعوانه، ابن ابي شيبه و بيهقي.
26) (1/-120-121).
27) ابوداود (1/319) احمد (2/367) با سند حسن.
28) سعيد بن منصور در اقتضاء السنه ابن تيميه ، اسماعيل بن اسحاق القاضي ، (شماره 20) «تحذير الساجد» (98-99).
29) «عيد» هم به معناي اسم مكان استعمال شده و هم به معناي زمان. هرگاه به معناي اسم زمان باشد منظور روزي است كه در آن جشن گرفته مي شود. اما در اين احاديث كه دلالت بر ممنوعيت برگزاري عيد دارد. منظور از عيد، مكاني است كه در آنجا مراسمي برگزار گردد.
30) بخاري، مسلم و اصحاب سنن. 
31) مالك، نسايئي ، ترمذي و طيالسي و احمد با سند صحيح.
32) ازرقي در «اخبار مكه» با سند صحيح ، طبراني در «المعجم الكبير»، هيثمي و فاكهي.
33) بقره: 197 . 
34) فرقان : 18 . 
35) ابوداود (2675) و دارمي. 
36) مسلم . 
37) مسلم . 
38) بخاري و مسلم. 
39) نسائي و ابن خزيمه به سند صحيح.
40) بخاري، ابن حبان، ابن جارود، ابن سعد، تمام، بيهقي، ابوداود (2/69) ابن ماجه(1/492) سخاوي في المشكل (2/108) و اكثر كتب سنن در برخي روايات اين كلمه «في الاثم» اضافه شده است.
41) كشاف القناع (2/127).
42) الام (1/245).
43) بخاري.
44) بخاري (13/29) و مسلم.1- اعتقاد داشتن به اين كه شياطين بصورت پدر و مادر شخصي كه در حال مردن است و در لباس يهود و نصارا نزد وي مي آيند و پذيرفتن تمام اديان را بمنظور گمراه كردن شخص در حال مرگ، پيشنهاد مي كنند. ابن ح