-
1) نسائي (1/296) حاكم (1/348) احمد(5/35) و ابن حبان. 
2) منظور از تعزيت، توصيه اهل ميت به صبر و وعده اجر و ثواب و دعا براي ميت و نزديكان ميت مي باشد.
3) خطيب در تاريخ بغداد (4/164) ابن عساكر در تاريخ دمشق و ابن عدي در «الكامل».
4) بخاري (3/120-123)، مسلم (3/39) ، ابو داود و نسائي ، ابن ماجه ، بيهقي و احمد.
5) حاكم (1/348) مطابق با شرايط مسلم و بزّار (857).
6) مسلم.
7) احمد با سند صحيح و مطابق شرائط مسلم.
8) احمد، شماره (6905) ابن ماجه (490) صحيح علي شرط شيخين.
9) بوداود (2/59) ترمذي (2/143) ابن ماجه (1/490). شافعي در «الأم» دارقطني، حاكم، بيهقي و احمد.
10) ولي امروز متاسفانه بر عكس شده است. ساير خويشاوندان از همان روز اول نزد بستگان در جه يك و فرزندان ميت تجمع مي كنند و تا چند روز نهار و شام را همانجا صرف مي كنند كه اين رفتار علاوه بر اين كه نا مشروع مي باشد، مزاحمتي جدي براي اهل ميت محسوب شده و نگراني و اضطراب آنان را  مضاعف مي گرداند. (مترجم)
11) احمد (1760) حاكم (1/372) بيهقي (4/60).114- ميت در چند صورت از اعمال نيك ديگران بهره‏مند مي شود كه عبارتند از:
1- دعاي مسلمان در حق ميت بشرط اينكه، شرايط قبوليت دعا فراهم شود. خداوند مي فرمايد:
(وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإِيمَانِ وَلاَ تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلاً لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ)(1) 
ترجمه: آنان كه بعداً مي آيند و مي گويند: پروردگارا ما را و برادران ديني ما را كه پيش از ما با ايمان رفته اند، مورد مغفرت قرار بده و در دلهاي ما هيچ نوع كدورتي نسبت به مومنين راه نده، پروردگارا تو رؤف و مهرباني.
روايات زيادي نيز، در اين خصوص آمده است كه در مباحث گذشته بيان گرديد و بعضي ديگر در آينده و در مباحث زيارت قبور و دعاي رسول الله (ص)  براي آنان خواهد آمد . از جمله آنها، اين حديث مي باشد. كه پيامبر (ص) فرمود:
«دَعْوَةُ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ لأَِخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ مُسْتَجَابَةٌ عِنْدَ رَأْسِهِ مَلَكٌ مُوَكَّلٌ كُلَّمَا دَعَا لأَِخِيهِ بِخَيْرٍ قَالَ الْمَلَكُ الْمُوَكَّلُ بِهِ آمِينَ وَلَكَ بِمِثْلٍ».(2) 
ترجمه: دعاي مسلمان در حق برادر مسلمان خويش و در غياب او، يقيناً قبول مي شود. فرشته اي نزد او حضور دارد، هرگاه در حق برادر مسلمانش دعاي خير مي كند، آن فرشته مي گويد: آمين(خداوندا استجابت كن) و در حق خودت نيز اين دعا قبول شود. 
نماز جنازه خود، بهترين دليل براي اين مدعا است. زيرا غالب نماز جنازه، دعاء و استغفار براي ميت است.
2- قضا آوردن روزه هاي نذري توسط ولي ّ ميت:
در اين باره چند حديث وجود دارد،‌از جمله:
الف) «عَنْ عَائِشَةَ (رض) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ مَنْ مَاتَ وَعَلَيْهِ صِيَامٌ صَام َ عَنه وَليه» (3) 
هر كس در حالي بميرد كه روزه هايي بر ذمه اش باشد، ولي ّ او بجايش روزه بگيرد.
ب) ابن عباس مي گويد: زني سوار كشتي شد و نذر كرد كه اگر خداوند او را نجات دهد، يك ماه روزه بگيرد. خداوند او را نجات داد و روزه نگرفت تا اين كه فوت كرد. يكي از نزديكانش (دختر يا خواهرش) نزد رسول الله (ص)  آمد و جريان را به اطلاع رسول الله (ص)  رساند. آنحضرت فرمود: اگر او مقروض بود آيا قرض هايش را پرداختي؟ گفت بلي. رسول الله (ص)  فرمود: قرض و بدهي خداوند شايسته تر است كه پرداخت شود. برو و از جانب مادرت روزه بگير. (4) 
ج) «أَنَّ سَعْدَ بْنَ عُبَادَةَ (رض) اسْتَفْتَى رَسُولَ اللَّهِ (ص) فَقَالَ إِنَّ أُمِّي مَاتَتْ وَعَلَيْهَا نَذْرٌ فَقَالَ اقْضِهِ عَنْهَا».
(سعد بن عباده از رسول الله (ص)  پرسيد: مادرم در حالي فوت كرد كه نذري بر ذمه‏اش بود؟ رسول الله (ص)  فرمود: تو نذر او را بجاي آور).
اين احاديث به صراحت بيانگر روزه گرفتن ولي ميت بجاي او در روزه هاي نذر مي باشد. و حديث اول بخاطر مطلق بودن شامل روزه هاي فرض نيز مي شود. چنانكه شافعي و ابن حزم بدليل عام قرار دادن احاديث فوق، روزه فرض را نيز مشمول همين حكم دانسته اند. اما ابو داود مي گويد: از امام احمد شنيدم كه مي گفت: بجاي ميت روزه نگيريد، مگر اينكه روزه نذري باشد.
و پيروانش حديث نخست عايشه رضي الله عنها را كه مطلق بود، حمل بر روزه نذر كرده اند. بدليل روايتي كه از عمرة نقل شده كه از عايشه در مورد روزه گرفتن بجاي مادرش كه مرده بود و بر ذمه اش روزه هايي از رمضان مانده بود، پرسيد. عايشه گفت: روزه نگير بلكه بجاي هر روز، نصف صاع گندم صدقه كن. (طحاوي و ابن حزم) 
همچنين روايت ديگري از ابن عباس (رض) روايت شده كه گفته است: اگر كسي بخاطر بيماري نتوانست ماه رمضان را روزه بگيرد و در همان حال مرد، وارثانش بجاي هر روز ، مسكيني را خوراك بدهند و اگر  روزه نذري بر ذمه اش بود، بجاي او روزه بگيرند.(ابوداود با سند صحيح و بشرط شيخين).
بنده مي گويم: آنچه عائشه و ابن عباس (رض) بدان فتوا داده اند و امام احمد نيز معتقد بوده است صحيح به نظر مي رسد. زيرا راوي حديث، بهتر به محتوا و مصداق آن آگاهي دارد.
ابن قيم در اعلام الموقين بعد از بيان حديث فوق و تصحيح آن مي گويد: برخي محتواي اين حديث را كلي دانسته و روزه فرضي و نذري را شامل قرار داده اند. اما گروهي هيچكدام را قبول ندارند. و برخي قائل به تفصيل هستند . مي گويند: ولي مي تواند قضاي روزه هاي نذز را بجا آورد ، نه روزه هاي فرض را.و اين سخن ابن عباس و پيروان او است. و همين راي، صائب به نظر مي رسد. زيرا همانگونه كه كسي نمي تواند بجاي كسي ديگر نماز بخواند و مسلمان شود، نمي تواند كه بجاي او روزه بگيرد. البته روزه نذري مانند وامي است كه كسي ديگر مي تواند آنرا بجا آورد. همانطور كه مي تواند وام او را پرداخت نمايد.
بر اين اساس است كه توبه كسي ديگر بجاي ديگري و اسلام و نماز خواندن ديگري بجاي كسي ديگر پذيرفته نيست.
3-پرداخت بدهي ميت، توسط ولي يا غير ولي: در اين خصوص احاديث زيادي آمده است كه بسياري از آنها در ضمن مساله شماره (17) بيان گرديد. 
4-در قبال اعمال نيك و شايسته اي كه فرزند صالح ميت، انجام مي دهد به پدر و مادر او نيز، به همان اندازه اجر مي رسد. بدون اينكه از اجر فرزند چيزي كاسته شود. زيرا فرزند از جمله كسب و اعمال والدين است. خداوند مي فرمايد:
( وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى) (5) 
(براي انسان نيست، جز آنچه خود تلاش نموده باشد).
و رسول الله (ص)  مي فرمايد:
«إِنَّ أَطْيَبَ مَا أَكَلَ الرَّجُلُ مِنْ كَسْبِهِ وَإِنَّ وَلَدَهُ مِنْ كَسْبِهِ».(6) 
(بهترين و پاك ترين روزي، آن است كه انسان از دسترنج خود بخورد و فرزند انسان از جمله كسب و عمل او بحساب مي آيد). 
احاديث بخصوصي در مورد انتفاع پدر از اعمال نيك فرزند از قبيل صدقه، روزه ، آزاد نمودن برده و غيره وارد شده است كه مفهوم آيه و احاديث فوق را تاييد مي نمايند. از جمله: 
الف- عايشه رضي الله عنها روايت مي كند كه مردي نزد رسول الله (ص)  آمد و گفت: مادرم بصورت ناگهاني فوت كرد و فرصت وصيت را نيافت، گمان م