 فرمود: چه خوب بود كه در حيات من مي مردي. من شخصاً تو را غسل و كفن داده و دفن مي كردم. گفتم به نظرم در آن روز، نزد يكي از زنانت مي روي. سپسرسول الله (ص) چون بيمار بود فرمود: واي سرم! پدر و برادرت را طلب كن تا براي ابوبكر مطلبي بنويسم. و از آن بيمناكم كه ديگران آرزوها در سر بپرورانند و بگويند: ما حق تقدم داريم. حال آنكه خدا و مومنان، جز ابوبكر كسي را نمي پذيرند.(19) 
99-مرد، مي تواند ميت زن را در داخل قبر بگذارد. بشرطيكه شب قبل با همسرش مقاربت نكرده باشد چه شوهرش باشد چه ديگري، محرم باشد يا غير محرم. در غير اين صورت مرد بيگانه از محرمي كه شب قبل با همسرش مقاربت كرده باشد بهتر است. چنانكه انس بن مالك مي گويد: ما در جنازه يكي از دختران رسول خدا شركت كرديم. آنحضرت در حاليكه در كنار قبر نشسته و از چشمانش اشك جاري بود،‌فرمود: چه كسي از شما ديشب با همسرش مقاربت نكرده است؟  ابوطالحه گفت: من. رسول الله (ص)  فرمود: داخل قبر برو. راوي مي گويد: ابوطلحه داخل قبر رفت و دختر رسول الله (ص)  را دفن كرد.(20) 
طبيعي است كه ابوطلحه نسبت به رسول الله (ص) بيگانه بود. ولي از جمله آدمهاي نيك و شايسته اي بود كه در آنجا حضور داشت و مرد محرمي جز رسول الله (ص) در آنجا حاضر نبود و امكان دارد كه رسول الله (ص)  و همچنين عثمان بن عفان (رض) براي قرار دادن ميت در قبر معذور بودند. از طرفي ديگر يقيناً خواهرش فاطمه و زنان ديگري از نزديكانش نيز حضور داشتند. اين حديث بيانگر اين مطلب است كه زنان حق ورود به قبر و دفن ميت را ندارند.
در روايتي ديگر از انس (رض) آمده است:
«أَنَّ رُقَيَّةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا لَمَّا مَاتَتْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لاَ يَدْخُلْ الْقَبْرَ رَجُلٌ قَارَفَ أَهْلَهُ فَلَمْ يَدْخُلْ عُثْمَانُ بْنُ عَفَّانَ (رض) الْقَبْرَ».(21) 
ترجمه: وقتي رقيه فوت كرد، رسول الله (ص) فرمود: كسي كه ديشب با همسرش مقاربت داشته، ‌داخل قبر نرود. بنابراين عثمان بن عفان (رض) داخل قبر نرفت.
اين حديث را حاكم از انس (رض) روايت كرده و گفته است: اين حديث ، صحيح و مطابق با شرايط امام مسلم است. البته بعضي ائمه اسم دختر رسول الله (ص) (رقيه) را اشتباه ذكر كرده اند. بخاري در «التاريخ الاوسط» مي گويد: 
«ما ادري ما هذا؟ فان الرقيه ماتت و النبي (ص) ببدر لم يشهدها».
اين برايم قابل توجيه نيست زيرا، رقيه در زماني فوت كرد كه رسول الله (ص) براي غزوه بدر، در بيرون مدينه بسر مي برد و در تدفين و تكفين او حضور نداشت.
حافظ در «الفتح الباري» مي گويد: اشتباه از حماد بن سلمه است. آن دختر رسول الله (ص)  ام كلثوم بود نه رقيه، طحاوي در «المشكل الآثار» اين جريان را بطور جزم و يقين متعلق به ام كلثوم دانسته و گفته است ام كلثوم در سال نهم هجري در گذشته است.
100- سنت است كه ميت از قسمت پايين قبر، يعني از محل پاها داخل قبر گذاشته شود . ابواسحاق در اين باره مي گويد:
« أوصي الحارث أن يصلي عليه عبدالله بن يزيد فصلي عليه ، ثم أدخله القبر من قبل رجلي القبر و قال: هذا من السنة»(22) 
ترجمه: حارث (رض) وصيت كرد كه عبدالله بن يزيد (رض) بر وي نماز بخواند. عبدالله بر وي نماز خواند. سپس از  طرف پايين قبر (از محل پاها) او را وارد كرد و گفت: سنت چنين است.
همچنين ابن سيرين مي گويد: باري با انس (رض) در تشييع جنازه اي شركت كردم. انس دستور داد تا او را از قسمت پائين قبر داخل كنند. (احمد و ابن ابي شيبه با سند صحيح)
101- ميت درون قبر بر پهلوي راست، به سوي قبله خوابانده شود. سرش به طرف راست قبله و پاهايش به طرف چپ قبله باشد. تعامل مسلمانان از زمان رسول الله (ص)  تا به امروز چنين بوده است.
102-كسي كه ميت را در لحد مي گذارد، بگويد: «بسم الله و علي سنة رسول الله» يا «و علي ملة رسول الله (ص) » در حديث ابن عمر (رض) در اين باره چنين آمده است:
«ان النبي (ص) كان اذا وضع الميت في القبر قال: (و في لفظ: ان النبي (ص) قال: اذا وضعتم موتاكم في القبور فقولوا) بسم الله و علي سنة (و في روايه: ملة) رسول الله (ص) » (23) 
ترجمه: وقتي رسول الله (ص)  ميت را در قبر مي گذاشت مي گفت(در روايتي فرمود: هرگاه شما ميت را در قبر مي گذاريد، بگوئيد) بسم الله علي سنت يا علي ملة رسول الله (ص)  (به نام خدا و بر شيوه و ملت رسول خدا).و در روايتي ديگر فرمود: بگوئيد: 
بسم الله و بالله و علي ملة رسول الله. (روايت حاكم).
103- مستحب است كساني كه هنگام دفن حضور دارند، بعد از بستن لحد هر كدام به پري هر دو دست خود سه بار خاك برداشته ، درون قبر بريزد. حديث ابوهريره (رض) در اين باره چنين است:
«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) صَلَّى عَلَى جِنَازَةٍ ثُمَّ أَتَى قَبْرَ الْمَيِّتِ فَحَثَى عَلَيْهِ مِنْ قِبَلِ رَأْسِهِ ثَلاَثًا» (24) 
ترجمه: رسول الله (ص)  بر جنازه اي نماز خواند. سپس بر سر قبر رفت و سه بار خاك بر داشت و از جانب سر ميت، داخل حفره ريخت.
اما اينكه بعضي از متاخرين مي گويند: مستحب است با پاشيدن خاك هاي مشت اول بگويد: منها خلقناكم و در نوبت دوم بگويد: و فيها نعيدكم و در نوبت سوم بگويد: و منها نخرجكم تارة اخري، سخني است بي اصل و اساس . و حديثي كه از ابوامامه نقل است كه رسول الله (ص)  هنگام گذاشتن دخترش در قبر، آيه منها خلقناكم را خوانده است، ضعيف و غير قابل حجت مي باشد. و اما اينكه نووي گفته است: گر چه اين روايت ضعيف است اما در ترغيب و ترهيب اشكالي ندارد، قابل قبول نيست. زيرا در اينجا شما حكمي را با حديثي كه شديداً ضعيف و بلكه ساختگي است، تثبيت مي نمائيد.
104- بعد از فراغت از دفن ميت ، انجام امور زير سنت است:
1- قبر، حدوداً به اندازه يك وجب از زمين برجسته شود و قبر هم سطح زمين نباشد تا مشخص گردد و از اهانت محفوظ بماند. در حديثي از جابر (رض) در اين باره آمده است كه براي رسول الله (ص) لحد ساخته شد و روي آن خشت خام چيده شد و مرقد مطهر باندازه يك وجب از زمين برجسته گرديد. (25) 
2- قبر از بيرون مانند كوهان شتر ساخته شود. حديث سفيان تمار در اين باره چنين است: «رأيت قبر النبي (ص) و قبر أبي بكر و عمر مسنماً» (26)  
(قبر رسول الله (ص)  و قبر ابوبكر و عمر را ديدم كه بصورت مسنم (كوهان شتر) بودند).
و آنچه كه از قاسم روايت شده است، معارض با حديث سفيان تمار نيست. قاسم مي گويد: نزد عايشه رفتم و عرض كردم، اي مادر! قبر رسول الله و دو همراهانش را به من نشان بده. ام المومنين (رض) سه قبر را به من نشان داد ، آنها نه مرتفع بودند و نه با سنگ و ملاط ساخته شده بودند، و بر آنها سنگريزهاي قرمز وجود داشت، كه هم رنگ زمين بودند.(27) 
حاكم، سند اين حديث را صحيح دانسته و ذهبي آن را تاييد كرده است! اما بيهقي گفته است: «انه أصح من حديث التمار» (از حديث تمار صحيح تر است) . ابن تركماني ديدگاه بيهقي را رد كرده و مي گويد: اصح بودن حديث قاسم خلاف اصطلاح محدثين است. بلكه حديث تمار اصح است .زيرا ، حديث تمار در صحيح بخاري نقل شده، ولي حديث قاسم در هيچ يك از صحاح نقل نشده است.
اما به عقيده من (مولف) اين دليل ابن تركماني كافي نيست. زيرا احياناً سند حديث مخ