حمزه (رض) نماز جنازه خواند).
اين بالا ترين رقمي است كه در تعداد تكبير ها نماز جنازه ما به آن دست يافته ايم. بنابراين نبايد بر آن افزوده شود. البته كاستن از آن چهار تكبير مجاز است.
2-از عبدالله بن عباس (رض) روايت است: 
كه وقتي رسول الله (ص)  براي اداي نماز بر جنازه حمزه (رض) ايستاد، دستور داد كه به طرف قبله گذاشته شود. سپس با گفتن نه تكبير بر او نماز جنازه خواند. (59) 
75-مشروع است كه در تكبير اول دست ها را بلند كنند. در اين باره دو حديث وجود دارد:
1- «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَبَّرَ عَلَى جَنَازَةٍ فَرَفَعَ يَدَيْهِ فِي أَوَّلِ تَكْبِيرَةٍ وَوَضَعَ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى »(60) 
(ابوهريره مي گويد: رسول الله (ص)  بر جنازه اي تكبير گفت و با تكبير اول دستها را بلند كرد و دست راست را روي دست چپ قرار داد).
2-  ابن عباس مي گويد: 
«ان رسول الله (ص)  كان يرفع يديه علي الجنازه في اول تكبيره ثم لا يعود».(61) 
(رسول الله (ص)  در تكيبر اول نماز جنازه. دستها را بلند مي كرد و در بقيه تكبيرات دستها را بلند نمي كرد).
امام ترمذي بعد از بيان حديث اول مي گويد: اين حديث غريب است . علما در اين باره اختلاف نظر دارند، اغلب علما بر اين باورند كه سنت است در هر تكبير دستها بلند شود . ابن مبارك، شافعي ، احمد و اسحق چنين فتوا داده اند. بعضي از علما بر اين عقيده اند كه دستها فقط در تكبير اول بلند شوند. امام ثوري و علماي كوفه اين قول را ترجيح داده اند. از ابن مبارك نقل شده است كه مي گويد: در نماز جنازه با دست راست دست چپ را قبضه نكند. بعضي از علما مي گويند: با دست راست، دست چپ را بگيريد همانطور ، كه در ساير نمازها اين عمل صورت مي پذيرد.
در «مجموع» اما نووي از ابن المنذر چنين نقل كرده است: «اجماع بر اين است كه در تكبير اول دستها بلند شوند و در ساير تكبيرها اختلاف نظر وجود دارد».
بنده مي گويم: ما در احاديث سراغ نداريم كه جز در تكبير اول در بقيه تكبيرات دستها بلند كرده شوند و نظر فقهاي احناف و ديگر محققين مانند شوكاني و ابن حزم همين است.
76- دست راست بر پشت كف، مچ و ساعد دست چپ گذاشته و روي سينه بسته شود. در اين باره احاديثي وارد شده است كه بيان آنها ضروري است:
1-حديث ابوهريره كه هم اكنون بيان گرديد، اين حديث هر چند كه از لحاظ سند ضعيف است اما از لحاظ معني و مفهوم بدليل تاييد توسط احاديث زير صحيح مي باشد. احاديث زير بخاطر مطلق بودن، شامل احاديث مربوط به نماز جنازه نيز مي باشد. همانطور  كه تمام نمازهاي غير فرض،  مانند نماز باران و نماز كسوف را در بر 
مي گيرند.
2- حديث دوم از سهل بن سعد است، كه مي گويد: 
« كَانَ النَّاسُ يُؤْمَرُونَ أَنْ يَضَعَ الرَّجُلُ الْيَدَ الْيُمْنَى عَلَى ذِرَاعِهِ الْيُسْرَى فِي الصَّلَاةِ»(62) 
(به مردم امر مي شد تا دست راست را در نماز روي ساعد دست چپ بگذارند).
3- حديث سوم از عبدالله بن عباس (رض) است كه مي گويد: 
از پيامبر اكرم (ص) شنيدم كه مي گفت: به ما ،‌گروه پيامبران، امر شده كه در خوردن افطار، شتاب و در خوردن سحري، تاخير و در نماز، دست راست را روي دست چپ قرار دهيم. (63) 
4- حديث چهارم را طاووس راويت مي كند و مي گويد:
«رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَضَعُ يَدَهُ الْيُمْنَى عَلَى يَدِهِ الْيُسْرَى ثُمَّ يَشُدُّ بَيْنَهُمَا عَلَى صَدْرِهِ وَهُوَ فِي الصَّلاَةِ».(64) 
رسول الله (ص)  دست راستش را روي دست چپ مي گذاشت و سپس، هر دو دست را روي سينه مي بست.
اين احاديث اگر چه مرسل است، اما باتفاق نزد كساني كه حديث مرسل را حجت مي دانند، حجت است و نزد كساني كه حديث را زماني حجت مي دانند كه موصول باشد، يا شواهدي ( مويد) داشته باشد قابل استدلال است و اين حديث نيز دو شاهد دارد كه عبارتند از:
1- وائل بن حجر مي گويد:
رسول الله (ص)  را ديدم كه دست راست را روي دست چپ و بر سينه قرار داده بود. (65) 
2- قبيصه بن هلب به نقل از پدرش مي گويد: (66)  رسول الله (ص) را ديدم كه بعد از اتمام نماز گاهي طرف راست و گاهي به طرف چپ بر مي گشت و او را ديدم دست را را روي سينه گذاشته بود، يحيي بن سعيد مي گويد: دست راست را روي مفصل دست چپ گذاشته ، بعد آنها را روي سينه قرار داده بود.
در مجموع اينها سه حديث(67)  هستند كه نشانگر اين مطلبند كه در نماز، گذاشتن دست ها روي سينه سنت است، كسي كه مجموع اين روايات را بررسي كند، در اين مورد ترديدي نخواهد داشت.
اما حديثي كه بر گذاشتن دست ها زير ناف دلالت مي كند به اتفاق ضعيف است.(68) 
77-بعد از تكبير اول، سوره فاتحه و سوره اي ديگر خوانده شود.(69)  در حديث طلحه بن عبدالله بن عوف چنين آمده است:
«صليت خلف ابن عباس (رض) علي جنازه فقرأ بفاتحه الكتاب [و سورة و جهر حتي اسمعنا فلما فرغ اخذت بيده فسألته؟] قال: [انما جهرت] لتعلموا انها سنه».(70) 
ترجمه: ابن عباس در نماز جنازه اي، فاتحه و سوره ديگري با صداي بلند قرائت نمود. به گونه اي كه ما آن را بشنويم، پس از اتمام نماز، دست او را گرفته و علت را پرسيدم. گفت: چنين كردم تا شما بدانيد اين سنت (پيامبر) است. 
امام ترمذي بعد از نقل اين حديث مي گويد: «هذا حديث حسن صحيح» (اين حديث حسن و صحيح است) و نزد بعضي از علما و فقهاي صحابه معمول به بود. آنها بعد از تكبير اول، خواندن سوره فاتحه را ترجيح مي دادند. فتواي امام شافعي ، احمد و نيز اسحاق همين است. بعضي از علما بر اين باورندكه:
در نماز جنازه قرآن خوانده نشود. چراكه نماز جنازه حمد و ثناي خداوند، درود بر رسول الله (ص)  و دعا براي ميت است. اين فتواي ثوري و علماي كوفه است.
البته حديث مذكور و احاديث ديگرهم معنا، حجتي عليه ثوري و علماي كوفه مي باشند،قول اصح اين است كه سخن صحابي كه بگويد «من السنة كذا» در حكم حديث مرفوع است . علماي احناف نيز اين قاعده را قبول دارند. 
نووي در المجموع نيز گفته است: «مذهب صحيح نزد علماي اصول و محدثين و غيره همين است». 
حتي محقق بن همام ، در «تحرير» بر صحت اين قول جزم نموده و شارح تحرير، ابن امير حاج مي گويد: فتواي علما متقدمين ما همين است و صاحب ميزان، شوافع و جمهور محدثين نيز، آن را اختيار كرده اند.
بنده مي گويم: پس جاي شگفتي است كه احناف اين حديث صحيح را ترك نموده و بر آن عمل نكنند. چنانكه امام محمد در «موطا» مي گويد: «در نماز جنازه قرائت خوانده نشود. و اين سخن ابوحنيفه است». همچنين در مبسوط سرخسي نظير اين قول نقل شده است.
از آنجا كه اين قول از صواب دور بوده و با حديث صحيح منافات دارد، برخي از متاخرين ناچار به جواز قرائت فاتحه آنهم به نيت دعا نه به نيت قرائت فتوا داده اند تا بدينصورت بين سخن امام خود و حديث پيامبر، توافقي ايجاد نمايند! گويا سخن امام حديث صحيحي است كه در مقابل حديث صحيح ديگري قرار گرفته و نبايد نقض شود!
بايد گفت كه گذاشتن چنين شرطي براي خواندن فاتحه در جنازه چون ثبوتي ندارد، مردود است. و خواندن سوره اي ديگر همراه با فاتحه آنطور كه در حديث آمده است به بطلان اين شرط مي افزايد.
جالب تر اينكه آنها معتقد به خواندن سبحانك اللهم بعد از 