َّر آرْبَعاً».(20) 
ترجمه: عبدالله بن عباس (رض) مي گويد: مردي فوت كرد كه در دوران بيماري‌اش رسول الله (ص)  به عيادت او مي رفت. هنگام شب او را دفن كردند. وقتي صبح شد، رسول الله (ص)  را از مرگ او آگاه ساختند، فرمود: چرا مرا اطلاع نداديد؟ گفتند: اي رسول الله (ص) ! شب و هوا تاريك بود. لذا نخواستيم شما را به زحمت بياندازيم. آنگاه، رسول الله (ص) كنار قبر او رفت و بر او نماز جنازه خواند. راوي مي گويد: ما هم پشت سر ايشان صف بستيم و من هم از جمله نمازگزاران بودم. و آنحضرت (ص) چهار تكبير گفت.
2-ابوهريره (رض) مي گويد: زن سياه رنگي كه مسجد را جارو مي كرد، فوت كرد. رسول الله (ص)  كه چند روز او را نديد ، درباره او پرسيد. گفتند: فوت كرده است. فرمود: چرا مرا خبر نكرديد؟ گفتند: او شب هنگام فوت كرد و همان شب دفن گرديد و ما نخواستيم شما را از خواب بيدار كنيم. (رواي مي گويد: ظاهراً آنها شركت رسول الله (ص) را در نماز جنازه اين زن، مهم ندانستند.) رسول الله (ص) فرمود: قبر او را به من نشان دهيد. مردم قبرش را نشان دادند. آنحضرت (ص) كنار قبر رفت و نماز جنازه خواند. ثابت كه يكي از راويان اين حديث است، مي گويد: رسول الله (ص)  فرمود: 
«إِنَّ هَذِهِ الْقُبُورَ مَمْلُوءَةٌ ظُلْمَةً عَلَى أَهْلِهَا وَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ يُنَوِّرُهَا لَهُمْ بِصَلاَتِي عَلَيْهِمْ».(21) 
(همانا اين قبرها مملو از تاريكي هستند و خداوند با نماز من بر آنها، قبرهايشان را منور مي گرداند).
3-  «عَنْ يَزِيدَ بْنِ ثَابِتٍ وَكَانَ أَكْبَرَ مِنْ زَيْدٍ قَالَ خَرَجْنَا مَعَ النَّبِيِّ (ص) فَلَمَّا وَرَدَ الْبَقِيعَ فَإِذَا هُوَ بِقَبْرٍ جَدِيدٍ فَسَأَلَ عَنْهُ قَالُوا فُلاَنَةُ قَالَ فَعَرَفَهَا وَقَالَ أَلاَ آذَنْتُمُونِي بِهَا قَالُوا كُنْتَ قَائِلاً صَائِمًا فَكَرِهْنَا أَنْ نُؤْذِيَكَ قَالَ فَلاَ تَفْعَلُوا لاَ أَعْرِفَنَّ مَا مَاتَ مِنْكُمْ مَيِّتٌ مَا كُنْتُ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ إِلاَّ آذَنْتُمُونِي بِهِ فَإِنَّ صَلاَتِي عَلَيْهِ لَهُ رَحْمَةٌ ثُمَّ أَتَى الْقَبْرَ فَصَفَفْنَا خَلْفَهُ فَكَبَّرَ عَلَيْهِ أَرْبَعًا».(22) 
ترجمه: يزيد بن ثابت كه از زيد بزرگتر است، مي گويد: روزي با رسول الله (ص) به قبرستان بقيع رفتيم. هنگامي كه آنحضرت (ص) وارد قبرستان شد، قبر تازه اي ديد و در مورد آن پرسيد. گفتند: اين قبر فلان زن ( كنيز آزاد شده فلان طايفه) است. رسول الله (ص) او را شناخت و فرمود: چرا مرا با خبر نساختيد؟ گفتند: او هنگام ظهر مرد و شما روزه داشتيد و در حال استراحت بوديد، نخواستيم شما را اذيت كنيم. رسول الله (ص)  فرمود: چنين نكنيد. هرگز نبينم كه كسي از شما فوت كند و من آنجا نباشم و شما مرا اطلاع ندهيد. همانا نماز خواندن من بر ميت، موجب رحمت است. آنگاه، رسول الله (ص)  كنار قبر رفت و ما پشت سر ايشان، صف بستيم و آنحضرت (ص) با گفتن چهار تكبير، بر او نماز خواند.4-يكي از اصحاب رسول الله (ص)  مي گويد: نبي اكرم (ص) به عيادت بيماران بي كس و مستضعف مسلمان مي رفت و در تشييع جنازه آنان شركت مي كرد. و بجز رسول الله‏(ص)  كسي ديگر بر آنان، نماز جنازه نمي خواند. دوران بيماري زني فقير كه از ساكنان عوالي بود، بسيار طولاني شد. رسول الله (ص) هميشه حالش را از همسايگان مي پرسيد و فرمود: اگر برايش اتفاقي افتاد، او را دفن نكنيد تا من بر او نماز جنازه بخوانم. آن زن در يكي از شب ها فوت كرد. مردم طبق دستور رسول الله (ص)  آن زن را به جايگاه ويژه جنازه ها كنار مسجد النبي آوردند تا پيامبر اكرم (ص) بر او نماز جنازه بخواند. اما رسول الله (ص)  بعد از نماز عشاء خوابيده بود. صحابه بيدار كردن آنحضرت (ص) را مناسب ندانستند. لذا بر او نماز جنازه خواندند و او را دفن كردند. صبح روز بعد، رسول الله (ص)  درباره او از همسايگانش پرسيد. آنها آنحضرت (ص) را از ماجرا با خبر ساختند و گفتند: مناسب ندانستيم كه شما را بيدار كنيم. رسول الله (ص)  فرمود: چرا چنين كرديد؟ براه بيفتيد. آنگاه صحابه با پيامبر اكرم (ص) به راه افتادند تا اينكه كنار قبر آن زن، رسيدند. آنجا مانند ايستادن نماز جنازه، پشت سر ايشان صف بستند. و رسول الله (ص)  بر او نماز جنازه خواند و مانند تكبير گفتن بر جنازه . چهار تكبير گفت.(23) 
هفتم: اگر مسلماني، در كشوري يا شهري فوت كند كه كسي در آنجا نباشد تا بر او نماز جنازه بخواند، مسلمانان مي توانند بر او غائبانه نماز جنازه بخوانند. زيرا رسول خدا (ص) بر نجاشي ، غائبانه نماز جنازه خواند. و اين روايت را گروهي از ياران رسول الله‏(ص)  بطور پراكنده، نقل كرده اند. و بنده طرق مختلف آنرا جهت استفاده به شرح زير تنظيم نموده ام:
از ابوهريره (رض) روايت است كه رسول الله (ص)  خبر مرگ نجاشي را در مدينه منوره براي مردم اعلام كرد و فرمود: اي مردم! امروز يكي از برادران شما و در روايتي فرمود: بنده صالحي از بندگان خداوند، در سرزميني ديگر فوت كرده است. برخيزيد و بر او نماز بخوانيد. پرسيدند: او كيست؟ فرمود: نجاشي. و فرمود: براي برادرتان طلب استغفار كنيد. آنگاه، رسول الله (ص)  مردم را به مصلا و در روايتي : به بقيع برد و به امامت ايستاد و مردم پشت سر ايشان صف بستند، همانطور كه براي نماز جنازه صف بسته مي شود و همانگونه كه نماز جنازه خوانده مي شود، بر او نماز خواندند. بطوريكه گويا جنازه، جلوي آنحضرت (ص) گذاشته شده است. ما اقتدا كرديم و رسول خدا با گفتن چهار تكبير بر او نماز جنازه خواند.(24)  اين حديث ، بيانگر اين مطلب است كه نجاشي مسلمان شده بود. چنانكه ايشان از ابوموسي اشعري (رض) درباره خصوصيات پيامبر اكرم (ص) پرسيد و بعد از آن گفت: من گواهي مي دهم كه او پيامبر خدا مي باشد و همان كسي است كه عيسي بن مريم به آمدن او مژده داده است. و اگر فرصت مي يافتم بعنوان خدمتگزار كفشهايش را بر مي داشتم.(25) 
توجه: بايد گفت مفهوم حديث مذكور، در مورد نماز جنازه غائبانه، همان چيزي است كه تا كنون بيان گرديد. و حديث، هيچگونه احتمال ديگري ندارد. به همين خاطر ، در گذشته هم تعدادي از محققين مذاهب همين نظريه را ارائه داده اند. هم اكنون خلاصه اي از صحبت هاي ابن قيم را در اين باره تقديم مي نمايم. ايشان در زادالمعاد (1/205 و 206) مي گويد: شيوه رسول الله (ص)  اين نبود كه بر هر ميت غائب نماز جنازه بخواند. زيرا مسلمانان زيادي خارج از مدينه فوت كردند و رسول الله (ص)  بر آنان نماز نخواند. از طرفي ديگر ، با سند صحيح به ثبوت رسيده است كه رسول خدا بر نجاشي، غائبانه نماز جنازه خوانده است. به همين خاطر، مجتهدين امت در اين خصوص ، سه ديدگاه متفاوت دارند و به سه دسته تقسيم شده اند:
1- امام شافعي و احمد مي گويند: نماز غائبانه رسول الله (ص)  بر نجاشي دليل مشروع بودن و سنت بودن نماز غائبانه، بر ميت غائب است.
2- امام ابوحنيفه و مالك، نماز جنازه غائبانه را از خصوصيات رسول الله (ص)  مي‏دانند و مي گويند: ديگران نبايد چنين كاري انجام دهند.
3- شيخ الاسلام ابن تيميه مي گويد: اگر مسلماني، در