هاي ويژه و سوار شدن تشييع كنندگان بر آنها، شرعاً جايز نيست(18)  و دلائل متعددي بر عدم جواز آن وجود دارد.
1- اين شيوه كفار است و تشابه با كفار، شرعاً ممنوع است. و در اين خصوص روايات متعددي وجود دارد كه همه آنها در كتاب «پوشش زن مسلمان از ديدگاه قرآن و سنت» (نوشته مولف محترم) درج گرديده ، براي كسب اطلاع بيشتر به كتاب فوق مراجعه شود.
2-اين شيوه حمل جنازه، بدعت در عبادت به شما مي رود. علاوه بر آن، با سنت عملي رسول الله (ص) تعارض دارد. و اينگونه كارها، بدعت است و بدعت، به اتفاق گمراهي است.
3-اين گونه تشييع جنازه، مسلمانرا از هدف آن كه يادآوري آخرت است، باز مي‏دارد. رسول الله (ص) مي فرمايد: 
«اتبعوا الجنائز تذكركم الاخره». (جنازه را تشييع كنيد تا به ياد آخرت بيفتيد). 
بر هيچ شخص آگاهي پوشيده نيست كه حمل جنازه بر شانه ها، بيشتر از حمل آن بر روي اتومبيل، انسان را بياد مرگ و آخرت مي اندازد. و مبالغه نيست اگر بگويم: آنچه غربيها را بر آن مي دارد تا جنازه ها را با ماشين حمل كنند، ترس آنها از مرگ و آنچه آنها را به ياد مرگ مي اندازد، مي باشد. زيرا آنها ديد مادي دارند و آخرت را قبول ندارند.
4- اين شيوه، موجب كاهش تعداد تشييع كنندگان و كساني مي‌شود كه حمل آنرا باعث اجر و ثواب مي دانند. زيرا همه مردم اتومبيل ندارند كه بتوانند در تشييع جنازه شركت كنند.
5- تشييع جنازه با اين تشريفات ، هيچگونه سنخيتي با دين اسلام، بويژه مسئله مهم و خطير مرگ ندارد.
اگر اين بدعت، جز همين مخالفت، مفاسد ديگري نمي داشت ، براي رد آن كافي بود.
55-حديث ايستادن و بلند شدن براي جنازه ، منسوخ شده است. بلند شدن دو صورت دارد: يكي اينكه وقتي جنازه از كنار آنها بگذرد، كساني كه نشسته اند، ‌براي آن بلند شوند.دوم اينكه قبل از گذاشتن ميت بر روي زمين ، تشييع كنندگان ننشينند. حديث علي (رض) كه با الفاظ متعددي آمده است، بر نسخ هر دو نوع دلالت دارد . علي (رض) مي‌گويد:
1-رسول الله (ص) ابتدا براي جنازه بر مي خاست و ما نيز بلند مي شديم. بعداً كه آنحضرت (ص) بلند نمي شد، ما نيز بلند نمي شديم.(19) 
2-رسول الله (ص) ابتدا براي جنازه ها بلند مي شد . اما اواخر چنين نمي كرد.(روايت مالك و ابي داود)
3- واقد بن عمرو بن سعد بن معاذ مي گويد: در جنازه شخصي از بني سلمه شركت داشتم . براي جنازه بلند شدم. نافع بن جبير گفت: بنشين تا در اين باره برايت سخن بگويم. آنگاه گفت:‌مسعود بن حكم زرقي به نقل از علي (رض) مي گويد: رسول الله (ص)  نخست به ما امر كرد تا براي جنازه بلند شويم . ولي بعداً خود ايشان مي‌نشست و به ما نيز دستور مي‌داد تا بنشينيم.(20) 
4-رسول خدا (ص) نخست، براي جنازه مي ايستاد و منتظر مي ماند تا بر زمين، گذاشته شود و مردم نيز همواره با رسول الله (ص)  مي ايستادند. ولي بعد ها مي نشست و به مردم نيز دستور مي داد تا بنشينند. (بيهقي)
5-اسماعيل بن مسعود بن حكم زرقي به نقل از پدرش . مي گويد: در تشييع جنازه اي در عراق شركت كردم. كساني را ديدم كه ايستاده و منتظرند تا جنازه بر زمين گذاشته شود و علي (رض) را ديدم كه به آنها مي گفت: بنشينيد، زيرا رسول الله (ص)  بعد از آنكه در ابتدا ما را به برخاستن امر مي نمود. در اواخر ما را به نشستن دستور مي داد. (روايت طحاوي با سند حسن)
شايد صديق حسن خان به اين دو روايت بر نخورده است. بخاطر همين در «الروضه» مي گويد: حكم ايستادن براي جنازه تا اينكه بر زمين گذاشته شود محكم و غير منسوخ است...
56- براي كساني كه جنازه را بر دوش مي گيرند مستحب است كه وضو بسازند. زيرا رسول الله (ص)  مي فرمايد: 
هر كس جنازه اي را غسل داده است، غسل بكند و هر كس آنرا حمل نموده است، وضو بسازد.(حديث صحيحي است كه در مساله شماره 31 بيان گرديد).
--------------------------------------------------------
1) بخاري و مسلم.
2) ابن ابي شيبه در مصنف و بخاري در ادب مفرد.
3) ابن حبان، حاكم ، بيهقي واحمد. و حاكم آنرا مطابق با شرايط شيخين صحيح دانسته و ذهبي نيز با او موافقت نموده است.
4) بخاري، مسلم، ابوداود، ترمذي و ابن ماجه.
5) مسلم و احمد.
6) مسلم و بخاري در ادب المفرد.
7) بخاري و مسلم، ابوداود، ابن ماجه و احمد.
8) ابوداود به روايت ابوهريره و حديث با شواهدش صحيح است.
9) روايت مسلم و احمد.
10) بيهقي و ابن مبارك در «زهر» و ابو نعيم با سندي كه راويانش مورد اعتماد مي باشند.
11) بخاري و مسلم و اصحاب سنن.
12) بخاري، نسائي، بيهقي و احمد.
13) ابي داود، نسائي، طحاوي و حاكم. و حاكم آن را صحيح دانسته است و ذهبي با او موافقت نموده است.
14) ابوداود، نسائي، ترمذي، ابن ماجه ، بيهقي، طحاوي و احمد.
15) ابن ماجه و طحاوي از طريق يونس بن يزيد و سند آن مطابق شيخين صحيح است.
16) روايت ابن ابي شيبه طحاوي ،‌بيهقي و احمد با سند حسن.
17) مسلم، داود و نسائي.
18) البته حمل جنازه با اتومبيل عادي در صورت نياز و ضرورت اشكالي ندارد.مترجم
19) مسلم, ابن ماجه, طحاوي و احمد
20) شافعي ، احمد، ابن حبان.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:18.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:19.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:20.txt">قسمت سوم</a></body></html>57-نماز خواندن بر ميت مسلمان، فرض كفايه است. زيرا رسول الله (ص)  در احاديث متعدد به آن امر نموده است. در اينجا به ذكر يكي از آنها كه توسط خالد جهني نقل شده است، اكتفا مي كنيم. وي مي گويد:
«انُّ رَجُلاً مِنْ أَصْحَاب النبي (ص) تُوفّي يَومَ خَيْبَرَ، فَذَكَروا ذلِكَ لِرسول الله (ص) . فقال: صَلُّوا عَلَى صَاحِبِكُمْ فَتَغَيَّرَتْ وُجُوهُ النَّاسِ لِذَلِكَ فَقَالَ إِنَّ صَاحِبَكُمْ غَلَّ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَفَتَّشْنَا مَتَاعَهُ فَوَجَدْنَا خَرَزًا مِنْ خَرَزِ يَهُودَ لاَ يُسَاوِي دِرْهَمَيْنِ».(1) 
ترجمه: يكي از ياران رسول الله (ص) در جنگ خيبر فوت كرد. خبر درگذشت او به رسول الله (ص) رسيد. فرمود: بر رفيقتان نماز جنازه بخوانيد . مردم از اين سخن پيامبر نگران شدند. رسول الله (ص)  فرمود: رفيق شما از مال غنيمت سرقت كرده است.(شايد به همين دليل رسول الله (ص) بر او نماز جنازه نخواند) راوي مي گويد: اثاثيه او را تفتيش نموديم. يك خرمهره از مهره هاي يهود كه كمتر از دو درهم ارزش داشت، يافتيم.
58- نماز جنازه در حق دو كس فرض نيست:
الف- كودكي كه به سن بلوغ نرسيده باشد. زيرا رسول الله (ص) بر پسرش ؛ابراهيم؛ نماز جنازه نخواند. عايشه مي گويد: 
«مات ابراهيم ابن النبي (ص) و هو ابن ثمانيه عشر شهراً فلم يصل عليه رسول الله» (2) 
(ابرهيم، فرزند هجده ماهه نبي اكرم (ص) فوت كرد، آنحضرت (ص) بر او نماز نخواند.)
ب- شهيد، زيرا رسول الله (ص)  بر شهداي احد و غير آن نماز جنازه نخواند. در اين باره سه حديث آمده است كه شرح آن قبلاً در مساله شماره 32 بيان شد.
البته حديث فوق، دليل بر عدم جواز نماز جنازه بر اين دو كس نيست. چنانچه در مساله بعدي بيان خواهد شد.
59-نماز جنازه در حق چه كسي جايز است؟
الف- خواندن نماز جنازه بر طفل جايز است حتي اگر سقط شده باشد. در اين خصوص دو حديث آمده است:
يك ـ «... والطفل (و في رواية) السِّقْطُ يُصَلَّى 