 وجودم فرمانبردار پروردگار جهانیان است).
6.«اللّهمّ! لک رکعت و بک آمنت و لک أسلمت و علیک توکّلت،  أنت ربّی خشع سمعی و بصری و دمی و لحمی و عظمی لله ربّ العالمین»[7].
7.«سبحان ذی الجبروت و الملکوت و الکبریاء و العظمة» (پاک است ذاتی که دارای قهر و تصرف بسیار و دارای کبریایی و عظمت است) این ذکر را معمولاً در نماز شب، قرائت می‌کرد[8].

--------------------------------------
1.احمد، ابوداود، ابن ماجه، دارقطنی، طحاوی، بزاز، ابن خزیمه، (604) و طبرانی از هفت صحابی.
2.ابوداود، دارقطنی، احمد، طبرانی و بیهقی و حدیث، صحیح است.
3.مسلم و ابوعوانه.
4.بخاری و مسلم.
5.تعمیم بعد از تخصیص است یعنی آنچه قدم‌هایم حمل می‌کند که مراد جسم آدمی است.
6.مسلم، ابوعوانه، طحاوی و دارقطنی.
7.نسائی با سند صحیح.
8.ابوداود و نسائی با سند صحیح. فایده : در اینکه می‌توان همه اذکار بالا را در یک رکوع، قرائت ‌کرد یا خیر، اختلاف نظر وجود دارد؛ ابن قیم در «زاد معاد» در این مورد متردد شده و نووی «الأذکار» گفته است: «بهتر است در صورت امکان همه این اذکار در یک رکوع قرائت شود و همچنین بقیه اذکار مربوط به ارکان دیگر».
ابوالطیب صدیق حسن‌خان در «نزول الابرار»، (84) قول نووی را رد نموده و می‌گوید: «هر از گاهی، تعدادی از این اذکار قرائت شود و گاهی تعدادی دیگر نه جملگی در یک رکوع، چون هیچ‌گونه دلیلی در این مورد، وجود ندارد. رسول‌الله ص نیز به همین صورت آنها را قرائت می‌نمود. و یقیناً اتباع و پیروی بهتر از ابتداع و نوع‌آوری است»:
راه صواب نیز همین است. ولی ثابت است که رسول‌الله ص رکوع و بعضی دیگر از رکن‌ها را به قدری طولانی می‌کرد که نزدیک به قیامش می‌رسید، بنابراین اگر شخص نمازگزار بخواهد رکوعش را طولانی نماید برایش ممکن نخواهد بود مگر اینکه همه اذکار بالا را طبق گفته نووی با هم قرائت کند، یا اینکه مطابق همان تکرار منصوص رکوعش را طولانی نماید و این نزدیکتر به صحت خواهد بود، والله اعلم.رکوع و قومه (ایستادن بعد از رکوع)، سجده و جلسه (نشستن میان دو سجده) رسول‌الله ص، تقریباً یکسان بود[1].

--------------------------------------
1.بخاری ومسلم (الارواء، 321).رسول‌الله ص از خواندن قرآن در رکوع و سجده باز می‌داشت، چنانکه فرموده است: «ألا و إنّی نهیت أن أقرأ القرآن رکّعا أو سجّداً فأمّا الرّکوع فعظموا فیه الرّبّ عزّ و جلّ، و أمّا السّجود فاجتهدوا فی الدّعاء فقمن أن یستجاب لکم»[1] (آگاه باشد که من از خواندن قرآن، در رکوع و سجده، منع شده‌ام، پس در رکوع، خداوند عزّ و جلّ را به بزرگی باید یاد ‌نمایید و در سجده، دعا کنید امید است دعایتان اجابت گردد).

--------------------------------------
1.مسلم و ابوعوانه. و این نهی، شامل نمازهای فرض و نفل می‌شود بر خلاف جمله اضافی‌ای که ابن عساکر با این عبارت آورده است: «فأما صلاة التطوع فلاجناح» که شاذ و منکر است.رسول‌الله ص با گفتن «سمع‌ الله لمن حمده» سر از رکوع برمی‌داشت[1].
چنانکه به کسی که نماز را درست نمی‌خواند (مسییء الصلاة) نیز فرمود: «إنّه لاتتمّ صلاة لاحد من النّاس حتّی یکبرّ ... ثمّ یرکع ... ثمّ یقول: سمع الله لمن حمده حتّی یستوی قائماً»[2] (سپس سمع‌الله لمن حمده بگوید و راست بایستد).
خود رسول‌الله ص بعد از اینکه سر از رکوع بر می‌داشت، راست می‌ایستاد تا استخوان‌های کمرش، سر جای خود برگردند[3].
و در حالی که راست ایستاده بود می‌گفت: «ربّنا و لک الحمد»[4].
و نمازگزار را چه مقتدری باشد و چه امام، به خواندن آن، امر نموده است چنانکه می‌فرماید: «صلّوا کما رأیتمونی أصلّی»[5] (همان‌گونه که من نماز خواندم، نماز بخوانید)[6].
و نیز فرموده است: «امام برای آن مقرر شده تا از او در نماز، پیروی شود ... هر گاه امام «سمع‌الله لمن حمده» گفت، شما بگویید: (اللّهمّ ربّنا! ولک الحمد) (خداوند آن را) خواهید شنید، زیرا خودش به زبان پیامبر ص، گفته است: «سمع الله لمن حمده» یعنی (خداوند سخن کسی را که از او ستایش کند می‌شنود).
رسول‌الله ص هنگام برخاستن از رکوع، دست‌هایش را همان‌گونه که در تکبیر اولی بیان گردید، بالا می‌برد[7] و «ربّنا و لک الحمد» می‌خواند[8] که گاهی بدون «واو» می‌افزود[9] چنانکه به خواندن آن دیگران را نیز امر کرده و فرموده است: بعد از اینکه امام «سمع‌الله لمن حمده» گفت، شما بگویید: «اللّهم ربنا لک الحمد» زیرا هر کس که سخنش (در گفتن آن) با سخن فرشتگان هماهنگ گردد، گناهان گذشته‌اش مورد عفو قرار خواهد گرفت[10].
گاهی یکی از جمله‌های زیر را بر آن می‌افزود:
1.«ملء السّماوات و ملء الأرض و ملء ماشئت من شیئیٍ بعد»[11].
2.«ملء السّماوات و (ملء) الأرض و ما بینهما و ملء ما شئت من شیئی بعد»[12].
(خدایا! به پری آسمان‌ها و زمین و فضاهای بین آسمان و زمین و پری هر آن چیزی که خودت می‌خواهی و می‌دانی تو را سپاس می‌گوییم).
3.«أهل الثّناء و المجد، لامانع لما أعطیت و لامعطی لما منعت و لاینفع ذا الجدّ منک الجدّ»[13].
(خدایا! سپاس مر تو را که شایسته ستایش و بزرگی هستی، بازدارنده‌ی از آنچه که تو عنایت فرمایی و بخشنده‌ای از آنچه که تو بستانی، وجود ندارد. و هیچ کس به وسیله قدرت خود نمی‌تواند از تو نعمتی به دست آورد).
4.گاهی نیز همه را با هم بدین صورت می‌خواند: «ربّنا و لک الحمد ملء السّماوات و ملء الأرض و ملء ما شئت من شیء بعد أهل الثّناء و المجد أحقّ ما قال العبد و کلّنا لک عبد (اللهم) لامانع لما أعطیت ...»[14].
5.«لربّی الحمد، لربّی الحمد» این جمله را (احیاناً در نماز شب می‌خواند، و آن را) به قدری تکرار می‌کرد که نزدیک بود قیام پس از رکوع، به اندازة خود رکوع طولانی شود، آن هم رکوعی که قریب به قیامی بود که در آن سوره «بقره» را ختم کرده بود.
6.«ربّنا و لک الحمد، حمدا کثیراً طیّباً مبارکاً فیه (مبارکاً علیه، کما یحبّ ربّنا و یرضی)»[15].
(پروردگارا! سپاس مر تو را، سپاس فراوان، پاکیزه و مبارک، آن‌گونه که پروردگار بپسندد و خشنود گردد).
جمله بالا را مردی پشت سر آن حضرت و بعد از «سمع الله لمن حمده» بر زبان آورد، رسول‌الله ص پس از اتمام نماز، فرمود: کدام یک از شما این جمله را خواند؟ آن مرد گفت: ای رسول‌ خدا ص! من بودم؛ رسول‌الله ص فرمود: من حدود سی و اندی فرشته را دیدم که برای نوشتن آن، از یکدیگر سبقت می‌گرفتند[16].

--------------------------------------
1.بخاری و مسلم.
2.ابوداود به تصحیح حاکم و موافقت ذهبی.
3.بخاری و ابوداود.
4.بخاری و احمد.
5.بخاری و احمد.
6.مسلم و ابوعوانه و احمد و ابوداود. (تذکر) : از حدیث فوق، استناد به اینکه امام نباید «ربنا و لک الحمد» و مقتدی نباید «سمع‌الله لمن حمده» گوید، اشتباه می‌باشد، زیرا سیاق حدیث، به خاطر این نیست که برای امام و مقتدی تعیین کند که در اینجا چه بگویند، بلکه سیاق بیانگر این مطلب است که مقتدی بعد از «سمع‌الله» گفتن امام، «ربنا و لک الحمد» گوید. به دلیل اینکه خود رسول‌الله ص در حالی که امام بود، «ربنا و لک الحمد می‌گفت» برای تفصیل بیشتر به «الحاوی للفتا