ست اول و آخر یکسان قرائت شود، منظورم اینست که تشهد با درود خوانده شود زیرا هیچ یک از آنها، جای دیگری را نمی‌گیرد».
حدیثی که در آن آمده است: «کان لایزید فی الرّکعتین علی تشهّدٍ» منکر است «الضعیفه»، (5816).
شگفت‌آور اینکه بعضی مانند «استاد محمد اسعاف نشاشیبی» در کتاب خود «الاسلام الصحیح» با جرأت، درود بر آل‌ پیامبر‌ ص را انکار نموده است. حال آنکه در «صحیحین» و دیگر کتب حدیث، در این مورد روایات صحیح فراوانی وجود دارد.
در برخی روایات آمده است که اصحاب، از پیامبر خدا‌ ص پرسیدند: چگونه بر شما درود بفرستیم؟ رسول‌الله ‌ص در پاسخ، همان صیغه‌های مختلف درود را که بیان شد، به آنها آموزش داد.
استدلال استاد اینست که خداوند در آیه «صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً» ذکری از آل ایشان به میان نیاورده است. همچنین به نظر استاد، بعید است که اصحاب از پیامبر ‌ص در مورد «صلاة» سؤال کنند! زیرا آنها نیک می‌دانستند که «صلاة» یعنی دعا، بنابراین لزومی نمی‌دیدند که در این مورد از رسول‌الله‌ ص سؤال کنند.
باید گفت که استاد، در مورد یک امر بسیار واضح، در مغالطه افتاده‌اند، ایشان باید بدانند که اصحاب، از رسول‌الله‌ ص معنی کلمه «صلاة» را جویا نشدند بلکه از کیفیت فرستادن درود سؤال کردند و جویا شدن کیفیت شرعی مسأله‌ای از شارع، امری است طبیعی.
همچنین برداشت و استدلال استاد از آیه فوق نیز کاملاً بی‌مورد است زیرا به اتفاق تمامی مسلمانان مفسر و شارح واقعی قرآن، پیامبر خدا‌ ص می‌باشد:
«وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ» (نحل: 44).
و رسول‌الله‌ ص صلاه و سلام مطرح شده در آیه فوق را به یارانش آموزش داد که در آن، آل ایشان نیز ذکر شده است.
بنابراین بر ما واجب است که در این مورد و موارد دیگر از رسول‌الله‌ ص پیروی کنیم به دلیل این قول خداوند که فرمود است:
«وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ» (حشر: 7).
این حدیث پیامبر ‌ص که می‌فرماید: «ألا و إنّی أوتیت القرآن و مثله معه» (تخریج المشکاه، 163).
من نمی‌دانم استاد نشاشیبی و همفکرانش که گول سخنان او را خورده‌اند، در مقابل شخصی که منکر تشهد در نماز باشد به دلیل اینکه در قرآن از آن ذکری به میان نیامده و فقط در آنجا قیام، رکوع و سجده، ذکر شده است، یا معتقد به ترک نماز و روزه برای زن حائض نباشد به دلیل اینکه در قرآن چنین چیزی تصریح نشده است، چه موضعی اتخاذ خواهند کرد؟
اگر چنین استدلالی را بپذیرند و با او هم صدا شوند، یقیناً در گمراهی آشکاری به سر برده و از جماعت مسلمانان خارج می‌شوند ولی اگر چنین استدلالی را نپذیرند و آن را انکار کنند، قطعاً در برابر آن، پاسخی خواهند داشت که در آن صورت ما نیز همان پاسخ را در مقابل استاد خواهیم داشت.
برادر مسلمان! آگاه شو، و هیچ‌گاه به فکر فهمیدن دین از راه قرآن، منهای سنت مباش. زیرا چنین چیزی ممکن نیست. گرچه تو در علم لغت، سیبویه زمان باشی، به عنوان مثال همین استاد نشاشیبی از بزرگان علم لغت به شمار می‌رود، وی می‌خواست قرآن را منهای سنت، درک کند. در نتیجه، از راه راست منحرف شد و به بیراهه رفت.
3.باید دانست که در هیچ یک از صیغه‌های درود، کلمه «سید» نیامده است از اینرو علمای متأخر در مورد افزودن آن به کلمات، درود ابراهیمی اختلاف دارند؛ برخی به دلیل اینکه رسول‌الله‌ ص چنین کلمه‌ای را در درود به کار نبرده است، با افزودن آن موافق نیستند.
از حافظ‌ابن حجر در این مورد سؤال شد؟ گفت: بهتر است کلمات را بدون کوچکترین تغییر و تعرضی همان‌گونه که از رسول‌الله‌ ص نقل شده است بخوانیم. نمی‌توان گفت که رسول‌الله‌ ص به خاطر تواضع آن را نگفته است همان‌طور که بعد از ذکر نام خویش «صلی‌الله علیه و سلم» نیز نمی‌گفت، در حالی که برای افراد امتش لازم است که آن را بگویند چون که اگر این کلمه واقعاً مزیتی می‌داشت یقیناً سلف صالح امت؛ صحابه و تابعین، در درودهایشان آن را می‌گفتند ولی از آنها چنین چیزی نقل نشده است حتی از امام شافعی‌ رحمه الله که در تعظیم و محبت، از دیگران گوی سبقت را ربوده بود، چنین چیزی روایت نشده است، در حالی که ایشان در خطبه کتابش «اللّهم صلّ علی محمّد» را به چنین پسوندهای از قبیل : «کلّما ذکره الذّاکرون، و کلمّا غفل عن ذکره الغافلون و ...» آورده که به نظر می‌رسد این جمله‌ها را از حدیث صحیحی که در آن آمده: «سبحان الله عدد خلقه» استنباط نموده است. این را پیامبر خدا‌ ص به یکی از امهات المؤمنین آموزش داد که چندین ساعت نشسته بود و تسبیح می‌گفت، رسول‌الله ‌ص به ایشان فرمود: من اکنون چند جمله گفتم که اگر آنها را با همه آن اذکاری که شما تا حالا گفته‌ای موازنه کنند، سنگین‌تر خواهد بود و آنگاه فرمود: «سبحان الله عدد خلقه».
رسول‌الله ‌ص معمولاً اذکاری را می‌پسندید که در کلمات اندک، معانی بی‌شماری را در برداشته باشند.
قاضی عیاض در «الشفاء» باب مستقلی آورده، و آثار زیادی از صحابه و تابعین و خصوصاً از حضرت علی جمع‌آوری نموده که در هیچ یک از آنها کلمه «سید» نیامده است.
خلاصه، در هیچ یک از کلام فقها «سیدنا» نیامده است و اگر چنین چیزی وجود می‌داشت، یقیناً یکی از آنان، آن را ذکر می‌نمود و از دید همگان مخفی نمی‌ماند به هر صورت اتباع، بهتر از ابتداع و هر چیز دیگر است «والله اعلم».
ما نیز در مورد عدم مشروعیت افزودن کلمه «سیدنا» در درود با حافظ ابن حجر موافقیم چنانکه احناف نیز همین را می‌گویند و این دلیل روشن محبت به رسول‌الله ‌ص است همان‌طور که خداوند می‌فرماید:
‏«قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ» (آل‌عمران: 31).
«اگر خداوند را دوست دارید از من (پیامبر‌ ص) پیروی کنید».
از اینرو امام نووی در «الروضه»، (1/665) گفته است: کامل‌ترین درود بر رسول‌الله‌ ص اینست که بگوییم : «اللّهمّ! صلّ علی محمّد و علی آل محمّد کما صلّیت علی ابراهیم و آل ابراهیم إنّک حمید مجید ...» و در آن کلمه، «سید» را ذکر ننموده است.
4.درود شماره یک و شماره چهار، درودهایی است که رسول‌الله‌ ص در پاسخ به اصحاب، هنگامی که از ایشان در مورد کیفیت درود سؤال کردند، ایراد فرمود و یقیناً رسول‌الله‌ ص برای امتش در همه موارد، بهترین‌ها را انتخاب می‌کرد.
بنابراین نووی در «الروضه» می‌گوید: اگر کسی سوگند یاد کند که بهترین درود را بر رسول‌الله ‌ص بخواند، از سوگند خود حلال نمی‌شود مگر با خواندن درودی که شرح آن گذشت.
علامه سبکی نیز گفته است: «هر کس همین درود را بخواند، به طور قطع می‌توان گفت که او درود خوانده است ولی در مورد دیگر روش‌های درود، نمی‌توان به طور قطع چنین قضاوت کرد» این را هیثمی در «الدر المنضود» (ق 25/2) ذکر کرد و گفته است: مقصود، با تمام کیفیت‌های وارده در حدیث، حاصل می‌شود.
5.تلفیق یعنی خواندن همه درود‌های وارده، و همچنین تمای صیغه‌های تشهد در یک نشست، ناجایز و بدعت 