دی هم عشرة مبشره و بلال و ابن مسعود را نام برده‌اند.
اما قول صحیح بر آنست که در میان آنها ابوبکر و عمر و جابر بوده‌اند. و مهم آن است که در میان هیچکدام از روایات مطروح اسمی از افراد مورد ادّعای موسوی نیامده است.
شیخ سیوطی باز در (الدر المنثور) (8/165،167) به بررسی همة موارد صحیح و غیر صحیح در این زمینه پرداخته، اما در هیچکدام از آنها اسمی از فاطمه و حسن و حسین(رض) در میان نیست. زیرا به هنگام فوت پیامبر(ص) حسن تنها هشت سال و حسین هم شش سال داشته‌اند، و این آیه هم چند سالی پیش از وفات پیامبر(ص) نازل شده است، و نزول آنرا به احتمال زیاد قبل از فتح مکه یعنی در هشتم هجری دانسته‌اند و این روایت به معنی آن استکه سن حسن – به احتمال زیاد – در آن هنگام کمتر از 5 سال و حسین هم کمتر از سه سال بوده است، و غیرممکن است که آنها در همچو سنی شاهد چنین اتفاقی بوده باشند. لکن قول اصح بر آنست که این آیه قبل از ولادت حسن و حسین و یا اینکه چند ماهی از ولادت حسن گذشته که نازل شده است. و بعلاوه هیچ روایتی در دست نیست که فاطمه و یا دیگر زنان مسلمان در نماز جمعة پیامبر شرکت کرده باشند. و خود لفظ این آیه هم دالّ بر عدم وجود زنان در میان آنهاست، چون لفظ [ رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ]{النور:37} بر مردان دلالت کرده و زنان را شامل نمی‌شود.
سیوطی در (الدر المنثور) در رابطه با سبب نزول این آیه به ذکر روایتی از ابن عباس پرداخته که هماهنگي دارد با آنچه در حاشیة (37/68) آورده است ودر آنجا نیز نامی از علی و فاطمه و حسن و حسین وجود ندارد. وی این حدیث را به ابن مردویه نسبت داده ولی حافظ آنرا در (الفتح) (2/538) ضعیف دانسته است. ناگفته نماند که سیوطی چند روایتی دیگر را به نقل از ابن عباس آورده است که یکی از آنها از طریق عبد بن حمید و دیگری را از بزار روایت داشته است. روایتی را که سیوطی به نقل از عبد بن حمید آورده درست مخالف و متضاد با آنچه است که موسوی آنرا در حاشیه نگاشته.
و اما اثری را که در رابطه با آیة [فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ] و در حاشیة (38/69) ذکر نموده و آنرا به تفسیر ثعلبی نسبت داده است، به علت عدم ذکر اسناد آن، آنرا بیشتر به تضعیف کشانده است، وگرنه اگر در اثبات و صحت آن مطمئن بود، می‌بایست به اسناد آن اشاره می‌نمود.
وجود چنین حدیثی فقط در تفسیر ثعلبی ولاغیره خود مؤیید شبهة موجود در آنست و مانع قبول چنین حدیثی می‌گردد باضافة آنکه اسناد آنهم مجهول و ناشناخته باشد! و قبلاً در رابطه با شخص ثعلبی و تفسیر وی مطالبی را توضیح دادیم و اگر در خاطرتان باشد او را چون فردی شبگرد در پی جمع‌آوری هیزم – حاطب بلیل – دانستیم. و گفتیم که احادیث موضوعة زیادی در آن نهفته است و عالمان علم الحدیث بخوبی آنها را دست نشان کرده‌اند. و هیچ شکی هم در رابطه با جعلی بودن آن حدیث وجود ندارد، و همانا آنهم یکی از احادیث موضوعة موجود در آن کتاب است.
بی‌تردید موسوی این حدیث را از ابن المطهر حلّی برگرفته، که شیخ الاسلام قبلاً در (المنتقی) (ص 450) آنرا بر وی ردّ داشته بود، و گفته است: (این حدیث بدون هیچ تردیدی مکذوب و موضوع است). و اگر به لفظ آیه هم توجه شود بخوبی نمایان است له لفظ {رجال} بر علی و فاطمه و یا علی به تنهایی صدق نمی‌کند.
اما اگر بگوئیم آنها نیز مشمول و مصداق این آیه هستند بهتر است، همانطور که در مورد آیة پیشین همین حکم را صادر کردیم، پس باید گفت که آل علی جزو همانهایی هستند که خداوند درباره‌اشان فرموده است. [رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللهَ عَلَيْهِ] {الأحزاب:23} و باز می‌فرماید: [رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللهِ] {النور:37} که در ان صورت شأن و حال آنها همچون شأن و حال بقیة صحابة کرام و اهل بیت است. و نیز شمول این آیه بر آنان دالّ بر افضلیت آنها بر دیگران نیست، یا اینکه در امر امامت بر دیگران پیشی بگیرند. پس چطور این آیه را تنها بر آنها تعمیم داده، و آنها را نیز بر دیگران افضلیت بخشیده است؟
و حتی لفظ حدیث ارائه شده از جانب موسوی نیز هیچگونه دلالتی را بر افضلیت اهل بیت نشان نمی‌دهد، بلکه تنها فضل آنها را می‌رساند – نه افضلیت – و در آن هیچ اشاره‌ای بر حمل آیه و مقصور داشتن آن بر اهل بیت نشده است.
و نیز آیة مذکور گویای آن نیست که خانه‌های اهل بیت افضل‌ترین بیوت باشند، بلکه فرموده است {من افاضلها} و این شیوة بیان مقتضی مشارکت غیر هم هست. و آنچه که در اینجا باز احتجاج او را عقیم می‌دارد، تفسیری است که از بیوت به مساجد بيان شده است. ابن تیمیّه رحمه الله در کتاب (المنتقی) (ص 450) می‌گوید: به اتفاق تمام صاحبنظران بیوت بمعنی مساجد است. و عبدالله بن عباس نیز همین نظر را داشته است، و طبری نظر وی را در (18/100) از چندین طریق اخراج نموده، و ابن ابی حاتم نیز – (الدر المنثور) (6/202) – همین کار را کرده است. و راویانی همچو مجاهد و حسن و ابوصالح و سالم ابن عمر و ابن زید و قتاده و کسانی دیگر هم آنرا نقل كرده است. طبری در (18/100) با اسناد صحیح تا عمرو بن میمون الأودی روایت می‌کند که گفته است: من بسیاری از اصحاب پیامبر(ص) را دریافته‌ام که می‌گفتند: مساجد بیوت الله است و بر خداوند است که اکرام زائران آنرا گرامی بدارد. عمرو بن میمون فردی تابعی و موثق بود، او تجربة دوران جاهلیت را هم داشت اما به خدمت پیامبر نرسیده بود، و از تعدادی صحابه همچون عمر، ابن مسعود، معاذ، ابی‌ذر و سعد بن ابی‌وقاص و ابن عباس و ابی‌هریره و غیره هم حدیث روایت کرده است – (تهذیب التهذیب) – و این همان معنی اصلی و حقیقی بیوت بود که به معنی مساجد آمد، و اشخاص محقق و مفسری نیز چون ابن جریر طبری و ابن کثیر آن معنی را برگزیده و اختیار کرده‌اند. و این بهترین معنی و مناسب با سیاق آیات قبل و بعد از خود است، ما قبل این آیه بیان ضرب‌المثلی است از خداوند که فرموده [اللهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ] {النور:35 }  خداوند در این آیه و با بیان این ضرب المثل به توصیف قلب مؤمن و نور و هدایتی که در آن است می‌پردازد، و بعداً خداوند متعال به ذکر محل هبوط این نور پرداخته و آنرا مساجد یعنی بهترین مکان و محبوبترین بیوت در زمین خوانده است. و ما بعد آیة مذکور هم اینست که می‌فرماید: [يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالغُدُوِّ وَالآَصَالِ] {النور:36}  پس بنایی که اساساً برای عبادت خداوند در همه حال و برای همه کس مهیّا است بغیر از مسجد چه جای دیگری می‌تواند باشد.؟
بغیر از آنچه که گذشت تعبیرات و تأویلات دیگری از لفظ بیوت شده است، اما هیچیک از آنها قابل قبول و صحیحتر از همان قول اول نیستند. و با این وجود هم هیچکدام از موارد و روایات دیگر منطبق با خواستة موسوی نیست، مگر حدیثی که سیوطی آنرا در (الدر المنثور) (6/203) به نقل از انس و بریدة مزعوم روایت کرده است، اگرچه سیوطی این حدیث را نه به ثعلبی بلکه 