بنابر آنچه است که موسوی ادعایش را دارد پس چه حمل آسان و چه پیروزی بزرگی!!؟
نسبت دادن معنی و مفهوم این آیه در حاشیه به هر یک از تفاسیر صافی و علی بن ابراهیم و غیره، بیان‌گر این مطلب است که وی در انتخاب نصوص و کتابهایی است موافق با امیال و خواسته‌های خود، و معیارش در انتخاب و قبول متون فقط موافقت آن با مذهب باطل و فاسدش است. و به همین خاطر شما می‌بینید که روایات او در میان کتابهایی چون تفسیر ثعلبی، واحدی، حاکم و کنز العمال و غیره پریشان و سرگردان است. و این تنقّل و سرگردانی هم در میان این کتابها نه به جهت یافتن دلایل صحیح بلکه رد پی یافتن مطالبی است که تمایلات و خواسته‌های وی را ارضا نماید.
زیرا چنانکه گذشت تمام ادلّة او از جهت و منظر سند آن تماماً دارای اشکال هستند. و اسناد دلایل ارائه شده را هرگز ذکر نمی‌کند و بسا به ذکر دلایل موضوع و مکذوب هم پرداخته است، بدون آنکه هیچگونه تبینی در آن باره بنماید. پس یکی از اصول مهم در نزد اهل علم آن است که در هر رشته و فنّی به اهل آن مراجعه شود – همانگونه که ابن تیمیّه نیز یادآور شده است – یعنی در علم نحو باید به ارباب آن مراجعه نمود و یا در قرائت باید به استادِ ماهر و حاذق آن، و همچنین در لغت به اساتید مربوطه و در طبّ به پزشک و متخصص، همانطور باید در فهم درست احادیث رسول(ص) به مراجع و علمای حدیث تکیه و رجوع کرد، چون آنها اشخاص جلیل القدر و بزرگتر و راستگوتر از هر کس دیگر هستند. و براستی آنچه را که علما در مورد صحت آن اتفاق نظر داشته‌اند عین حقیقت است، و آنچه را تحقیر و بی‌ارزش دانسته‌اند ساقط است، و نیز در آنچه که اختلاف نظر داشته‌اند، باید با دیدی منصفانه و عادلانه بدان نگریست. چون آنها مراجع اصلی و واقعی هستند. شیخ‌الاسلام ابن تیمیّه در (منهاج السنه) – (المنتقی) (ص 441-442) – می‌گوید: (خلاصه درمیان فرق امت اسلام گروهی جاهلتر و منحرفتر – نسبت به احادیث و علم الرجال – از رافضی وجود ندارد. آنها همیشه از باطل استقبال کرده و از حقیقت روی‌گردان بوده‌اند. حتی دشمنانشان از خوارج و برادرانشان از معتزله صادقتر و آزاد اندیشتر از آنان هستند، چون آنان نه به اخبار کاذب و نه به صحیح استدلال نمی‌ورزند، بلکه راهها و قواعد مبتدع خاص خود را دارند، و فی الجمله آنها بسیار خردمندتر از شیعه هستند. چون رافضیون نه عقل را باور دارند ونه نقل را بکار می‌گیرند.
پس آثار صحیح و معرفت بدانها و نیز اسانید آن، همگی مختص به اهل سنت و جماعت هستند. و نشانة صحت حدیث نزد رافضیون همان موافقت آن با امیال و خواسته‌های ایشان است.
عبدالرحمن بن مهدی می‌گوید: اهل علم و خرد کسانی هستند که هر آنچه را به سود و زیان آنان است می‌نویسند. امّا جاهلان تنها آنچه را که به سودشان است می‌نویسند.
پس ما هم در اینجا به آنها می‌گوئیم: آیا تمامی آنچه را که اشخاصی همچون نقّاش و ثعلبی و ابی‌نعیم و امثال آنها روایت کرده‌اند، سود و زیان آنرا کاملاً می‌پذیرید یا نه ردّ می‌دارید؟ یا اینکه مطالبی را که برایتان سودمند است اخذ کرده و آنچه را که بر علیه خود می‌دانید ردّ می‌نمائید؟!
پس اگر آنها را کاملاً قبول دارید، باید فضائلی را که دربارة شیخین – ابوبکر و عمر – در آنها ثبت است – از صحیح و ضعیف – بپذیرید. و اگر آنها را کاملاً ردّ می‌دارید، پس هر آنچه را که از آنها نقل می‌کنید کاملاً باطل و مردود است. و اگر آنچه را که موافق با مذهبتان است قبول می‌دارید، پس این امکان برای مخالفان شما وجود دارد که هر آنچه را مورد قبول شماست ردّ نموده و بدانچه که شما از آن رویگردانید احتجاج نمایند. و مردم همیشه و بیشتر از همه چیز در مناقب و مثالب دروغ گفته‌اند). پایان کلام شیخ الاسلام. و ما نیز چنین درخواستی را ازموسوی و امثالهم داریم در مورد آنچه که از این کتابها نقل می‌نمایند.
سپس چه دلیل و حجّتی را از اقوال باقر و صادق و رضا درمورد تفسیر این آیه در دست دارید که آنرا بر علیه اهل سنت بکار بگیرید، آنگونه که خود در حاشیه بدان اشاره کرده‌اید؟؟ و نباید از این نکته هم غافل بود که تمامی روایات ارائه شده از أئمه برگرفته از کتابهای خود اهل تشیع است نه کتب اهل سنت. و ما نیز در مقدمة این کتاب حقیقت آن کتابها و مطالب و محتوایشان را تشریح نمودیم و در آن باره بطور مفصّل مطالبی را تقریر داشتیم، یعنی در مورد کتابهایی همچون 1- تفسیر صافی، تألیف: ملامحسن ملقّب به فیض کاشانی یا کاشی 2- تفسیر قمی، تألیف: علی بن ابراهیم قمی 3- کتاب الخصال، تألیف: ابن بابویه القمی. به مقدمة این کتاب مراجعه کنید تا حقیقت آنها برایتان معلوم گردد.
نکتة آخر اینکه: مفهوم این آیه عام است و تنها مخصوص امت محمد(ص) نیست. آیا ممکن است کسی ادعا نماید که تمام میثاقها و پیمانهایی که خداوند متعال با انبیا و امتهایشان منعقد کرده در راستای موالات اهل بیت بوده است؟ بله این ادعایی است که امروزه موسوی و امثال او مطرح نموده‌اند. همانگونه که در سطور آتی احتجاجات وی را به برخی از احادیث و آیات عرضه می‌داریم، و این گفتار باطلی است، که باطل بودن آن روشنتر از آن است که در ردّ آن استدلال نمود. تقریباً بصورت غیرمستقیم می‌گویند که: خداوند سبحانه و تعالی خلائق و کائنات را صرفاً بخاطر علی و آل بیت او خلق نموده است. و هیچ کاری را سخت‌تر از موالات اهل بیت بر عهدة بشر نگذاشته است. و حتی موسوی تصریح می‌دارد که خداوند متعال هیچ پیامبری را مبعوث نکرده، مگر اینکه به ولایت علی و اهل بیت وی متعهّد بوده است، و نیز عهدی را که خداوند با بنی‌آدم بست در مورد ولایت آنها بود. و این گفتار کسی است که از شریعت پروردگار و از توحید و عبادت او و از اتباع پیامبران او اعراض نموده و از آنها رویگردان شده است. مگر خداوند متعال نفرموده است: [وَمَا خَلَقْتُالجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ] {الذاريات:56}  اما موسوی می‌گوید: نه بلکه خداوند جن و انس را برای پیروی از ولایت علی و اهل بیت او خلق کرده است. و باز می‌فرماید: [وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اُعْبُدُوا اللهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ] {النحل:36}  اما موسوی می‌گوید که: خداوند در میان هر ملتی پیامبری را مبعوث کرد برای رهنمونی به ولایت علی و اهل بیت او. به حقیقت موسوی از کسانی است که ضلالت بر وی چیره گشته و مصداق واقعی این آیه از قرآن است که می‌فرماید: [فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ] {النحل:36}  و باز می‌فرماید: [إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللهَ لَا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ] {النحل:37}  
و در آیتی دیگر خداوند می‌فرماید: [وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آَدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى] {الأعراف:172}  و این مردک می‌گوید: نخیر، 