ی چنین چیزی را جایز ندانسته‌اند.
قرطبی نیزدر تفسیر خود (6/144) می‌گوید: (احتمالاً که مدح متوجه اجتماع دو حالت باشد، یعنی وصف کسانی قرار گیرد که معتقد به وجوب نماز و زکات هستند. و خدا تعبیر نماز را به رکوع آورده است، یعنی معتقد بودن به وجوب فعل آن، همانطور که گفته می‌شود، مسلمانان همان نمازگزاران هستند).
(مورد سوم): ابن تیمیّه می‌گوید: (گفتة پروردگار: [وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ ] {المائدة:55}  دلالت بر وجوب و وجود زکات دارد، و علی هم هیچگاه در زمان پیامبر(ص) زکات بر وی بعلت فقر واجب نشد. و ضمناً زکات نقره هم هنگامی واجب می‌شود که به حد نصاب رسیده و یکسال تمام هم بر وی سپری شده باشد. که آن هم شامل علی نمی‌شد. و اعطای انگشتری بعنوان زکات در نزد اکثر علماء جایز نیست). و باز در (ص 71) می‌گوید: (و در حدیث آنان – شیعه – چنین برمی‌آید که علی به هنگام نماز متوجه سائلی شده و انگشترش را به وی می‌بخشد بعنوان زکات، در حالیکه مدح و ستایش خداوند متوجه کسانی است که زکات را فی‌الفور و بدون تأخیر می‌پردازند).
و امّا حمل نمودن لفظ (ذکاه) بر (صدقه) امری بعید است و خلاف اصل. قرطبی (6/144) می‌گوید: (حمل داشتن لفظ زکات بر تصدّق انگشتری کاری ناشایست و غیر قابل توجیه است، چون همیشه زکات با همان لفظ مختص نام برده می‌شود. یعنی همان امر مفروضی که خداوند در ابتدای سورة بقره به آن توجه داشته است. و در ضمن قبل از آن هم جملة[ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ] ذکر شده است، که این را می‌رساند؛ نمازشان را اقامه می‌دارند و بدان می‌پردازند و در وقت خویش با رعایت تمام حقوق مربوط به آن انجام می‌دهند، که مقصود همان نمازهای مفروضه است. و بعد از آن می‌فرماید [وَهُمْ رَاكِعُونَ] که مقصودش نمازهای سنت است).
اما رازی در (تفسیر الکبیر) (12/22/33) می‌گوید: (استدلال شیعه بر اینکه این آیه در شأن علی(رض) نازل شده باطل است، چون اکثر مفسرین بر آنند که این آیه در حق امّت اسلام نازل شده است. – یعنی ردّ آنچه که موسوی دربارة اجماع مفسرین بیان نمود – و مراد آن است که خداوند به مسلمانان امر می‌فرماید که دوست و یاوری را بجز در میان مسلمین برای خود انتخاب ننمایند. برخی می‌گویند، آیة مذکوره در شأن ابوبکر صدّیق(رض) نازل شده است. اما استدلال شیعه بر اینکه این آیه مختص کسی است که زکات را درحین رکوع ادا نموده است – یعنی در حال رکوع – و مقصود همان علی بن ابی‌طالب باشد. در جواب باید گفت: این گفتة آنها بنا بر چند وجهی ضعیف است. نخست: زکات یک امر واجب است نه سنت بدلیل قول خداوند: [وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ ] و اگر علی هم در حالت رکوع زکات واجب را پرداخت کرده باشد، بی‌گمان در انجام یک امر واجب تأخیر نموده است، و می‌بایست در اول وقت آنرا می‌پرداخت، و تدخیر امر واجب هم نزد اکثر علما معصیّت است. پس نسبت دادن چنین امری به علی(رض) جایز نیست. و باز حمل نمودن زکات واجب بر صدقة نافله خلاف اصل است، چون بدلیل آیة [وَآَتُوا الزَّكَاةَ] {البقرة:43}  ظاهر آن دالّ بر این است که زکات امری واجب است. دوّم: آنچه که لایق و شایستة علی(رض) است، آن است که در هنگام نماز مستغرق القلب باشد، پس کسی که در نمازش چنین حالتی را پیدا کند، هرگز متوجه استماع کلام غیردر اطراف خویش نمی‌شود، و بهمین خاطر است که خداوند متعال می‌فرماید: [الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ] {آل عمران:191}  و کسی که قلبش مستغرق چنین مفاهیمی بود چگونه متوجه کلام غیر می‌شود؟ 
سوّم: اهدای انگشتری به هنگام نماز اعمالی زائد را در پی دارد و می‌رود که نماز را باطل گرداند، به همین خاطر چنین تحرکاتی در نماز شایستة مقام علی نیست. 
چهارم: مشهور است که علی(رض) فردی فقیر و تنگدست بوده و مالی نداشت که زکات بر آن واجب شود. الی آخر).
(مورد چهارم): ایضاً شیخ الاسلام (ص 437-438) می‌گوید: (آیة مذکور هم شبیه به آیات دیگر قرآن است، همچون،  [وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآَتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ] {البقرة:43} و [يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ] {آل عمران:43}  
امام رازی می‌گوید (12/28): (گفتة پروردگار {و هم راکعون} چند وجهی دارد... .
اول: ابومسلم می‌گوید: مقصود از رکوع همان خضوع است، یعنی آنها نماز و زکات را می‌دهند در حالیکه خاضع و پایبند هستند بر جمیع اوامر و نواهی الهی. 
دوم: مقصود از آن، کسانی است که تمام همّ و غمّشان بر پایی نماز است، و نماز هم بخاطر مجد و گرانمایگی، تعبیر به رکوع شده است، مثل [وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ] {البقرة:43}.
سوم: بعضی می‌گویند: به هنگام نزول این آیه، اصحاب پیامبر صفات و حالات مختلفی داشتند، بعضی از آنها نمازشان را به اتمام رسانده بودند، و برخی نیز مالشان را به فقیر داده بودند و عده‌ای دیگر نیز در حال نماز و در حین رکوع بودند، پس چون هنگام نزول آیه صحابة پیامبر صفات و حالات مختلفی داشته‌اند، لذا هدف خداوند متعال تمام دارندگان آن صفات را در برمی‌گیرد).
(مورد پنجم): شیخ الاسلام در (ص 438) می‌گوید: (چنانچه در میان تمام مفسرین معلوم و مرسوم است. این آیه در رابطه با نهی خداوند از موالات با کفّار و وجوب بر موالات مؤمنین نازل شده است، و با اندکی تدبّرمعلوم می‌شود که سیاق آیه نیز بر همین نکته دلالت دارد، چون قول خداوند که می‌فرماید: 
 [يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا اليَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللهَ لَا يَهْدِي القَوْمَ الظَّالِمِينَ]                                                            {المائدة:51}  
«ای کسانیکه ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را بعنوان دوست و یاور قبول نکنید ایشان برخی دوست برخی دیگرند، هر کس از شما با آنها دوستی ورزد بی‌گمان او از زمرة ایشان است، و شک نیست که خداوند ستمگران را هدایت نمی‌کند».
این نهی صریح خداوند است از موالات مسلمین با یهود و نصاری. و سپس می‌فرماید:
 [فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ]                                    {المائدة:52}  
«می‌بینید کسانی که بیماری به دل دارند بر یکدیگر سبقت می‌گیرند و می‌گویند، می‌ترسیم که بلایی بر سر ما آید، امید است که خداوند فتح را پیش بیاورد، یا از جانب خود کاری کند، و این دسته از آنچه در دل پنهان داشته‌اند پشیمان گردند».
تا آیة: {إنما إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ] {المائدة:55}  و این توصیف عامی است که بر تمام مؤمنین دلالت می‌ورزد. هم علی و ابوبکر و هم تمام آنهایی که قرآن به عنوان السّابقون