د: ميت را شب هنگام دفن نكنيد تا بر او نماز بخوانند مگر ناچار باشيد. و در پايان فرمود:
هنگامي كه برادر مسلمانتان را كفن مي كنيد، او را نيكو كفن بپوشانيد.(24) 
منظور از نيكو كفن كردن اين نيست كه اسراف شود و از پارچه هاي گرانقيمت استفاده گردد. بلكه هدف اينست كه كفن، پاكيزه و كامل باشد.
36- اگر پارچه كفن كم بود، از قسمت سر ميت شروع كنند تا هر جا كه برسد. و باقيمانده بدنش را با گياه اذخر يا هر گياهي ديگر، بپوشانند. در اين باره دو حديث وجود دارد.
اول: حديث خباب در مورد مصعب است كه بعلت كوتاه بودن كفن اش رسول اكرم (ص) فرمود: 
كفن ها را از طرف سرش شروع كنيد و روي پاهايش برگ اذخر بگذاريد.
دوم: حديث حارثه بن مضَّرب است كه مي گويد: نزد خباب رفتم. او كه هفت جاي شكمش را داغ كرده بود. گفت: اگر از رسول الله (ص) نشنيده بودم كه آرزوي مرگ نكنيد، آرزوي مرگ مي كردم. من زمان رسول الله (ص)  را كه همراه ايشان بودم، بياد مي آورم آن زمان يك درهم نداشتم و اكنون چهل هزار درهم در گوشه خانه ام وجود دارد. سپس، كفنش را در آوردند. هنگامي كه چشمش به آن افتاد، گريه كرد و گفت: حمزه جز يك چادر كتاني، كفني ديگر نداشت. وقتي سرش را مي پوشاندند، پاهايش برهنه مي شد و هنگامي كه پاهايش را مي پوشاندند,، سرش برهنه مي ماند. سرانجام پاهايش را با برگ اذخر پوشانيدند.(25) 
37-اگر تعداد مردگان زياد بود. و پارچه باندازه كافي براي كفن كردن وجود نداشت، مي توان تعدادي از آنها را با يك كفن پوشاند. و هر كدام كه قرآن بيشتر مي داند در قبر، جلوتر از ديگران قرار گيرد. انس (رض) مي گويد: رسول الله (ص)  حمزه (رض) را در يك چادر كفن كرد. و چنان كوچك بود كه اگر سرش پوشانده مي شد،‌پاهايش برهنه مي ماند و اگر پاهايش پوشانده مي شد، قسمت سرش برهنه مي ماند. سرانجام، سرش پوشانده شد. و آنحضرت (ص) جز حمزه، بر كسي ديگر از شهداي احد، نماز نخواند و فرمود: من آنروز گواه شما هستم. راوي مي گويد: تعداد شهدا زياد بود و پارچه كم داشتيم. دو الي سه نفر را در يك قبر مي گذاشتيم. رسول الله (ص)  از ما پرسيد: كدام يك قرآن را بهتر و بيشتر مي داند؟ آنگاه دستور مي داد كه او را جلوتر در لحد بگذارند. و دو يا سه نفر را در يك پارچه كفن مي كردند.(26)  ابن تيميه مي گويد: يعني يك كفن را چند قطعه مي كردند و بخشي از جسم هر كدام را مي پوشانيدند.
38-بيرون آوردن لباسهاي شهيد كه در آنها به شهادت رسيده است، جايز نيست. بلكه با همان لباسها دفن گردد. زيرا رسول الله (ص)  درباره شهداي احد، فرمود:
«زملّوهم في ثيابهم» آنها را با لباسهايشان دفن كنيد. (روايت احمد) و در روايت ديگري از احمد چنين آمده است:«زمولهم في دمائهم» آنها را با خون شان دفن كنيد.
39- مستحب است كه پارچه اي ديگر ، روي لباسهاي شهيد گذاشته شود. همانطور كه رسول الله (ص)  با مصعب بن عمير و حمزه بن عبدالمطلب چنين كرد. داستان شهادت اين دو بزرگوار در مساله(37،36،34) بيان گرديد و در اين خصوص، دو مورد ديگر نيز وجود دارد:
1-شداد بن الهاد مي گويد: مردي باديه نشين نزد رسول الله (ص)  آمد و مسلمان شد. سپس گفت: مي خواهم با شما هجرت كنم. رسول الله (ص)  بعضي از يارانش را در مورد او سفارش كرد. در غزوه خيبر، كه آنحضرت (ص) غنيمت بدست آورد، رسول الله (ص)  براي او سهمي در نظر گرفت. صحابه سهمش را به او دادند. وي محافظ پشت جبهه بود. هنگامي كه سهمش را به او دادند، گفت: اين چيست؟ گفتند: سهمي است كه رسول الله (ص) آن را براي تو در نظر گرفته است. آن را برداشت و نزد رسول الله (ص)  آمد و گفت: اين چيست؟ پيامبر فرمود: سهم توست. گفت: من به خاطر اين چيزها ايمان نياورده ام. بلكه ايمان آورده ام تا تيري به گلويم اصابت كند و بميرم و به بهشت بروم. پيامبر (ص) فرمود: اگر راست مي گويي خدا تو را به آرزويت خواهد رساند. پس از مدت كوتاهي مبارزه با دشمن ، آغاز شد پس از اتمام جنگ  او را كه تيري به گلويش اصابت كرده بود روي دستها گرفته، نزد رسول الله (ص)  آوردند. آنحضرت (ص) فرمود: اين همان مرد است؟ عرض كردند: بلي. فرمود: او با خدايش صادق بود، خداوند نيز او را به آرزويش رساند. سپس رسول الله (ص)  او را در عباي خود كفن كرد . (يعني عباي اش را روي لباسهاي او قرار داد) . آنگاه بروي نماز خواند. و برايش چنين دعا كرد: پروردگارا! اين بنده تو است. و بخاطر خشنودي تو هجرت كرده و به شهادت رسيده و من گواه اين مطلب هستم.(27) 
2- زبير بن عوام (رض) مي گويد: روز غزوه احد، زني دوان دوان آمد و نزديك بود به شهدا برسد. رسول الله (ص)  دوست نداشت كه آن زن شهدا را ببيند. فرمود: مواظب آن زن باشيد.راوي مي گويد: ديدم كه او،  مادرم صفيه است. با شتاب به سوي او رفتم و قبل از اينكه به شهدا برسد، خود را به او رساندم. او كه زني قوي و تنومند بود، با دست به سينه ام زد و گفت: دور شو. از اين كار خوشم نمي‌آيد. گفتم: اين دستور رسول الله (ص)  است. آنگاه ايستاد و دو پارچه از زير چادرش بيرون آورد و گفت: خبر شهادت برادرم؛حمزه؛ به من رسيده است. اين دو قطعه پارچه را آورده ام تا او را با اينها كفن كنيد. زبير مي گويد: پارچه ها را آورديم تا حمزه را كفن كنيم. ولي ديدم شهيد ديگري از انصار ، كنار حمزه افتاده و مانند او مثله شده است. شرم كرديم كه حمزه را در دو پارچه كفن كنيم و مرد انصاري بدون كفن، بماند. آن دو قطعه را اندازه گرفتيم . يكي از آنها بزرگتر بود. لذا قرعه انداختيم و سرانجام هر كدام را در پارچه اي كه بنامش قرعه بيرون شده بود، كفن كرديم.(28) 
40ـ محرم  اگر فوت كند، در همان لباس احرام، كفن گردد. رسول الله (ص) در مورد محرمي كه از روي شتر افتاد و مرد، فرمود: او را در همان پارچه هاي احرام. كفن كنيد.
41- در كفن رعايت نكات زير مستحب است:
1-سفيد بودن كفن. رسول الله (ص)  فرمود: 
«الْبَسُوا مِنْ ثِيَابِكُمْ الْبَيَاضَ فَإِنَّهَا مِنْ خَيْرِ ثِيَابِكُمْ وَكَفِّنُوا فِيهَا مَوْتَاكُمْ».(29) 
(لباس سفيد بپوشيد. زيرا لباس سفيد بهترين لباس شما است و مردگانتان را نيز در پارچه سفيد كفن كنيد).
2-كفن، شامل سه قطعه پارچه باشد: عايشه رضي الله عنها مي گويد:
رسول خدا (ص) را در سه پارچه يمني سفيد و كتاني ، كفن كرديم كه در آنها پيراهن و عمامه وجود نداشت. (30) 
3-در صورت امكان ، يكي از سه پارچه كفن خط دار باشد. رسول الله (ص)  فرمود: 
«إِذَا تُوُفِّيَ أَحَدُكُمْ فَوَجَدَ شَيْئًا فَلْيُكَفَّنْ فِي ثَوْبٍ حِبَرَةٍ»(31) 
(هرگاه كسي از شما فوت كرد، اگر برايش مقدور بود، در پارچه اي خط دار، كفن گردد).
4-كفن را سه بار، مواد خوشبو بزنند. رسول الله (ص)  مي فرمايد: 
«اذا جمرتم الميت فاجمروا ثلاثاً».(32) 
(هرگاه ميت را مواد خوشبو زديد، سه بار بزنيد).
42-براي كفن پارچه گرانقيمت و همچنين بيشتر از سه قطعه جايز نيست. زيرا اين كار، خلاف سنت رسول الله (ص) و تضييع مال است و شريعت از اسراف، منع كرده است. بويژه اگر زندگان به آن نياز داشته باشند. رسول الله (ص)  مي‌فرمايد:
«إِنَّ اللَّهَ كَرِهَ لَكُمْ ثَلاَثًا قِيلَ وَقَالَ وَإِضَاعَةَ الْمَالِ وَكَثْرَةَ ال