 كني چه نكني، همچنان فرشتگان او را زير سايه بالهاي خود گرفته بودند تا اينكه او را بلند كرديد.(12) 
2- عايشه مي گويد: روز رحلت پيامبر اكرم (ص) ابوبكر (رض) سوار بر اسب بود و از محل سكونت خود در سنح به طرف مسجد مي آمد. داخل مسجد رفت. عمر (رض) مشغول سخنراني بود. ابوبكر (رض) بدون اينكه با كسي سخن بگويد، به خانه عايشه رفت. چادري بر روي رسول الله (ص)  انداخته بود، ابوبكر (رض) چادر را از چهره ايشان برداشت و خود را به طرف چهره رسول الله (ص)  خم كرد و پيشاني رسول الله (ص) را بوسيد و گريست. و گفت: اي رسول خدا ! پدر و مادرم فدايت باد، مرگي كه بايد به سراغت مي آمد ، همين است و دوباره نخواهي مرد.(13) 
3- همچنين عايشه مي گويد: رسول الله (ص) كنار جنازه عثمان بن مظعون رفت، صورتش را باز كرد. خود را خم نمود و چهره اش را بوسيد و چنان گريه كرد كه رخسارش خيس شد.(14) 
4- انس (رض) مي گويد: همراه رسول الله (ص)  به خانه ابو سيف (پدر رضاعي ابراهيم فرزند رسول الله) رفتيم. رسول الله (ص)  ابراهيم را در بغل گرفت و بوئيد و بوسيد. بار ديگر كه رفتيم، ابراهيم در حال احتضار بود. اشك از چشم هاي مبارك رسول الله (ص)  سرازير شد. عبدالرحمن بن عوف گفت: اي رسول خدا! شما هم گريه مي كنيد؟ رسول الله (ص)  فرمود: گريه نشانه شفقت و مهرباني است. عبدالرحمن دوباره همان سوال را تكرار كرد. رسول الله (ص)  فرمود: همانا چشم اشك مي ريزد و دل غمگين مي شود. ولي ما سخني كه باعث عدم رضايت پروردگار باشد، بر زبان جاري نمي كنيم. اي ابراهيم! ما از جدائي تو غمگين هستيم.(15) 
5-عبدالله بن جعفر مي گويد: رسول الله (ص)  به اهل بيت جعفر(كه فوت نموده بود) سه روز مهلت داد پس از سه روز نزد آنان آمد و گفت: 
«لاَ تَبْكُوا عَلَى أَخِي بَعْدَ الْيَوْمِ»(16) .
(از امروز به بعد براي برادرم (جعفر) گريه نكنيد).
--------------------------------------------------------------
1) مسلم و احمد.
2) بخاري و مسلم.
3) بخاري و مسلم و ابو نعيم في المستخرج و بيهقي.
4) اصحاب سنن اربعه، ابن حبان، احمد و بيهقي.
5) بيهقي با سند صحيح.
6) ابن ماجه سندش صحيح است، احمد و بيهقي.
7) ابوداود، نسائي، طيالسي، حاكم ،‌بيهقي و احمد. حاكم آنرا صحيح دانسته است و ذهبي وي را تاييد كرده است.
8) حاكم، بيهقي، طيالسي با اسناد حسن.
9) مسلم و بخاري در «ادب مفرد».
10) بخاري، ابو داود، نسائي، دارمي، ابن ماجه، بيهقي و احمد.
11) مسلم، مسائي، بيهقي، احمد و ابونعيم در حيله.
12) بخاري، مسلم ، نسائي، بيهقي و احمد.
13) بخاري، نسائي، ابن حبان و بيهقي. 
14) ترمذي و بيهقي. 
15) بخاري و مسلم و بيهقي.
16) ابو داود، نسائي،‌احمد و سند آن صحيح است.19- وقت خبر وفات ميت به خويشاوندان ، دو چيز بر آنها واجب مي گردد: 
اول: صبر بر رضا و قضا و قدر الهي. خداوند مي فرمايد:
(وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ(155) الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ(156) أُولَئِکَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ(157))(1)
ترجمه: شما را با ترس ، گرسنگي، كاستن اموال، و انفس و محصولات ، مورد آزمايش قرار مي دهيم،‌اي پيامبر (ص) صابران را كه هنگام مصيبت، مي گويند: ما از آن خدا هستيم و بسوي خدا بر مي گرديم، بشارت بده، اينان مورد رحمت و مهرباني خداوند هستند و همين ها هستند هدايت يافتگان.
انس بن مالك (رض) مي گويد: رسول الله (ص) از كنار زني گذشت كه نزد قبري نشسته و گريه مي كرد. رسول الله (ص) خطاب به آن زن فرمود: صبر و تقوا را پيشه كن. زن گفت: «إليك عنّي، فانك لم تصب بمصيبتي» از كنار من برو. به مصيبت من گرفتار نشده اي! راوي مي گويد: او رسول خدا (ص) را نمي‌شناخت . به او گفتند:‌ اين رسول خدا بود. با شنيدن اين سخن، از شدت ناراحتي، گويا مرگ به سراغش آمد. خود را به خانه رسول الله (ص)  رساند. در آنجا هيچ دربان و نگهباني نيافت. گفت: اي پيامبر خدا(عذر مي خواهم) من شما را نشناختم. رسول الله (ص)  فرمود: 
«إِنَّ الصَّبْرَ عِنْدَ أَوَّلِ صَدْمَةٍ».(2) 
( صبر همان است كه در ابتداي مصيبت باشد).
صبر در برابر از دست دادن فرزند، اجر و پاداش زيادي دارد. چنانكه احاديث بيشماري در اين خصوص آمده است كه در اينجا به ذكر برخي از آنها اكتفا مي كنيم:
1- «لاَ يَمُوتُ لأَِحَدٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ ثَلاَثَةٌ مِنْ الْوَلَدِ فَتَمَسَّهُ النَّارُ إِلاَّ تَحِلَّةَ الْقَسَمِ».(3) 
هر مسلماني كه از وي سه فرزند بميرد (و او صبر كند) به دوزخ نمي رود، مگر براي كفاره قسم.
توضيح: در قرآن آمده است: ( إِن‏ْ مِنْكُمْ الا واردها ) يعني همه شما وارد دوزخ 
مي شويد. منظور اين است كه اهل بهشت از روي پل صراط كه بالاي سطح دوزخ نصب شده است، عبور مي كنند و به بهشت مي روند. (و الله اعلم – مترجم) 
2-  از ابوهريره روايت است كه رسول خدا (ص) فرمود:
هر مسلماني كه سه فرزند نا بالغ از وي فوت شود،‌خداوند به فضل خود، آنها و والدينشان را به بهشت خواهد برد. آن سه فرزند، در آستانه يكي از درهاي بهشت توقف مي كنند و به آنان گفته مي شود: وارد بهشت شويد. مي گويند: تا والدين ما همراه ما نيايند، وارد بهشت نمي شويم. به آنان مي گويند: به لطف و كرم الهي، با والدين خود وارد بهشت شويد. (بخاري و بيهقي و سند حديث بر اساس شرط بخاري ومسلم صحيح است).
3- در بخاري از ابو سعيد خدري (رض) روايت است، كه رسول الله (ص)  فرمود: 
«أَيُّمَا امْرَأَةٍ مَاتَ لَهَا ثَلاَثَةٌ مِنْ الْوَلَدِ كَانُوا حِجَابًا مِنْ النَّارِ قَالَتْ امْرَأَةٌ وَاثْنَانِ قال و اثنان».(4) 
ترجمه: هر زني كه سه فرزند از وي بميرد. آنان بين او و دوزخ حايل مي گردند. زني پرسيد: دو فرزند چي؟ رسول الله (ص)  فرمود: دو فرزند نيز همين حكم را دارد.
4- «إِنَّ اللَّهَ لاَ يَرْضَى لِعَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ إِذَا ذَهَبَ بِصَفِيِّهِ مِنْ أَهْلِ الأَرْضِ فَصَبَرَ وَاحْتَسَبَ بِهِ بِثَوَابٍ دُونَ الْجَنَّةِ».(5) 
ترجمه: هرگاه خداوند (فرزند) محبوب مسلماني را بميراند و او صبر كند و مصيبت وارده را موجب اجر بداند، خداوند جز بهشت، پاداش ديگري براي او نمي پسندد.
مسئوليت ديگري كه بر خويشاوندان واجب مي گردد، استرجاع، يعني خواندن (انا لله و انا اليه راجعون) است. همانطور كه در آيه مذكور آمده و علاوه بر آن، كلمات زير را  نيز بر آن بيفزايند:
«اللهم اجرني في مصيبتي و اخلف لي خيراً منها».
پروردگارا! در برابر اين مصيبت،‌به من اجر بده و بهتر از آن را نصيبم فرما.
ام سلمه مي گويد: از رسول الله (ص)  شنيدم كه فرمود: هر مسلماني كه هنگام مصيبت به دستور خدا عمل نمايد و اين جمله ها را بخواند‏، خداوند بهتر از آن را به او عنايت خواهد كرد.
ام سلمه (كه از ازواج مطهرات است) مي گويد: وقتي شوهرم؛ابوسلمه، وفات كرد، با خودم گفتم: چه كسي بهتر از ابو سلمه خواهد بود؟ او اولين كسي بود كه با اهل بيت خود، بسوي رسول الله (ص)  هجرت نمود.