ت. 
رسول الله (ص)  فرمود: 
«أَعْطِهَا فَإِنَّهَا مُحِقَّةٌ أو صَادِقة‏».(6) 
(يعني طلب آن زن را نيز بده، چرا كه او راست مي گويد).
2- سمره بن جندب مي گويد: رسول الله (ص)  بعد از برگزاري نماز ميت، و در روايتي ديگر، بعد از برگزاري نماز صبح، فرمود: آيا از فلان طايفه، كسي اينجا حضور دارد؟ همه سكوت اختيار نمودند. و شيوه معمول صحابه به اين صورت بود كه هرگاه رسول الله (ص)  ابتدا به ساكن، سوالي مطرح مي نمود، همه سكوت مي كردند. رسول الله (ص)  اين سوال را سه بار تكرار كرد ولي كسي جواب نداد. سرانجام مردي گفت: آن شخص، از فلان طايفه است. رواي مي گويد: آنگاه مردي كه ازارش بر زمين كشيده مي شد، از انتهاي مجلس برخواست. رسول الله (ص)  فرمود: چرا بار اول و دوم به سوالم جواب ندادي؟ سپس فرمود:فلان شخص ـ كه از طايفه آنان بود ـ بخاطر بدهي هايش از رفتن به بهشت منع شده است. اگر مايليد، بدهي هايش را بپردازيد تا راه او بسوي بهشت باز شود. و گرنه، او را به عذاب الهي بسپاريد. پس اگر خانواده او و يا كساني را كه به فكر او هستند، ملاقات نمودي به آنها بگو كه بدهي هايش را بپردازند تا طلبكاري نداشته باشد.(7) 
3- جابر بن عبدالله مي گويد: شخصي فوت كرد او را غسل داديم، كفن كرديم، عطر زديم و در جايگاه مخصوص جنايز در نزديكي مقام جبرئيل گذاشتيم. تا رسول الله (ص)  بر او نماز بگزارد، سپس رسول الله (ص)  را مطلع ساختيم كه جنازه آماده است. رسول الله (ص)  چند قدم همراه ما آمد، و سپس فرمود: ممكن است او (ميت) مديون باشد. عرض كرديم: آري، دو دينار بدهكار است. رسول الله (ص)  برگشت و فرمود: شما بر او نماز بخوانيد. يكي از ميان ما بنام ابو قتاده گفت: اي پيامبر خدا من آن دو دينار را پرداخت مي كنم. رسول الله (ص)  فرمود: پس آن دو دينار به عهده تو مي‌باشد و از مال تو بايد پرداخت شود و از ذمه ميت ساقط گرديد؟ آنگاه رسول الله (ص)  بر وي نماز خواند. روز بعد كه چشمش به قتاده افتاد، فرمود: در مورد آن دو دينار چه كردي؟ ابوقتاده گفت: پرداخت كردم، رسول الله (ص)  فرمود: اكنون عذاب از او دور گشته و در آرامش بسر مي برد.(8) 
توجه: 1- از حديث فوق چنين بر مي آيد كه ابوقتاده بدهي هاي ميت را پس از اقامه نماز پرداخت نموده است. در حالي كه از خود ابوقتاده به روايت صحيح ثابت است كه پرداخت ديون، قبل از برگزاري نماز، بوده است.
اگر دو مورد مذكور، متفاوت نباشند، صحت روايت ابوقتاده ترجيح دارد . زيرا در سلسله سند روايت جابر، عبدالله بن محمد بن عقيل وجود دارد كه متكلم فيه است. اگر روايات نقل شده از وي، مخالف با روايات ديگران نباشد، در درجه حسن قرار دارند. اما در صورت مخالفت، قابل استدلال نيستند. و الله اعلم.
2-از مجموع روايات فوق، چنين استنباط مي شود كه اگر بدهي‌هاي شخص فوت شده، توسط شخصي ديگر غير از فرزندش پرداخت شود، دين از عهده ميت ادا مي‌گردد. و از عذاب الهي نجات مي‌يابد. 
بنابراين احاديث فوق در واقع عموميت آيه «و ان ليس للانسان الا ما سعي» را كه گوياي اين مطلب است كه تلاش ديگران براي انسان تاثيري ندارد و همچنين حديث معروفي را كه مي گويد: هرگاه انسان بميرد، اعمالش غير از سه مورد (فرزند نيكوكار، صدقه جاري و علم مفيد) منقطع مي‌شود.(9)  را از بين مي‌برد. بدين معني كه گاهي عمل ديگران براي انسان مفيد واقع مي شود.
البته پرداخت بدهي هاي ميت با صدقه دادن براي وي ، فرق دارد. چرا كه پرداخت بدهي، امري خاص و پرداخت صدقه، امري عام است. برخي نقل كرده اند كه در مورد صحت صدقه دادن براي ميت، اجماع وجود دارد. در صورت صحت اجماع، مشكلي وجود ندارد. در غير اينصورت، احاديثي كه در مورد صحت صدقه براي ميت وارد شده است، حمل بر صدقه فرزند براي پدر مي شود. زيرا نص حديث، فرزند را كسب (جزو اعمال) پدر و مادر مي داند ولي فرد بيگانه، چنين نيست و قابل مقايسه با فرزند نمي باشد. لذا اين مقايسه، در واقع قياس مع الفارق است. همچنين صدقه دادن با اداي دين، قياس نمي‌شود. زيرا صدقه از اداي دين، عام تر است. همانطور كه شرح آن گذشت. و ما در آخر اين كتاب در مورد اين مسأله توضيح بيشتري خواهيم داد. (ان شاءالله)
4- جابر (رض) مي گويد: پدرم در غزوه احد شهيد شد و شش دختر از او بجا ماند و مقدار زيادي خرما نيز بدهكار بود. طلبكاران براي باز پس گرفتن حق خود اصرار ورزيدند. هنگامي كه فصل جمع آوري خرما فرا رسيد، نزد رسول الله (ص) رفتم و عرض كردم: اي پيامبر خدا! شما كه ميدانيد پدرم در غزوه احد شهيد شده و بدهكار است. دوست دارم طلبكارانش با شما ملاقات نمايند. رسول الله (ص) فرمود: برو و انواع خرماها را جداگانه جمع كن. جابر مي‌گويد: من نيز مطابق دستور، آنها را جمع آوري كردم. سپس رسول الله (ص) را دعوت نمودم. آنحضرت (ص) صبح روز بعد آمد. هنگامي كه طلبكاران، رسول الله (ص) را ديدند، احساس چيرگي نمودند (يقين نمودند كه حقشان به آنها خواهد رسيد)‌. وقتي كه رسول الله (ص)  عكس العمل طلبكاران را ديد، سه بار اطراف بزرگترين خرمن خرما دور زد و دعاي بركت نمود. سپس كنار آن نشست و فرمود: طلبكاران را بگو تا بيايند، رسول الله (ص)  همچنان خرما كيل مي كرد و به آنها مي داد تا اينكه تمام بدهي هاي پدرم را پرداخت نمود. من فقط راضي بودم كه بدهي هاي پدرم ادا شود و چيزي براي خواهرانم باقي نماند. بخدا سوگند كه همه خرمن هاي خرما همچنان باقي ماندند. حتي من به خرمني كه رسول الله (ص)  در كنار آن نشسته بود و از آن به طلبكاران داده بود، نگاه كردم گويا يك دانه خرما از آن كم نشده بود. هنگام نماز مغرب رسول الله (ص) را ديدم و جريان را برايش بازگو نمودم. آنحضرت (ص) تبسم كرد و فرمود: نزد ابوبكر و عمر برو و آنان را نيز از اين جريان با خبر ساز. وقتي آن دو بزرگوار را آگاه كردم، گفتند: هنگامي كه رسول الله (ص)  آمد، ما مي دانستيم كه چنين خواهد شد.
5- رسول الله (ص)  در ادامه يك خطبه فرمود: 
«مَنْ تَرَكَ مَالاً فَلِوَرَثَتِهِ وَمَنْ تَرَكَ دَيْنًا أَوْ ضَيَاعًا فَعَلَيَّ وَإِلَيَّ وَأَنَا أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ».(10) 
(هركس پس از خود مالي بگذارد ، من (يعني بيت المال و حكومت) مسئول پرداخت و پرورش مال و عيال او هستيم).
6- از عايشه روايت است كه رسول الله (ص)  فرمود: 
«مَنْ حُمِّلَ مِنْ أُمَّتِي دَيْنًا ثُمَّ جَهِدَ فِي قَضَائِهِ فَمَاتَ وَلَمْ يَقْضِهِ فَأَنَا وَلِيُّهُ».(11) 
(هر كس از اُمتيان من بميرد در حالي كه مديون است و براي اداي دين، تلاش نموده است، پرداخت آن، به عهده من است).
آنچه بعد از مردن براي حاضرين و غير حاضرين جايز است:
18- آشكار نمودن چهره ميت و بوسيدن آن و همچنين تا سه روز بخاطر از دست دادن اش اشك ريختن جايز است . در اين خصوص چند روايت وجود دارد: 
1- جابر بن عبدالله (رض) مي گويد: وقتي پدرم شهيد شد، مرتب چادر را از صورتش كنار مي زدم و گريه مي كردم. حاضرين مرا منع مي‌كردند، ولي رسول الله (ص)  منع 
نمي‏كرد. سپس رسول الله (ص)  دستور داد تا جنازه را بردارند. عمه ام شروع به گريه كرد. رسول الله (ص)  فرمود: چه گريه