جر هيثمي در «الفتاوي الحديثيه» به نقل از سيوطي مي گويد: چنين چيزي از حديث و شرع ثابت نشده است.
2- گذاشتن قرآن بر بالين محتضر (كسي كه در حال مردن است).
3- خواندن سوره «يس» بر بالين بيمار در حال مرگ.4- اعتقاد به اين كه انسان پس از مردن نجس مي شود، جز شهدا و معصومين.
5- بيرون راندن زنان حائض و نفسا و افراد جنب از اطراف ميت.
6- تعطيل نمودن مشاغل و نرفتن دنبال كار و زندگي به مدت يك هفته براي كساني كه موقع مردن حاضر بوده اند.(1) 
7- اعتقاد به اينكه روح ميت گرد خانه اي كه در آن مرده است دور مي زند.
8- روشن كردن شمع تا صبح در كنار ميت در شبي كه فوت كرده است.(2) 
9- گذاشتن شاخه سبز در اطاقي كه ميت در آن فوت كرده است.
10- خواندن قرآن در كنار ميت تا زمان غسل دادنش.
11-گرفتن ناخن ها و تراشيدن موهاي زير ناف ميت.(3) 
12- ريختن خاك در چشم هاي ميت و خواندن اين مقوله در اين لحظه «لا يملأُ عين ابن آدم الا التراب»(4)  (چشم هاي بشر را به غير از خاك هيچ چيز ديگري پر نمي كند).
13- غذا نخوردن خويشاوندان ميت قبل از فارغ شدن از دفن.(5) 
14- سوگواري تا يك سال تمام، بطوري كه زنان از حنا، لباس و زيور آلات استفاده نكنند.
15- اصلاح نكردن سر و صورت بخاطر سوگ.(6) 
16- استفاده نكردن از آبي كه در خانه ميت است . به گمان اين كه روح ميت موقع بيرون آمدن ، در آن آب شسته شده است.
17- نشستن لباسهاي ميت تا سه روز ، به گمان اين كه اين عمل باعث بازگرداندن عذاب قبر از وي مي شود.(7) 
18- اين اعتقاد كه هر كس روز جمعه، يا شب جمعه فوت كند، فقط يك ساعت در قبر عذاب مي بيند و بعد عذاب از وي منقطع مي شود و تا روز قيامت عذاب نمي بيند.(اين مساله را ملا علي قاري در صفحه 96 «شرح الفقه الاكبر» آورده و آن را رد كرده است.(8) 
19-عذاب قبر از مومن گناه كار روز جمعه و شب جمعه منقطع مي شود و تا روز قيامت به او بر نمي گردد.
20- اعلام خبر وفات ميت از مناره هاي مساجد.(9) 
21- گفتن: الفاتحه به روح ميت ، هنگام شنيدن خبر وفات كسي.(10) 
---------------------------------------------------------
1) المدخل لابن السراج (3/276-277) .
2) المدخل (3/236).
3) «المدونه» امام مالك (1/180) مدخل (3/140).
4) المدخل (3/261) مفتاح الكرامه (1/509).
5) المدخل(3/276).
6) به مساله شماره 22 مراجعه شود.
7) المدخل (3/276).
8) شيخ علي قاري در صفحه 91 شرح فقه اكبر آن را نقل كرده و با اين الفاظ آن را رد كرده است: اين عقيده باطل است و بدتر از اين كه گفته اند كافر در روز جمعه و ماه رمضان به احترام پيامبر، عذاب داده نمي شود.
9) المدخل (3/245-246) به مساله شماره 22 مراجعه شود.
10) به مساله شماره 24 مراجعه شود.22- گذاشتن تعدادي نان و كوزه پر از آب بعد از وفات، به مدت سه روز در جائي كه غسل ميت انجام گرفته است.(1) 
23- روشن كردن چراغ و قنديل به مدت سه شب در جائي كه غسل ميت انجام گرفته است از غروب آفتاب تا طلوع خورشيد، يا به مدت هفت شب (نزد بعضي) برخي اين عمل را در محل وفات نيز انجام مي دهند.
24- خواندن ذكر و دعاي بخصوص براي شستن هر عضو از اعضاي ميت.(2) 
25- با صداي بلند ذكر و دعا خواندن، موقع غسل دادن ميت يا تشييع جنازه.
26- رها كردن موهاي ميت زن در ميان پستانهايش.(3)  نگا مساله 28
-----------------------------------------------------
1) المدخل(3/276).
2) المدخل (3/329).
3) به حديث ام اعطيه در مساله 28 مراجعه شود.27- انتقال ميت به جاهاي دور، نزد قبور صالحان و نيكان مانند اهل بيت و غيره.
28- قول بعضي ها كه مي گويند: مردگان با داشتن كفن هاي خوب و زيبا افتخار مي كنند و هر كس كه كفن كهنه و كم ارزش بر تن او باشد، احساس حقارت مي كند.(1) 
29- نوشتن اسم ميت و اين كه او (ميت) به شهادتين اعتراف كرده و نوشتن اسامي شخصيتهاي صدر اسلام روي كفن و گذاشتن خاك مرقد فلان بزرگ در قبر يا كفن ميت.
30- نوشتن هر گونه دعا روي كفن.
31- آراستن جنازه.(2) 
32- باهتزار در آوردن پرچم جلوي جنازه.
33- گذاشتن عمامه ميت روي چوب. ابن عابدين صراحتاً آن را مكروه مي داند، همينطور كلاه و تاج عروس و هر لباس ديگري كه بيانگر شخصيت ميت باشد.
34- حمل گل و ريحان و تصوير ميت در جلو جنازه.
35- ذبح گوسفند در چارچوب در ، موقع بيرون بردن ميت از خانه(3)  بعضي ها بر اين باورند كه اگر اين كار انجام نگيرد سه تن از اهل ميت فوت مي كنند.
36- بردن نان و گوسفند جلوي جنازه و ذبح آن و توزيع گوشت و نان بعد از تدفين.(4) 
37- اعتقاد به اينكه اگر جنازه فرد نيك و صالحي باشد، وزن آن بر حمل كنندگان سنگيني نمي كند و به سرعت بسوي گورستان برده مي شود.
38- صدقه دادن هنگام تشييع جنازه و توزيع انواع شربت و نوشيدني در حال تشييع.(5) 
39- لازم دانستن حمل جنازه از سمت راست.(6) 
40- حمل جنازه به اندازه ده قدم از هر چهار طرف. بعضي فقها براي اين عمل به حديث زير استدلال كرده اند.«من حمل جنازه اربعين خطوة كفّرت عنه اربعين كبيرة» هر كس تا چهل قدم جنازه اي را حمل كند، چهل گناه از گناهان كبيره اش بخشوده خواهد شد. «بحر الرائق (2/207-308) آن را به نقل از «البدائع» درج كرده است.
ابوبكر نجار، آن را در شرح «المنيه» آورده است . بعضي آن را نقل كرده اند بدون اين كه اشاره اي به صحت و سقم آن كرده باشند. اين حديث در واقع صحيح نيست. در سند آن علي بن ابي ساره وجود دارد كه ضعيف است. اين روايت طبق اظهارات ذهبي منكر است .روي همين اصل ما آن را از موضوعات «الجامع الصغير» شمرده ايم. لذا با توسل به اين حديث هيچگونه استدلالي براي اين بدعت، موجه نيست.
41- تاخير در انتقال جنازه به قبرستان.(7) 
42- نزديك نشدن به جنازه.(8) 
43- تلاوت قرآن ، ذكر ، خواندن قصيده «برده» و «دلائل خيرات» و امثال آن.(9) 
44- ذكر با جنازه با گفتن لا اله الا الله و خواندن قصيده برده، دلائل خيرات، اسماء حسني و غيره.(10) 
45- خواندن اين دعا پشت سر جنازه:«الله اكبر، الله اكبر، اشهد ان الله يحيي و يميت و هو حي لا يموت سبحان من يعزز بالقدرة و البقاء و قهر العباد بالموت و الفناء».
46- بانگ بر آوردن پشت سر جنازه با اين كلمات:« استغفرواله يغفر الله لكم» و امثال آن.(11) 
47- اعتقاد داشتن به اينكه جنازه  ، اگر انسان نيكوكار و صالحي است، موقع عبور از كنار قبر اولياء، علي رغم كوشش كساني كه آن را حمل مي كنند، توقف مي كند.
48- خواندن دعاي زير موقع گذشتن از كنار جنازه و ديدن آن:«هذا ما وعدنا الله و رسوله، و صدق الله و رسوله، اللهم زدنا ايماناً و تسليماً».
49- بردن آتشداني كه در آن عود مي گذارند.(12) 
50- طواف دادن جنازه اطراف قبور انبياء.(13) 
51- طواف دادن جنازه در اطراف خانه كعبه، هفت بار. (14)
52- اعلام كردن تشييع جناره بر درهاي مساجد. (15)
53- داخل كردن ميت از باب «الرحمه» در مسجد الاقصي و گذاشتن آن ميان باب و صخره و تجمع كردن بعضي مشايخ جهت خواندن ذكر و دعاء.
54- مرثيه سرايي در مساجد پيش يا پس از نماز جنازه و قبل از انتقال آن به گورستان يا بعد از دفن. (16)
55- لازم دانستن حمل جنازه و تشييع آن بوسيله اتومبيل و وسائل نقليه ويژه. (17)
---------------------------------------------------------
1) مدخل (3/277).
2) «الباعث علي انكار البدع و الحوادث» ابي شامه ص 67.
3) الابداع في مضار الابتداع (114) شيخ علي محفوظ.
4) مدخل (7/266).
5) الاختيارات ال