م علم به چيزي مستلزم علم به عدم آن نيست.
و در اين باره از ابن عمر نقل شده است كه گهگاهي نزد روضه رسول الله (ص)  مي‏آمد و مي گفت: سلام بر رسول خدا. سلام بر ابوبكر. سلام بر پدرم. البته ناگفته پيدا است كه ابن عمر (رض) در مدينه مي زيست و به قصد زيارت روضه از جائي ديگر نيامده بود. نه اينكه به قصد زيارت سفر كرده است.

11- سفر به قصد زيارت برخي قبرها
در اين باره چند حديث آمده است:
اول: ابوهريره (رض) ، از پيامبر (ص) راويت مي كند كه فرمود:؛
« لا تشد الرحال الا الي ثلاثة مساجد، المسجد الحرام و مسجد الرسول (ص) و مسجد الاقصي». 
ترجمه: رسول الله (ص)  فرمود: رخت سفر جز بسوي سه مسجد بسته نشود، مسجد الحرام، مسجد النبي (ص) و مسجد الاقصي(بيت المقدس).
در روايتي ديگر با اين الفاظ آمده است:
«إنما يسافر الي ثلاثة مساجد مسجد الكعبه و مسجدي و مسجد ايلياء» (30) 
دوم: ابو سعيد خدري (رض) مي گويد: رسول الله (ص)  فرمود:
« لا تشد (و در روايتي لا تشدوا)  الرحال الا الي ثلاثة مساجد : مسجدي هذا، و المسجد الحرام و المسجد الاقصي« (بخاري و مسلم) 
و اين روايت از چهار طريق ديگر نيز روايت شده است.
سوم: « عن أبي بصرة الغفاري أَنّه لقي أباهريره و هو جاء، فقال: من أين أقبلت؟ قال أقبلت من الطور ، صليت فيه ، قال: اما أنّي لو أَدركتك لم تذهب، أني سمعت رسول الله (ص)  يقول: « لا تشد الرحال الا الي ثلاثة مساجد: المسجد الحرام و مسجدي هذا و المسجد الاقصي».
ترجمه: ابوبصره غفاري (رض) مي گويد: ابوهريره (رض) را كه از جايي مي آمد ، ديدم. گفتم از كجا مي آيي؟ گفتم: از طور مي آيم و در آنجا نماز خوانده ام. گفتم: اگر من تو را (قبلاً) مي ديدم نمي گذاشتم بروي. چون من از رسول الله (ص)  شنيدم كه فرمود:«لا تشد الرحال ...الخ»(31) 
چهارم: قَزعه مي گويد: « أردت الخروج إلي الطور ، فسألت إبن عمر، فقال: أَما علمت ان النبي (ص) قال: لا تشد الرحال الا الي ثلاثه مساجد ...الخ»
ترجمه: قصد مسافرت به طور داشتم. از ابن عمر (رض) در اين باره سوال كردم، فرمود: مگر نمي داني كه رسول الله (ص) فرموده است: رخت سفر بسته نشود مگر بسوي سه مسجد.(32) 
و در آخر گفت: از كوه طور، صرف نظر كن و مرو.
ساير اين احاديث ، سفر بسوي اماكن مقدسه مانند: مقبره پيامبران و نيكان را منع مي كنند. اين احاديث هر چند كه به صيغه نفي (ولا تشد) وارد شده اند، اما به معني نهي هستند و اين سخن حافظ است. همان طور كه در قرآن آمده :
( فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ ) (33) 
طيبي مي گويد: «اين گونه بكار بردن صيغه نفي، بليغ تر و رساتر از نهي صريح است و معني آن چنين است كه رفتن به قصد زيارت، جز بسوي مسجد الحرام، مسجد النبي و مسجد الاقصي صحيح نمي باشد».
حديث مسلم كه بصيغه نهي آمده است (لا تشدوا) ، نيز در جهت تاييد اين مطلب مي باشد كه نفي به معني نهي است.
حافظ مي گويد: «الا الي ثلاثة مساجد» استثناي مفرغ است و تقدير عبارت چنين است:«لا تشد الرحال الي موضع و لازمه منع السفر الي كل موضع غيرها» يعني رخت سفر به قصد زيارت و براي هيچ جايي، جز اين سه جا بسته نشود. مستثني منه در استثناي مفرع عام تر است. ولي باز هم ممكن است كه منظور چنين باشد كه: به سوي هيچ مسجدي جز اين سه مسجد سفر نشود.
البته من (آلباني) بر اين عقيده هستم كه احتمال دوم، به دليل حديث ابو بصره و ابن عمر كه در آن از سفر به «طور» منع شده بود، ضعيف است. و قول معتبر همان احتمال اول است. حافظ در ادامه سخن خود مي گويد: اين حديث دال بر فضيلت اين سه مسجد در برابر مساجد ديگر است. زيرا آن مساجد متعلق به پيامبران هستند. مسجد اول كه مسجد الحرام است قبله مردم است و حج مردم با رفتن به آنجا انجام مي گيرد. و مسجد دوم كه مسجد الاقصي باشد، قبله امت هاي گذشته بوده است و مسجد رسول الله (ص)  نيز مسجدي است كه به نص صريح قرآن پايه هايش بر اسا تقوا پي ريزي شده است. سپس ادامه مي دهد كه:
درباره سفر كردن به غير اماكن ثلاثه مانند: سفر براي زيارت صالحان چه زنده باشند چه مرده و به اماكن مقدسه به نيت حصول بركت و نماز در آنجا، اختلاف نظر وجود دارد. شيخ ابو محمد جويني مي گويد: سفر كردن به غير مساجد ثلاثه بنابر اقتضاي ظاهر حديث حرام است. قاضي حسين و قاضي عياض نيز همين فتوا را داده اند و روايت اصحاب سنن كه ابو بصره غفاري در آن ابوهريره (رض) را از رفتن به كوه طور منع كرد، ديدگاه جويني را تاييد مي كند. در آن آمده بود كه ابو بصره غفاري مي گويد:«اگر قبلاً تو را مي ديدم، نمي گذاشتم به طور بروي. ابو بصره غفاري حديث را بر عموم حمل مي كند و ابوهريره نيز از وي مي پذيرد. اما قول صحيح نزد امام الحرمين و ساير شوافع اين است كه سفر به قصد مساجد ديگر حرام نيست و جوابهاي متعددي به حديث مذكور داده اند كه عبارتند از:
1- اين حديث بيانگر آن است كه اجر و فضيلت كامل در سفر به اين مساجد (ثلاثه) مي باشد بر خلاف ساير مساجد كه فقط سفر بسوي آنها جايز است.
2-نهي مخصوص كساني است كه نذر كرده باشند در غير مساجد ثلاثه نماز بخوانند كه در اين صورت وفا به اين گونه نذرها واجب نيست.
3-مستثني منه «مساجد» است، يعني براي خواندن نماز در غير اين سه مسجد، رخت سفر بسته نشود. البته رفتن به غير مساجد سه گانه مثلاً براي زيارت صالحان ، دوستان و خويشاوندان يا براي طلب علم، تجارت و تفريح مانعي ندارد و نهي ، شامل اين گونه موارد نمي شود. روايت احمد از طريق شهر بن حوشب، مؤيد اين توجيه است ، مي گويد: نماز خواندن در «طور» نزد ابو سعيد مطرح شد. گفت: رسول الله (ص)  فرموده است: «لا ينبغي للمطي ان تشد رحاله الي مسجد تبتغي فيه الصلاه غير المسجد الحرام و المسجد الاقصي و مسجدي» (براي سوار و صاحب مركب روا نيست كه براي نماز خواندن در مسجدي غير از مسجد الحرام، مسجد الاقصي و مسجد من (رسول الله (ص)) مسافرت كند). رواي حديث كه شهر نام دارد اگر چه مقداري ضعيف است ولي در كل، حديثش حسن است». بنده مي گويم حافظ در تحسين روايت شهر سهل انگاري نموده، زيرا در «التقريب» در مورد او گفته است: «كثير الأوهام» پس حديث فوق ضعيف و منكر است. از اين رو حديث شّد رحال را نمي توان مخصوص به مساجد كرد. بلكه مستثني منه مطلق و شامل هر مكاني مي شود. همانطور كه ابو محمد جويني و عده اي ديگر از طرفدارانش گفته اند.احكام  جنايز

نويسنده:
محمد ناصرالدين آلباني

مترجم:
عبدالله ريگي احمديالبته پاسخ اول و دوم به دلائل زير خالي از اشكال نيستند:
1-كلمه «لا ينبغي» كه محل استناد است از حديث ثابت نيست. زيرا شهر بن حوشب، در بيان كلمه «لا ينبغي» تنها است و بدليل ضعيف بودنش تفرداتش فاقد اعتبار مي باشند. 
2-به فرض اينكه بپذيريم واژه «لا ينبغي» ثابت است . اما نمي پذيريم كه بيانگر عدم حرمت است. بلكه قول راجح اين است كه «لا ينبغي» دال بر حرمت است. در كتاب خدا و سنت پيامبر دلايل فراواني وجود دارد كه اين ادعا را ثابت مي كند . به عنوان مثال:
(الف) خداوند مي فرمايد:
( قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِك