ده در حالي كه روبروي رسول الله (ص)  باشد، سلام گويد. امام ابوحنيفه (رض) مي گويد: هنگام سلام نيز رو به حجره نكند . همانطور كه هنگام دعا نبايد رو به طرف حجره باشد.
و اما در مورد اينكه در اينصورت حجره در كدام جهت قرار گيرد از او دو قول وجود دارد. يكي اين كه هنگام سلام گفتن پشت به سوي حجره باشد. دوم اينكه حجره در سمت چپ دعا كننده قرار گيرد. آري، اين اختلاف درباره سلام گفتن است. اما در موقع دعا، همه اتفاق دارند كه رو به قبله شود، ‌نه بسوي حجره.
و سبب اختلاف اين است كه در زمان اصحاب، حجره مطهره بيرون مسجد بود و صحابه از بيرون مسجد به رسول الله (ص) سلام  مي گفتند و ممكن نبود كه رو به رسول الله (ص) و پشت به قبله سلام گويند: و بعد از گسترش مسجد و دخول حجره به محدوده مسجد، اين امر ممكن شده است. طبعاً در آن زمان اگر رو به قبله مي ايستادند، حجره در سمت چپ آنان قرار مي گرفت و اگر رو به حجره مي كردند، قبله در سمت راست و جهت مغرب و پشت سر آنان قرار مي گرفت.
شيخ الاسلام در «الجواب الباهر» (ص14) بعد از ذكر مطالب فوق مي گويد:
« در چنين صورتي اگر سلام كنندگان رو به مرقد رسول الله (ص) نموده و پشت به مغرب كرده باشند، قول اكثريت راجح است و اگر سلام كنندگان رو به قبله نموده و حجره مطهره در سمت راست آنان قرار بگيرد، قول ابوحنيفه راجح است.
البته ديدگاه من (20)  اين است كه شيخ الاسلام اين مسئله را معلق گذاشته است، و بطور حتم نگفته كه صحابه رو به قبله كرده اند يا رو به روضه اطهر و دليل معلق گذاشتن مساله اين است كه روايتي در اين خصوص از صحابه ثابت نيست. اما اگر فرض شود كه آنان موقع سلام رو به روضه اطهر كرده اند. روشن مي شود كه آنان در اين حالت پشت به مغرب كرده اند، نه پشت به قبله. چون در زمان صحابه (قبل از وارد شدن روضه در محدوده مسجد) چنين چيزي (پشت نمودن به قبله در حاليكه رو به مرقد باشند) ممكن نبود، و اين مطلب بيان گرديد كه رأي اكثريت چنين است كه هنگام سلام، رو به مرقد رسول الله (ص) و روضه اطهر، كند و اين مستلزم استدبار قبله است. يعني همان چيزي كه ما يقين داريم كه در زمان صحابه، نبوده است.
و اين امر نياز به دليل شرعي دارد كه ما سراغ نداريم و كسي هم بيان نكرده است.
البته برخي از اين حديث ابن عباس استدلال كرده اند كه مي گويد: رسول الله (ص) از كنار قبرستان مدينه مي گذشت. آنگاه رو به قبرها نمود و به آنان سلام كرد.(ترمذي)
بنده مي گويم: در سند اين روايت، قابوس بن ظبيان وجود دارد كه نسائي و ابن حبان او را ضعيف و منكر الحديث دانسته اند.
پس اين حديث بخاطر ضعفي كه دارد نمي تواند فتواي امام مالك مبني بر عدم مشروعيت روبرو ايستادن با روضه ي رسول الله (ص)  هنگام دعا و سلام را زير سوال ببرد. چنانكه وقتي به ايشان گفتند كه مردم ساعتها روبروي روضه رسول الله (ص)  مي‏ايستند و دعا و سلام مي كنند ، فرمود: اين بدعتي است كه صحابه و تابعين آنرا انجام نداده اند. و افزود كه آخر اين امت اصلاح نمي شود ، مگر با همان چيزي كه اول آن اصلاح گرديده است.
122-هنگام زيارت قبر كافر بجاي سلام و دعا، بشارت دوزخ به او داده شود. رسول الله (ص)  در حديثي كه سعد بن وقاص آن را روايت كرده است، چنين امر نمود. راوي مي گويد: «مردي اعرابي نزد رسول الله (ص)  آمد و گفت: پدرم صله رحم مي كرد و فلان كار نيك انجام مي داد... اكنون به نظر شما جايگاهش چگونه است؟ رسول الله (ص)  فرمود: در دوزخ است، آن مرد اعرابي از اين پاسخ ناراحت شد و گفت: اي رسول خدا (ص) پدر شما كجا است؟ رسول الله (ص)  فرمود: هرگاه از كنار قبر كافري رد شدي ، او را به دوزخ بشارت بده.
سعد بن وقاص مي گويد: آن مرد اعرابي بعدها مسلمان شد و گفت: رسول الله (ص)  مرا مكلف كرده است . بنابراين، از كنار هيچ قبر كافري نمي گذرم، مگر اين كه او را به دوزخ بشارت خواهم داد.(21) 
123- نبايد با كفش در ميان قبرهاي مسلمانان راه رفت. در حديث بشيربن حنظله آمده است كه گفت: «با رسول الله (ص) راه مي رفتم... رسول الله (ص) از كنار قبرستان مسلمانان رد شد. ناگهان نگاهش به مردي افتاد كه با كفش در ميان قبرها راه مي رفت. فرمود: اي صاحب السبتيتين (اي كسي كه با كفش ها راه مي‏روي) كفش هاي خود را بينداز، آن مرد نگاه كرد و وقتي رسول الله (ص) را شناخت، كفش هايش را بيرون آورد و انداخت.(22) 
124-گذاشتن گل و انواع ريحان ، روي قبر روا نيست. زيرا سلف چنين نكرده اند و اگر اين، عمل شايسته و نيكي بود ، سلف صالح آنرا انجام مي دادند. ابن عمر (رض) فرمود:
«كل بدعة ضلاله و إن رآه الناس حسنة».(23) 
( هر بدعتي (نوع آوري در دين) گمراهي است ، ولو اينكه مردم آنرا نيك بدانند).
----------------------------------------------------
1) مسلم (53/6/6/82) ابوداود (2/72 و 131).
2) احمد (3/38/، 63، 66) حاكم (1/374-375).
3) حاكم (1/376) با سند حسن و احمد و بيهقي.
4) جوامع الكلم و افصح الناطقين از صفات پيامبر (ص) مي باشد.
5) حاكم (1/376) بيهقي از طريق حاكم، ابن ماجه (1/475)، ابن عبدالبر در «التمهيد».
6) مسلم، نسائي، احمد و عبدالرزاق.
7) ابوالحسن ماوردي.
8) اما حديثي كه سنعاني در سبل سلام آورده كه فاطمه هر جمعه به قبر حمزه سر مي زد و گريه مي كرد و حديثي كه مي گويد: هر كس روز جمعه به زيارت قبور پدر و مادرش برود، مورد آمرزش قرار مي گيرد، قابل حجت نيستند. زيرا اولي منقطع و دومي  موضوع است.
9) مسلم، ابوداود، نسائي، ابن ماجه، طحاوي و حاكم.
10) (احمد 5/355، 357، 359) ترمذي و مسلم، ‌بيهقي، حاكم، ابن ابي شيبه و ابن حبان.
11) احمد (6/252) با سند صحيح.
12) مسلم، نسائي، بيهقي ، احمد و ابن سني.
13) ترجمه اش در مباحث قبلي گذشت(ص 139).
14) مسلم و نسائي، بيهقي، ابن ماجه، ابن ابي شيبه، ابن سني و احمد.
15) مسلم، مالك، نسائي، ابن ماجه ، بيهقي و احمد.
16) مسلم، ترمذي، نسائي، بيهقي و احمد.
17) مسلم.
18) احمد (2/92) امام مالك در «الموطا» و نسائي (1/239-240).
19) ابن مبارك در «الزهد» ،‌بخاري در «الأدب المفرد»، ابو داود، ترمذي، ابن ماجه ابن حبان، حاكم ، ابن منده و احمد.
20) مولف.
21) طبراني در «المعجم الكبير» (1/191) ابن سني در «عمل اليوم و اليله»(588)، ضياء مقدسي و بزّار با سند صحيح .
22) اصحاب سنن و غيره و تمام حديث درمساله شماره (88) بيان گرديد.
23) ابن بطّه در «الإبانه عن اصول الديانه» و هروي در «ذّم الكلام»و الّالكائي در «السنه».<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:28.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:29.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:30.txt">قسمت سوم</a></body></html>125- اعمال زير در قبرستان يا در كنار قبر حرام مي باشند:
1- ذبح كردن و قرباني نمودن، ولو اينكه براي خشنودي الله باشد، رسول الله (ص)  مي فرمايد: «لاََعْقر في الاسلام».
(ذبح كردن حيوان نزد قبور در اسلام صحيح نيست).
عبدالرزاق بن همام مي گويد:«كانوا يعقرون عند القبر بقرة أو شاة» مشركين كنار قبر گاو يا گوسفند  ذبح مي كردند.(1)  اما اگر ذبح، بنام صاحب قبر باشد، صراحتاً شرك و خوردن آن حرام است. چنانكه خداوند مي فرمايد:
( وَلاَ تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرْ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ ) (2) 
