 .وقتي رسول الله (ص)  به محل دفن رسيد، او را قبلاً داخل قبر گذاشته بودند، رسول الله (ص)  فرمود: چرا قبل از دفن مرا خبر نكرديد؟ آنگاه از قبر بيرون آورده شد، رسول الله (ص)  به تمام جسد وي فوت كرد، يعني آب دهن مبارك خود را بر جسد وي ماليد و پيراهن خود را به تن او كرد.(36) 
107-حفر قبر براي خود قبل از مردن پسنديده نيست. زيرا رسول الله (ص)  و يارانش چنين نكرده اند و علاوه بر اين انسان نمي داند كه در كجا مرگ به سراغش مي آيد. اگر هدف از اين كار آماده شدن براي مردن و آمادگي براي آخرت باشد پس، با انجام عمل صالح بهتر مي توان به اين هدف رسيد.(37) 
----------------------------------------------------
1) بخاري ، مسلم، احمد و نسائي.
2) شتر سرخ و سياه در آن روزگار ارزنده ترين سرمايه نزد عرب محسوب مي شد.
3) احمد و پسرش در زوائد المسند، ابوداود، نسائي، بيهقي و احمد.
4) ابوداود، نسائي، ابن ماجه، طحاوي، ابن ابي شيبه، حاكم، بيهقي و طيالسي.
5) ترمذي و آن را حديث غريبي تلقي نموده است.
6) به روايت احمد و بخشي توسط  ابوداود.
7) مسلم.
8) ابن ماجه و ترمذي.
9) ابوداود، ترمذي و نسائي.
10) ابوداود، بيهقي.
11) لحد به معني حفر در پهناي قبر در جهت قبله و شق بمعني ضريح يعني حفر در جهت پايين مانند نهر مي باشد.
12) طحاوي در «مشكل الآثار»، ابن جارود و ابن حبان.
13) مسلم، ابن ماجه، طحاوي، نسائي، بيهقي و احمد .‌
14) ابوداود، ترمذي، نسائي، ابن ماجه طحاوي و بيهقي.
15) بخاري، نسائي، ترمذي، ابن ماجه، ابن جارود، بيهقي و احمد.
16) مراد عمرو جموح است. گرچه ايشان عموي حقيقي جابر نيستند . اما چون دوست صميمي پدر او بود، جابر او را عموي خود مي دانست.
17) احمد با سند حسن روايت نموده است.
18) حاكم و بيهقي با سند صحيح و ذهبي نيز با آن موافقت كرده است.
19) احمد، بخاري و مسلم.
20) بخاري، طحاوي در «المشكل»، حاكم بيهقي و احمد.
21) احمد و طحاوي و حاكم و ابن حزم.
22) ابن ابي شيبه في «المصنف ، ابوداود و بيهقي.
23) ابوداود، ترمذي ، ابن ماجه و ابن حبان.
24) ابن ماجه.
25) ابن حبان و بيهقي و سند آن نيز صحيح است.
26) بخاري.‌بيهقي ، و ابي نعيم در «المستخرج».
27) ابو داود و حاكم، بيهقي و ابن حزم.
28) ابو داود (2/69) بيهقي (3/412). 
29) ابوداود (2/70) ، حاكم (1/370) و بيهقي (4/56).
30) سوره انعام، آيه 61 . 
31) ابراهيم: 27 . 
32) اعراف: 40 . 
33) حج:31 . يعني: هر كس كه با خدا شرك ورزد گويا (به خاطر سقوط از اوج ايمان به كفر) از آسمان فرو افتاده است ( و به بدترين شكل جان داده است) و پرندگان (تكه هاي بدن) او را مي ربايند يا اينكه تند باد او را به مكان بسيار دوري پرتاب مي كند.
34) ابوداود (2/281) حاكم (1/37-40) طيالسي و احمد.
35) بخاري (3/167) مسلم ، نسائي ، ابن جارود، بيهقي و احمد.
36) احمد (3/371) طحاوي (1/14/15) و نسائي.
37) الإختيارات العلمية (ابن تيميه).108-تعزيه اهل ميت، يعني توصيه نمودن آنان به صبر و پاداش الهي كار مشروعي است. در اين باره دو حديث وجود دارد:
اول: قره مزني (رض) مي گويد:
هر گاه رسول الله (ص)  در مجلس و محفلي مي نشست، عده اي از يارانش پيرامون ايشان گرد مي آمدند. و از ميان آنان شخصي بود كه پسري خردسال داشت و او نيز پشت سر پدرش مي آمد و پدرش او را در جلو خود مي نشاند. رسول الله (ص)  از پدرش پرسيد: او را دوست داري؟ آن مرد گفت: اي رسول الله (ص)  خداوند تو را محبوب كند، آنطور كه او را محبوب كرده است. پسرك بعد از مدتي فوت كرد. پدرش نيز به دليل خاطراتي كه از او داشت و در صورت آمدن به مجلس رسول الله (ص)  ياد آنها تازه و باعث نگراني او مي شد، از حضور در محفل رسول الله (ص)  خودداري كرد. بعد از اينكه رسول الله (ص)  چند روزي او را نيافت، فرمود: چه اتفاقي براي فلاني افتاده است؟ گفتند: اي پيامبر خدا (ص) فرزندش فوت كرده است. بعد رسول (ص)آن مرد را ديد و درباره پسرش سوال كرد. وي خبر درگذشت پسرش را به اطلاع رسول الله (ص)  رساند. رسول الله (ص)  به او تسليت گفت و فرمود: آيا بهتر بود كه در زندگي دنيا از پسرت استفاده مي كردي يا اينكه فردا وقتي به دروازه بهشت مي رسي پسرت را در حالي ببيني كه زودتر از تو وارد بهشت شده و درب بهشت را برايت باز كرده است؟ آن مرد گفت:  همين را كه او قبل از من به دروازه بهشت برسد و براي ورود من درب را باز كند. رسول الله (ص)  فرمود: پس شما به آن دست يافته اي. مردي از انصار سوال كرد: اي رسول الله (ص)  (فدايت بروم) اين مژده ويژه او يا براي همه است؟ فرمود: براي همه است.(1) 
دوم: انس بن مالك (رض) مي گويد:
رسول الله (ص)  فرمود: هر كس برادر مومن و مسلمانش را در مصيبتي تعزيت (2)  گويد، خداوند روز قيامت لباس سبزي بر تن او مي كند كه ديگران به حال او غبطه مي خورند.(3) 
109- هل ميت را به گونه اي تعزيت گويد كه غم آنان را بزدايد و موجب تسلي خاطر آنان بشود. و اگر شيوه هاي منقول از رسول الله (ص)  را نمي داند با هرگونه سخن زيبا و تسلي بخش كه مخالف شرع نباشد و در راستاي تحقق صبر و خرسندي اهل ميت باشد، آنان را تعزيت و تسليت گويد و در اين باره احاديث و رواياتي بشرح زير آمده است:
1-از اسامه بن زيد (رض) روايت است كه يكي از دختران رسول الله (ص)  قاصدي فرستاد كه كودكش (پسر يا دختر و در بعضي روايات اميمه دختر زينب)در حال مردن است و از رسول الله (ص)  خواست تا تشريف بياورد. رسول الله (ص)  به قاصد فرمود: از طرف من به دخترم سلام برسان و بگو:
«إن الله ما أخذ و لله ما أعطي»
(از آن خداوند است آنچه كه مي ستاند و آنچه كه مي دهد).
« و كل شيء عنده إلي أجل مسمي فلتصبرو لتحتسب»
(و هر چيز نزد او مدت مشخصي دارد ، بايد صبر را پيشه كني و اميد اجر و پاداش داشته باشي).
راوي حديث مي گويد: دختر گرامي رسول الله (ص)  بار دوم قاصدي فرستاد و رسول الله (ص)  را سوگند دادتا حتماً تشريف بياورد . آنگاه رسول الله (ص)  بلند شد و ما نيز در ركاب ايشان حركت كرديم. (وارد خانه دخت گرامي رسول الله (ص)  شديم) كودك در حالي كه نفسش خُر خُر مي كرد نزد رسول الله (ص)  آورده شد. سعد بن عباده ، معاذ بن جبل و ابي بن كعب و به گمانم زيد بن ثابت، از جمله حضار بودند. اشك هاي رسول الله (ص)  سرازير شد. سعد پرسيد، اي رسول خدا! شما نيز گريه مي كنيد؟ رسول الله (ص)  فرمود: اين ترحمي است كه خداوند در دل بندگانش گذاشته است و خدا به آناني كه رحم دارند، رحم مي كند.(4) 
توجه: اين نوه رسول الله (ص)  كه اميمه نام داشت زنده ماند و به (امامه) معروف شد كه بعد ها علي پس از درگذشت فاطمه با وي ازدواج كرد.
اين الفاظ «لله ما أخذ و له ما أعطي» را اگر چه رسول الله (ص)  در حق كسي كه نزديك مرگ بود فرمود ولي بهتر است اين كلمات در حق كسي كه فوت كرده گفته شود. روي همين اصل، امام نووي در «الاذكار» مي گويد: «و هذا الحديث احسن ما يعزي به» آنچه كه در اين حديث آمده است، بهترين سخن تعزيت است.
2-بريده بن الحصيب (رض) مي گويد:
«رسول الله (ص)  با انصار رفت و آمد مي كرد و از آنان عيادت مي كرد و جوياي احوال آنان بود. به رسول الله (ص)  خبر رسيد كه يگانه فرزند يك زن انصاري فوت كرده است . مادرش فوق العاده دچار پريشاني و ناراحتي است. رسول الله (ص)  با تني چند از يارانش، نز