 هنگامي كه براي اقامه نماز جنازه بر مي خواست،‌ مي‏فرمود: پروردگارا! اين غلام تو و فرزند كنيز تو است. به رحمت تو نيازمند است. حال آنكه تو به عذاب او نياز نداري، اگر او نيكوكار بوده، بر نيكي هايش بيفزا و اگر بد بوده است، از بدي هايش درگذر.
82- بعد از تكبير آخر و قبل از سلام ، نيز دعا كردن جايز و مشروع است بدليل حديث ابي يعفور از عبدالله بن ابي اوفي (رض) كه روزي بر جنازه اي، با گفتن چهار تكبير نماز خواند، بعد از تكبير چهارم و پيش از سلام كمي توقف نموده دعا كرد، بعد رو به حاضرين نمود و پرسيد: آيا من پنج بار تكبير گفتم؟ جواب دادند: خير. گفت: همانا رسول الله (ص)  چهار بار تكبير مي گفت. (77) 
امام احمد و همچنين شوافع دعا در تكبير چهارم را مستحب دانسته بر خلاف احناف كه مي گويند: بعد از تكبير چهارم بايد سلام گفت.
و بهترين محل دعا براي ميت همان تكبير سوم است ولي بهتر است در اين مورد از دعاهاي ماثور(ثابت از رسول خدا) خوانده شود و نه دعاهاي ديگر گرچه بعضي گفته اند: اشكالي ندارد. ولي به نظر من جايز نيست كه از دعاهاي ماثور صرف نظر كرد. چرا كه اين كار مصداق اين سخن است كه خداوند مي فرمايد: (اتستبدلون الذي هو أدني بالذي هو خير) (آيا كمترين را بجاي بهترين مي گيريد)؟!
83- در آخر، مانند ساير نمازها،‌نخست به طرف راست و سپس به طرف چپ، سلام بگويد. عبد الله بن مسعود (رض) مي گويد: 
«ثلاث خلال كان رسول الله (ص) يفعلهن تركهن الناس احداهن التسليم علي الجنازة مثل التسليم في الصلاة».(78) 
ترجمه: رسول خدا (ص) سه خصلت را بطور مداوم انجام مي داد و مردم آنها را ترك كرده اند. يكي از آن سه خصلت اين است كه در نماز جنازه مانند ساير نمازها سلام مي‏گفت.
در صحيح مسلم، از ابن مسعود (رض) روايت شده كه رسول الله (ص) در نمازها دو سلام (اول به طرف راست و دوم به طرف چپ) مي گفت. اين حديث مبين اين مطلب است كه: مراد از «التسليم في الصلاة» در حديث اول همان دو سلام است كه در پايان نماز گفته مي شود گرچه دو سلام تصريح نشده است.
البته اين احتمال وجود دارد كه منظور از اين نسبت اين باشد كه در نماز جنازه يك سلام گفته شده، زيرا رسول الله (ص) در برخي موارد در نمازهاي فرض يك سلام گفته است. اما معني (دو سلام گفتن) راجح است، چون در بيشتر نمازها و در اغلب اوقات دو سلام گفته است. اما اين احتمال (احتمال يك سلام) بعيد بنظر مي رسد، زيرا كه: هر چند يك سلام از رسول الله (ص)  ثابت است اما، ابن مسعود (رض) آن را روايت نكرده است . لذا نمي توان از سخن ايشان كه مي گويد: «مثل التسليم في الصلاة» يك سلام را فهميد.
84- اكتفا به يك سلام نيز جايز است. در حديثي از ابوهريره (رض) آمده است:
« ان رسول الله (ص)  صلي علي جنازة فكبر عليها اربعاً و سلم تسليمة واحدة».(79) 
(رسول الله (ص)  بر ميتي نماز خواند. چهار بار تكبير گفت و يك سلام داد).
حديثي كه عطاء بن سائب بصورت مرسل روايت كرده ، مؤيد و شاهد حديث ابي هريره است و در آن آمده است كه:
«ان رسول الله (ص)  سلم علي الجنازة تسليمة واحدة».(80) 
(رسول الله (ص)  بر جنازه يك سلام گفت).
و عمل گروهي از صحابه نيز مؤيد حديث ابي هريره است. حاكم بعد از نقل اين روايت مي گويد: و از علي بن ابي طالب، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عباس، جابر بن عبدالله، عبدالله بن أبي أوفي و ابي هريره (رض) ثابت است كه اين بزرگواران در نماز جنازه بر يك سلام اكتفا مي كردند.
85- در نماز جنازه، سنت است كه امام و مأمومين آهسته سلام گويند. به دليل حديث ابوامامه كه قبلاً بيان گرديد:
«ثم يسلم سراً في نفسه حين ينصرف و السنة أن يفعل من وراءه مثل ما فعل امامه».(81) 
اين حديث شاهدي (مويدي) از ابن عباس (رض) دارد كه امام بيهقي آن را در سنن خود بدينصورت آورده است:
« كان يسلم في الجنازة تسليمة خفيفة».
(يعني ابن عباس در نماز جنازه آهسته سلام مي گفت).
همچنين از ابن عمر چنين چيزي نقل شده است.
86- نماز جنازه در اوقات سه گانه اي كه اقامه نماز در آن حرام است، جايز نيست. مگر اينكه ضرورت ايجاب نمايد. بدليل حديث عقبه بن عامر كه مي گويد:
«ثَلاَثُ سَاعَاتٍ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَنْهَانَا أَنْ نُصَلِّيَ فِيهِنَّ أَوْ أَنْ نَقْبُرَ فِيهِنَّ مَوْتَانَا حِينَ تَطْلُعُ الشَّمْسُ بَازِغَةً حَتَّى تَرْتَفِعَ وَحِينَ يَقُومُ قَائِمُ الظَّهِيرَةِ حَتَّى تَمِيلَ الشَّمْسُ وَحِينَ تَضَيَّفُ الشَّمْسُ لِلْغُرُوبِ حَتَّى تَغْرُبَ».(82) 
ترجمه: رسول الله (ص) در سه وقت ما را از خواندن نماز و يا دفن ميت منع كرده است:1- لحظه طلوع خورشيد تا زماني كه خورشيد باندازه يك نيزه، بالا بيايد. 
2- لحظه اي كه خورشيد در وسط آسمان قرار گيرد تا اين كه زوال يابد. 3- لحظه ضعيف شدن خورشيد، يعني وقتي كه نور آن مايل به زردي مي شود تا زماني كه غروب مي‏كند.
بيهقي علاوه بر اين آورده است كه از عقبه در مورد دفن ميت در شب پرسيدم. گفت: اشكالي ندارد، چرا كه ابوبكر را در شب دفن كردند.
و بر اساس حديث فوق، صحابه از خواندن نماز جنازه در اوقات سه گانه فوق خودداري مي كردند. چنانكه مالك در موطاي خود از طريق بيهقي به نقل از محمد بن ابي حرمله گفته است كه زينب دختر ابوسلمه وفات كرد و در آن زمان طارق امير مدينه بود. بعد از نماز صبح جنازه را به بقيع آوردند. عبدالله بن عمر (رض) به اولياي ميت گفت: يا الآن بر او نماز بخوانيد و يا اينكه بگذاريد تا خورشيد طلوع كند و بلند شود.(83) 
همچنين مالك از ابن عمر (رض) نقل كرده كه ايشان بعد از نماز صبح و بعد از نماز عصر، نماز جنازه خوانده. بشرط اينكه آن دو نماز در وقتهاي خود ادا شده باشند.
همچنين از علي (رض) نقل است كه جنازه اي در بصره بعد از نماز عصر و هنگامي كه خورشيد زرد شده بود آوردند. او بر آن نماز نخواند و بعد از غروب خورشيد، نخست نماز مغرب را برگزار كرد و بعد از آن نماز جنازه را خواند.(84) 
خطابي مي گويد: مردم درباره خواندن نماز جنازه و دفن كردن ميت در اين سه وقت، اختلاف كرده اند. بيشتر اهل علم بر آنند كه خواندن نماز جنازه در اين اوقات مكروه مي باشد و امام شافعي هيچگونه ممانعتي در هيچ وقتي براي نماز جنازه و دفن نمي بيند و نقل كردن اجماع در مورد نماز جنازه و دفن در اين سه وقت توسط نووي وهمي بيش نيست.
---------------------------------------------------------
1) موطاء امام مالك، ابوداود، نسائي، ابن ماجه، حاكم و احمد با سند صحيح.
2) ابوداود، ابن حزم و احمد و سندش حسن است.
3) ابوداود، نسائي و غيره با سند صحيح.
4) مسلم ، الفاظش را نسائي روايت كرده است.
5) متفق عليه.
6) البته اين حديث بسيار ضعيف مي باشد.
7) نسائي و غيره با سند صحيح.
8) طحاوي در معاني الآثار با سند حسن.
9) بخاري، مسلم و احمد.
10) بخاري، مسلم و احمد.
11) مسلم ، ابو داود، نسائي.
12) احمد و حاكم و حاكم مي گويد: مطابق شرايط شيخين، صالح است و ذهبي با وي موافقت نموده است.
13) ابوداود با سند صحيح طبق شرايط مسلم. همچنين نسائي و ترمذي و ديگران آنرا روايت كرده اند.
14) اصحاب سنن با سند صحيح.
15) بخاري و احمد.
16) نسائي، ترمذي، دارمي، 