 او گريه كردند. همسايه اش نزد رسول الله (ص)  آمد و گفت: او مرد، رسول الله (ص)  فرمود: او نمرده است. همسايه برگشت، ديد كه براي او با صداي بلند گريه مي كنند. همسرش گفت: نزد رسول الله (ص)  برو و ايشان را با خبر كن. مرد گفت: خدا او را لعنت كند. سپس رفت و ديد كه او با تيري پيكان دار و پهن، خود كشي كرده است. آنگاه نزد رسول الله (ص)  رفت و گفت فلاني مرد. رسول الله (ص)  فرمود: تو از كجا مي داني؟ گفت: من خودم ديدم كه با تيري پهن و پيكان دار خود كشي مي كند. رسول الله (ص)  فرمود: تو او را ديدي؟ گفت: بلي. رسول الله (ص) فرمود: پس در اين صورت من بر او نماز جنازه نمي خوانم. (13) 
ترمذي مي گويد: اين حديث، حديث حسن است. علما در اين باره اختلاف نظر دارند: بعضي مي گويند: بر اهل قبله و هم چنين كسي كه خودكشي كرده است، نماز خوانده شود. و فتواي سفيان ثوري و اسحق، همين است. احمد بن حنبل مي گويد: خود امام بر كسي كه خود كشي كرده است، نماز نخواند. بلكه كسي ديگر بر او نماز بخواند.
ابن تيميه در «اختيارات» (52) مي‌گويد: اگر كسي از خواندن نماز جنازه بر قاتل و كسي كه از اموال غنيمت، سرقت كرده است و مديوني كه كسي وامش را پرداخت نكند، براي عبرت ديگران، امتناع ورزد، بسيار خوب است. البته اگر ظاهراً نماز نخواند ولي در باطن برايش دعا كند، تا بر هر دو مصلحت عمل شود، بهتر است.
3- حديث زيد بن خالد جهني (رض) كه رسول الله (ص) از نماز خواندن بر شخصي كه از مال غنيمت دزدي كرده بود، امتناع ورزيد و به صحابه چنين گفت:
« صلوا علي صاحبكم…ان صاحبكم غلَّ في سبيل الله»(14) 
(بر رفيقتان نماز جنازه بخوانيد ، همانا او از مال غنيمت سرقت كرده است).
پنجم: بر بدهكاري كه مال به اندازه كافي براي پرداخت ديونش باقي نگذاشته است، نماز جنازه خوانده شود. رسول الله (ص) ابتدا، بر چنين افرادي، نماز جنازه نمي خواند. و در اين باره ، روايات متعددي آمده است:
1- «عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الأَكْوَعِ (رض) قَالَ كُنَّا جُلُوسًا عِنْدَ النَّبِيِّ (ص) إِذْ أُتِيَ بِجَنَازَةٍ فَقَالُوا صَلِّ عَلَيْهَا فَقَالَ هَلْ عَلَيْهِ دَيْنٌ قَالُوا لاَ قَالَ فَهَلْ تَرَكَ شَيْئًا قَالُوا لاَ فَصَلَّى عَلَيْهِ ثُمَّ أُتِيَ بِجَنَازَةٍ أُخْرَى فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ صَلِّ عَلَيْهَا قَالَ هَلْ عَلَيْهِ دَيْنٌ قِيلَ نَعَمْ قَالَ فَهَلْ تَرَكَ شَيْئًا قَالُوا ثَلَاثَةَ دَنَانِيرَ فَصَلَّى عَلَيْهَا ثُمَّ أُتِيَ بِالثَّالِثَةِ فَقَالُوا صَلِّ عَلَيْهَا قَالَ هَلْ تَرَكَ شَيْئًا قَالُوا لاَ قَالَ فَهَلْ عَلَيْهِ دَيْنٌ قَالُوا ثَلاَثَةُ دَنَانِيرَ قَالَ صَلُّوا عَلَى صَاحِبِكُمْ قَالَ أَبُو قَتَادَةَ صَلِّ عَلَيْهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَعَلَيَّ دَيْنُهُ».
ترجمه: سلمه بن اكوع مي گويد: نزد رسول الله (ص)  نشسته بوديم كه جنازه اي آوردند و گفتند: اي رسول الله (ص)  بر او نماز بخوان. رسول الله (ص)  پرسيد: آيا بدهكار است؟ گفتند: خير. رسول الله (ص)  فرمود: آيا از خود چيزي باقي گذاشته است؟ گفتند : خير. آنگاه رسول الله (ص)  بر او نماز جنازه خواند. جنازه ديگري آوردند و گفتند: اي رسول خدا ! بر او نماز جنازه بخوان. رسول الله (ص) پرسيد: آيا او بدهي دارد؟ گفتند: بلي. آنحضرت فرمود: آيا چيزي باقي گذاشته است؟ گفتند: سه دينار، باقي گذاشته است. آنگاه، رسول خدا(ص) بر او نماز جنازه خواند. سپس سومين جنازه را آوردند و گفتند: اي پيامبر خدا ! بر او نماز جنازه بخوان. رسول الله (ص) پرسيد: آيا چيزي، باقي گذاشته است؟ گفتند: خير. پرسيد: ايا او بدهكار است؟ گفتند: سه دينار بدهكار است. رسول خدا فرمود: نماز جنازه رفيقتان را بخوانيد. مردي از انصار كه ابوقتاده نام داشت، گفت: اي رسول خدا ! بر او نماز بخوان بدهي هايش را من پرداخت خواهم كرد. آنگاه رسول الله (ص)  بر او نماز خواند.(15) 
2- و در روايت ابوقتاده ، علاوه بر مطالب فوق، چنين آمده است كه ابوقتاده گفت: 
«أَرَأَيْتَ إِنْ قَضَيْتُ عَنْهُ أَتُصَلِّي عَلَيْهِ قَالَ إِنْ قَضَيْتَ عَنْهُ بِالْوَفَاءِ صَلَّيْتُ عَلَيْهِ قَالَ فَذَهَبَ أَبُو قَتَادَةَ فَقَضَى عَنْهُ فَقَالَ أَوْفَيْتَ مَا عَلَيْهِ قَالَ نَعَمْ فَدَعَا بِهِ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فَصَلَّى عَلَيْهِ».(16) 
ترجمه: اي پيامبر خدا! اگر بدهي هايش را بپردازم، بر او نماز مي خواني؟ رسول خدا (ص) فرمود: بلي، اگر تمام آنها را بپردازي ، بر او نماز مي خوانم. راوي مي گويد: ابوقتاده رفت و بدهي هاي آن مرد را پرداخت نمود. رسول الله (ص) پرسيد: تمام بدهي هايش را ادا كردي؟ گفت: بلي. آنگاه رسول الله (ص)  بر او نماز خواند.
البته در بعضي از روايات تصريح شده است كه ابوقتاده همان لحظه رفت و دين آن شخص را ادا نمود.
3-مشابه حديث فوق از جابر روايت شده و در پايان آن، اين مطلب اضافه شده است:
« فلما فتح الله علي رسوله قال: أنا أولي بكل مومن من نفسه فمن ترك ديناً فعلي قضاءه و من ترك مالا فاورثته».(17) 
يعني وقتي فتوحات، بيشتر شد، رسول الله (ص) فرمود: من از هر مومن نسبت به خودش اولويت دارم. هر كس كه بميرد و مديون باشد من وامش را مي پردازم. و هر كس مالي باقي بگذارد از آنِ وارثانش مي باشد.
4-ابوهريره مي گويد: هرگاه ميتِ مديوني را نزد رسول الله (ص)  براي نماز جنازه مي آوردند، آنحضرت (ص) مي پرسيد كه آيا او مالي براي اداي دينش باقي گذاشته است؟ اگر مي گفتند به اندازه كافي مالي باقي گذاشته است، بر او نماز مي خواند. در غير اين صورت بر او نماز نمي خواند و مي فرمود: بر رفيقتان نماز جنازه بخوانيد. و هنگامي كه فتوحات زياد شد، فرمود: من از مومنان نسبت به خودشان نزديكتر هستم. اگر مي خواهيد اين مطلب را بدانيد، آين آيه را تلاوت كنيد:
«اَلنَبي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ».(18) 
بنابراين هر كس بميرد و مديون باشد و چيزي براي پرداخت بدهي هايش باقي نگذاشته باشد، پرداخت آنها بر عهده من است. و هر كس مالي باقي گذاشته باشد، از آن وارثانش مي باشد.(19) 
ابوبشر، يونس بن حبيب يكي از راويان مسند طيالسي ، بعد از روايت اين حديث مي گويد: از ابوالوليد طيالسي شنيدم كه مي فرمود: اين روايت،‌ناسخ رواياتي است كه در آنها آمده: كه رسول الله (ص)  از خواندن نماز جنازه بر ميتي كه مديون بود، خودداري مي كرد.
ششم: اگر جنازه اي بدون نماز جنازه دفن گردد و يا تعدادي بر او نماز خوانده و تعدادي نخوانده باشند، مي توان بر قبرش نماز جنازه خواند. البته در صورت دوم، امام بايد از كساني باشد كه قبلاً بر او نماز نخوانده است. احاديث متعددي در اين باره آمده است:
1- «عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ (رض) قَالَ مَاتَ إِنْسَانٌ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَعُودُهُ فَمَاتَ بِاللَّيْلِ فَدَفَنُوهُ لَيْلاً فَلَمَّا أَصْبَحَ أَخْبَرُوهُ فَقَالَ مَا مَنَعَكُمْ أَنْ تُعْلِمُونِي قَالُوا كَانَ اللَّيْلُ فَكَرِهْنَا وَكَانَتْ ظُلْمَةٌ أَنْ نَشُقَّ عَلَيْكَ فَأَتَى قَبْرَهُ فَصَلَّى عَلَيْه و أَنا فِيْهم و كب