ت كه از احرام به در آمديد و از سرزمين حرم خارج شديد ، شكار كنيد ( و شكار كردن براي شما بلامانع خواهد بود ) . دشمنيِ قومي كه شما را از آمدن به مسجدالحرام باز داشتند ، شما را بر آن ندارد كه تعدّي و تجاوز كنيد . در راه نيكي و پرهيزگاري همديگر را ياري و پشتيباني نمائيد ، و همديگر را در راه تجاوز و ستمكاري ياري و پشتيباني مكنيد . از خدا بترسيد . بيگمان خداوند داراي مجازات شديدي است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا تُحِلُّوا » : حلال مكنيد . مباح ندانيد . « شَعَآئِرَ » : جمع شَعِيرَة ، علائم . مراد خود عبادات است كه انجام آنها نشانه خوشنودي خدا از انجام‌دهندگان عبادات است ، و نشانه‌هائي هستند كه بدانها راه هدايت از ضلالت باز شناخته مي‌شود . از قبيل : مناسك حجّ و سائر فرائض و احكام شريعت . « الشَّهْرَ الْحَرَامَ » : ماه حرام . مراد هر چهار ماه حرام است ، يعني : ذوالقعده ، ذوالحجّه ، محرّم ، رجب ( نگا : توبه / 36 ) . « الْهَدْيَ » : حيوانات بي‌نشاني كه به بيت‌الله هديّه مي‌شود . « ءَآمِّينَ » : قصدكنندگان . روندگان . « لا يَجْرِمَنَّكُمْ » : شما را وادار نسازد . « شَنَئَانُ » : بغض . دشمنانگي . « الْعُدْوَانِ » : تعدّي و تجاوز . ظلم و ستم .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:799.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:800.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:801.txt">آيه  5</a></body></html>سوره مائدة آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي مؤمنان ! ) بر شما حرام است ( خوردن گوشت ) مردار ، خون ( جاري ) ، گوشت خوك ، حيواناتي كه به هنگام ذبح نام غير خدا بر آنها برده شود و به نام ديگران سر بريده شود ، حيواناتي كه خفه شده‌اند ، حيواناتي كه با شكنجه و كتك كشته شده‌اند ، آنهائي كه از بلندي پرت شده و مرده‌اند ، آنهائي كه بر اثر شاخ‌زدن حيوانات ديگر مرده‌اند ، حيواناتي كه درندگان از بدن آنها چيزي خورده و بدان سبب مرده‌اند ، مگر اين كه ( قبل از مرگ بدانها رسيده و ) آنها را سر بريده باشيد ، حيواناتي كه براي نزديكي به بتان قرباني شده‌اند ، و بر شما حرام است كه با چوبه‌هاي تير به پيشگوئي پردازيد و از غيب سخن گوئيد ، همه اينها براي شما گناه بزرگ و خروج از فرمان يزدان است . از امروز كافران از ( نابودن كردن ) دين شما مأيوس گشته‌اند ( و مي‌دانند اين دين ماندگار و جاودانه است ) ، پس از آنان نترسيد و از من بترسيد . امروز ( احكام ) دين شما را برايتان كامل كردم و ( با عزّت بخشيدن به شما و استوار داشتن گامهايتان ) نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان آئين خداپسند براي شما برگزيدم . امّا كسي كه در حال گرسنگي ناچار شود ( از محرّمات سابق چيزي بخورد تا هلاك نشود ) و متمايل به گناه نباشد ( و عمداً نخواهد چنين كند ، مانعي ندارد ) چرا كه خداوند بخشنده مهربان است ( و از مضطرّ صرف نظر مي‌كند و براي او مقدار نياز را مباح مي‌نمايد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ اللهِ بِهِ » : حيواني كه به هنگام ذبح نام جز خدا بر آن برده شود . يعني به نام ديگران و به خاطر تقرّب بدانان سر بريده شود .  ( أُهِلَّ ) از مصدر ( إهْلال ) به معني بلندكردن صدا است به نام چيزي . مانند : لات ، عزّي ، يا به نام كسي . مانند : انبياء و اولياء ، به هنگام ذبح حيوان . « الْمُنْخَنِقَةُ » : خفه‌شده . « الْمَوْقُوذَةُ » : كتك‌خورده . « الْمَتَرَدِّيَةُ » : پرت‌شده . « ذَكَّيْتُمْ » : ذبح كرديد . « النُّصُبِ » : جمع آن ( أَنصاب ) ، سنگهائي كه در اطراف كعبه نصب كرده بودند و آنها را مي‌پرستيدند و بر روي چنين سنگهائي يا در كنار آنها حيوانات خود را براي تقرّب بدانها سر مي‌بريدند . « الأزْلام‌ » : جمع زَلَم ، چوبه‌هاي تير . عربها وقتي كه مي‌خواستند راهيِ سفري يا جنگي يا تجارتي شوند ، و يا كار مهمّي - از قبيل ازدواج‌ - انجام دهند ، سه تير برمي گرفتند و بر روي يكي : خدايم بدان فرمان داده است ، و بر روي دومي : خدايم از آن نهي كرده است ، مي‌نوشتند ، و بر روي سومي چيزي نمي‌نوشتند ، آنها را بهم مي‌زدند ، سپس اگر اوّلي به دستشان مي‌رسيد ، كار را انجام مي‌دادند ، و اگر دومي بيرون مي‌آمد ، كار را انجام نمي‌دادند ، و اگر سومي به دستشان مي‌افتاد ، دوباره فال را از سر مي‌گرفتند . امروزه به جاي اين چوبه‌ها ، از دانه‌هاي تسبيح ، مهره‌هاي نرد ، جام قهوه ، اوراق پاسور ، و چيزهاي نامشروع ديگر استفاده مي‌نمايند و فرمان قرآن را فراموش مي‌كنند . « مَخْمَصَةٍ » : گرسنگي . « مُتَجَانِفٍ » : متمايل ، گراينده .‏
 
30-الروم-60-ص404*
31-لقمان-34-ص411*
32-السجدة-30-ص415*
33-الأحزاب-73-ص418*
34-سبأ-54-ص428*
35-فاطر-45-ص434*
36-يس-83-ص440*
37-الصافات-182-ص446*
38-ص-88-ص453*
39-الزمر-75-ص458*
40-غافر-85-ص467*
41-فصلت-54-ص477*
42-الشورى-53-ص483*
43-الزخرف-89-ص489*
44-الدخان-59-ص496*
45-الجاثية-37-ص499*آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد آوريد ) آن گاه را كه به موسي كتاب ( تورات ) عطاء كرديم كه جدائيانداز ( حق و باطل ، و حلال و حرام ) است ، تا اين كه راه يابيد ( به نور آن ، و با انديشه ژرف ، هدايت را از ضلالت باز شناسيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَاتَيْنَا » : داديم . « الْكِتَابَ » : مراد تورات است . « الْفُرْقَانَ » : جداكننده حق از باطل ، و حلال از حرام . مصدر ثلاثي مجرّد است و در معني اسم فاعل ، يعني : فارق به كار رفته است . فرقان صفت ( الْكِتَابَ ) است . يعني عطف صفت بر موصوف شده است . شايد هم مراد از فرقان معجزاتي است كه جداسازنده ادّعاي راستين از ادّعاي دروغين است . يا اين كه مراد شرعي است كه جداكننده حلال از حرام است . در اين صورت ، عطف ( الْفُرْقَانَ ) بر ( الْكِتَابَ ) از قبيل عطف خاصّ بر عام است .‏
 
سوره مائدة آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏از تو مي‌پرسند كه چه چيز ( از خوردنيها و نوشيدنيه