رار است . نكره آمدن نفس ، مي‌تواند اشاره به عظمت و اهمّيّت مافوق تصوّر و آميخته با ابهام انسان ، اين اعجوبه و شاهكار عالم آفرينش باشد كه دانشمندان به حق او را « موجود ناشناخته‌ » ناميده‌اند . « سَوَّاهَا » : ساخته و پرداخته‌اش كرده است . بدين نحو كه هر يك از اندامهاي بدن انسان را براي كاري ، و هر يك از نيروهاي آن را جهت امري آفريده است و اندازه و تناسب نماد و نهاد دستگاه تن را مراعات فرموده است ( نگا : قيامه‌ / 38 ، كهف‌ / 37 ، انفطار / 7 ) .‏‏‏سوره شمس آيه  8

‏متن آيه :
‏ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ‏

‏ترجمه : ‏
‏سپس بدو گناه و تقوا را الهام كرده است ( و چاه و راه و حسن و قبح را توسّط عقل و وحي به او نشان داده است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَلْهَمَ » : الهام كرده است . نشان داده است . فهمانده است . « فُجُورَ » : گرايش به گناه و معصيت و كناره‌گيري از حق و حقيقت ( نگا : معجم‌الفاظ القرآن الكريم ) . مراد راه شرّ و طريق معصيت است . مصدر ثلاثي مجرّدي است همچون جُلوس و قُعود . « تَقْوي‌ » : پرهيز . مراد راه خير و طريق حق است ( نگا : بلد / 10 ) .‏سوره شمس آيه  9

‏متن آيه :
‏ قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا ‏

‏ترجمه : ‏
‏( قسم به همه اينها ! ) كسي رستگار و كامياب مي‌گردد كه نفس خويشتن را ( با انجام طاعات و عبادات ، و ترك معاصي و منهيّات ) پاكيزه دارد و بپيرايد ( و آن را با هويدا ساختن هويّت انساني رشد دهد و بالا برد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« قَدْ أَفْلَحَ » : قطعاً رستگار است . كامياب شد . جواب قسمهاي يازده‌گانه است ( نگا : المصحف الميسّر ، صفوه التفاسير ، روح‌المعاني ) . « زَكّي‌ » : پاكيزه داشت . پيراست . مراد پاكيزه داشتن و پيراستن نفس است با انجام اوامر و ترك نواهي ( نگا : بقره‌ / 129 و 151 ، توبه‌ / 103 ، نازعات‌ / 18 ) . رشد داد و بالا برد ( نگا : روح‌المعاني ، پرتوي از قرآن ) . مراد رشد روحِ تقوا و طاعت ، و جلوه‌گر ساختن هويّت انساني ، و بالا بردن استعدادِ نيكي و نيكوكاري است . از مصدر تزكيه ، به معني تطهير و تَنْمِيَه است .‏سوره شمس آيه  10

‏متن آيه :
‏ وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا ‏

‏ترجمه : ‏
‏و كسي نااميد و ناكام مي‌گردد كه نفس خويشتن ( و فضائل و مزاياي انسانيّت خود را در ميان كفر و شرك و معصيت ) پنهان بدارد و بپوشاند ، و ( به معاصي ) بيالايد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« قَدْ خَابَ » : قطعاً نااميد و ناكام گرديد . حتماً به مطلوب و مقصود نرسيد و محروم و بي‌بهره گشت ( نگا : آل‌عمران‌ / 127 ، ابراهيم‌ / 15 ، طه‌ / 61 و 111 ) . « دَسّي‌ » : پنهان داشت . آلوده كرد . از مصدر تَدْسِيَة ، به معني نقص و اخفاء ، و آلوده‌كردن و خاموش داشتن استعداد است . در اصل ( دَسَّسَ ) از ( دَسَّ ) به معني پنهان كردن چيزي در زير خاك است و حرف دوم مضاعف قلب به ياء شده است ، مانند تَقَضَّضَ و تَظَنَّنَ ، كه تَقَضّي و تَظنّي هم خوانده‌اند ( نگا : جزء عمّ ترجاني‌زاده ) . نكته قابل توجّه اين است كه خدا استعدادهاي لازم ، و وجدان بيدار ، و فهم تشخيص حسن و قبح امور را براي پيمودن راه سعادت به انسان عطاء فرموده است ، و انسان در مقابل ضائع كردن يا بي‌ثمر گذاشتن آنها مورد بازخواست قرار مي‌گيرد .‏سوره شمس آيه  11

‏متن آيه :
‏ كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا ‏

‏ترجمه : ‏
‏قوم ثمود با طغيان و سركشي خود ( پيغمبرشان ، صالح را ) تكذيب كردند ( و دروغگويش ناميدند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« طَغْوَيا‌ » : طغيان ، سركشي . مراد تجاوز از حدود مقرّرات الهي ، و تمرّد از فرمانهاي او است كه بزرگترين تَدْسِيَه‌ي نفس است . « بِطَغْوَاهَا » : به سبب سركشي و طغيانشان . با سركشي و طغيانشان .‏سوره شمس آيه  12

‏متن آيه :
‏ إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا ‏

‏ترجمه : ‏
‏آن گاه كه بدبخت‌ترين ايشان برخاست و رفت ( تا شتر را پَي بكند . ديگران هم جلو او را نگرفتند ، و لذا همچون او بزهكار شدند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إنبَعَثَ » : برخاست و روان شد . « أَشْقَيا‌ » : بدبخت‌ترين ( نگا : اعلي‌ / 11 ، ليل‌ / 15 ) .‏سوره شمس آيه  13

‏متن آيه :
‏ فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْيَاهَا ‏

‏ترجمه : ‏
‏فرستاده خدا ( صالح ) بديشان گفت : كاري به شتر خدا نداشته باشيد و او را از نوبت آبش باز نداريد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نَاقَةَ اللهِ » : شتر خدا ( نگا : اعراف‌ / 73 و 77 ، هود / 64 ، اسراء / 59 ، قمر / 27 ) . تحذير است و واژه ناقه مفعولٌ‌به فعل محذوف ( إِحْذَرُوا ) است . « سُقْيَا » : نوبت آب آشاميدن . حِصّه‌ي آب ( نگا : شعراء / 155 ) .‏سوره شمس آيه  14

‏متن آيه :
‏ فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا ‏

‏ترجمه : ‏
‏او را دروغگو ناميدند ( و بيم و تهديدش را نادرست شمردند ) و شتر را پي كردند و كشتند . پس خدا به سبب گناهشان بر آنان خشم گرفت و ايشان را هلاك كرد و با خاك يكسانشان ساخت .‏

‏توضيحات : ‏
‏« دَمْدَمَ عَلَيْهِمْ » : بر آنان خشم گرفت . عذاب را بر همگان گماشت . ايشان را خُرد و خمير كرد . آنان را هلاك و نابود كرد . « سَوَّاهَا » : ايشان را با خاك يكسان ساخت . عذاب و هلاك را به طور يكسان گريبانگير همگان كرد و كارشان را يكسره ساخت . « فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ . . . فَسَوَّاهَا » : به سبب گناهشان عذاب را بر همگان گماشت و ايشان را يكسان نابود كرد .‏سوره شمس آيه  15

‏متن آيه :
‏ وَلَا يَخَافُ عُقْبَاهَا ‏

‏ترجمه : ‏
‏و خدا از عاقبت كارشان نمي‌ترسد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« عُقْبَيا‌ » : عاقبت . پي آمد . مراد اين است كه خداوند چنين كرد و از پي‌آمد و عاقبت كارشان هم نمي‌ترسد و باكي از ايشان را ندارد .‏آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و حق را ( كه از جانب خدا فرو فرستاده شده است ) با باطل ( كه خودتان آن را به هم بافتهايد ) نياميزيد ، و حق را ( كه از جمله آن صدق محمّد است ) پنهان نكنيد . و حال آن كه ميدانيد ( پيغمبري او ، راست است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا تَلْبِسُوا » : آميخته نكنيد . ميآميزيد ( نگا : بقره / 79 ، آلعمران / 78 ) . « تَكْتُمُوا » : اين فعل عطف بر ( لا تَلْبِسُوا ) و مجزوم است . « وَ أَنتُمْ تَعْلَمُونَ » : حال آن كه ميدانيد . واو آن ، حاليّه است .‏
 
آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و كسي كه از خدا و پيغمبر ( با تسليم در برابر فرمان آنان و رضا به حكم ايشان ) اطاعت كند ، او ( در روز رستاخيز به بهشت رود و همراه و ) همنشين كساني خواهد بود كه ( مقرّبان درگاهند و ) خداوند بديشان نعمت ( هدايت ) داده است ( و مشمول الطاف خود نموده است و بزرگواري خويش را بر آنان تمام كرده است . آن مقرّباني كه او همدمشان خواهد بود ، عبار