
 
‏ترجمه : ‏
‏با چشماني فروهشته و به زير انداخته ( از شرمساري و خواري ) از گورها بيرون مي‌آيند ( و به هر سو مي‌روند و مي‌دوند ) انگار آنان ملخهاي پراكنده‌اند ( كه در دسته‌ها و گروههاي نامنظم و بي‌هدف ، راهي اينجا و آنجا مي‌شوند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خُشَّعاً » : جمع خاشِع ، ذليل و خوار . فرو افتاده و به زير انداخته شده . حال ضمير ( و ) در فعل ( يَخْرُجُونَ ) است . « أَبْصَارُ » : فاعل ( خُشَّعاً ) است ( نگا : قلم‌ / 43 ) . « الأجْدَاثِ » : جمع جَدَث ، قبرها . گورها . « جَرَادٌ » : ملخ . « مُنتَشِرٌ » : پخش و پراكنده .‏
 
سوره قمر آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ مُّهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَذَا يَوْمٌ عَسِرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏شتابان به سوي فرا خواننده ( الهي ، اسرافيل ) مي‌روند ( و بدو مي‌نگرند و چشم از او بر نمي‌دارند ) . كافران مي‌گويند : امروز روز بسيار سخت و هراس‌انگيزي است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُهْطِعِينَ » : جمع مُهْطِع ، شتابان و دوان . يعني باشتاب به سوي اسرافيل مي‌روند و در دادگاه الهي براي حساب و كتاب حاضر مي‌شوند . يا اين كه به معني گردن كشنده و خيره نگاه كننده بوده ، بدين معني كه انسانها چون صداي وحشتناك و شيپور جمع شدن را مي‌شنوند ، فوراً گردن بلند مي‌كنند و به سوي اسرافيل خيره خيره مي‌نگرند و مي‌دوند ( نگا : ابراهيم‌ / 43 ) . « عَسِرٌ » : سخت و دشوار . پر خوف و هراس ( نگا : فرقان‌ / 26 ، مدثر / 9 ) . « الدَّاعي‌ » :  ( نگا : قمر / 6 ) .‏
 
سوره قمر آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پيش از ايشان ، قوم نوح ، بنده ما ( نوح ) را تكذيب كردند ( و دروغگويش ناميدند ) و گفتند : ديوانه‌اي است و ( از ميان خردمندان ) رانده شده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُزْدُجِرَ » : رانده شده است . يعني به عقيده سست كفار ، نوح ( ع ) چون ديوانه است ، عقلاء او را از ميان خود رانده‌اند ( نگا : التفسير القرآني للقرآن ) يا جنيان و پريان بدو آسيب رسانده‌اند و از جامعه انسانيش رانده‌اند ( نگا : روح‌البيان ) . يا اين كه :  ( وَازْدُجِرَ ) جمله مستأنفه‌اي بوده و معني چنين است : كافران نوح را از تبليغ رسالت منع كردند و بازش داشتند و او هم چاره‌اي نداشت جز اين كه بجاي تبليغ به نجاري پردازد ( نگا : هود / 36 و 37 و 38 ) . اغلب تفاسير بر عقيده دوم هستند .‏
 
سوره قمر آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏تا آنجا كه نوح پروردگار خود را بفرياد خواند ( و عرضه داشت : ) پروردگارا ! من شكست خورده‌ام پس مرا ياري و كمك فرما ( و انتقام مرا از ايشان بگير ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَنِّي مَغْلُوبٌ . . . » : اصل آن ( بِأَنِّي مَغْلُوبٌ . . . ) است و منصوب به نزع خافض است .‏
 
سوره قمر آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس درهاي آسمان را با آب تند ريزان و فراواني از هم گشوديم .  ( بگونه‌اي كه گوئي درهاي آسمان همه باز شده و هر چه آب است فرو مي‌بارد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِمَآءٍ » : حرف ( ب ) براي استعانت يا ملابست است . يعني با ابزاري كه آب نام داشت و يا به همراه آب . « مُنْهَمِرٍ » : تند بارنده . سخت ريزان . زياد و فراوان .‏
 
سوره آل عمران آيه  161
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( شما گمان كرديد ممكن است پيغمبر به شما خيانت كند ! در حالي كه ) هيچ پيغمبري را نسزد كه خيانت كند ، و هر كس خيانت ورزد ، در روز رستاخيز آنچه را كه در آن خيانت كرده است با خود ( به صحنه محشر ) ميآورد ، سپس به هركسي پاداش و پادافره آنچه كرده است به تمام و كمال داده ميشود ، و بدانان ستم نخواهد شد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَغُلَّ » : خيانت در غنيمت كند . « غَلَّ » : خيانت در غنيمت كرد . « تُوَفَّيا » : به تمام و كمال داده ميشود .‏
 
سوره قمر آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و از زمين چشمه‌ساران زيادي برجوشانديم ( بگونه‌اي كه گوئي تمام زمين يكپارچه به چشمه تبديل شده است ) و آبها در هم آميختند ، براي اجراي فرماني كه ( از جانب خدا صادر و ) مقدر شده بود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عُيُوناً » : جمع عَين ، چشمه‌ها . تمييز است . « إِلْتَقي‌ » : بهم رسيد . در هم آميخت . مراد مخلوط شدن آبهاي آسمان ، و زمين و نواحي مختلف آن است . « الْمَآءُ » : جنس آب مراد است . « عَلي أَمْرٍ . . . » : واژه ( عَلي ) به معني لام تعليل است ، يعني بخاطر ( نگا : المصحف الميسر ) . مراد از ( أَمْرٍ ) غرق كردن قوم طاغي و ياغي نوح است . « قُدِرَ » : اندازه‌گيري شده بود . معين و مقدر گشته بود .‏
 
سوره قمر آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و نوح را بر كشتي ساخته شده از تخته‌ها و ميخها ، سوار كرديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذَاتِ » : داراي . « أَلْوَاحٍ » : جمع لَوْح ، تخته‌ها . « دُسُرٍ » : جمع دِسار ، ميخها .‏
 
سوره قمر آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اين كشتي تحت مراقبت و مواظبت ما حركت مي‌كرد ، براي پاداش دادن به كسي كه بدو ايمان آورده نشده بود و تصديق نگشته بود ( و نعمت وجود او كفران شده بود ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِأَعْيُنِنَا » :  ( نگا : هود / 37 ، مؤمنون‌ / 27 ، طور / 48 ) . « جَزَآءً » : براي پاداش به . مفعول له است . « مَنْ » : مراد نوح ( ع ) است . « كَانَ كُفِرَ » : نسبت بدو كفر ورزيده شده بود . بدو ايمان آورده نشده بود . تصديق نگشته بود . نعمت وجودش ناسپاس مانده بود و كفران شده بود .‏
 
سوره قمر آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما اين داستان را ( كه بيانگر غرق شدن كافران و نجات مؤمنان است ) به عنوان درس عبرتي ( در ميان ملتها ) باقي گذارديم . آيا هيچ پند گيرنده‌اي هست‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَرَكْنَاهَا » : برجايش گذاشتيم . آن را باقي گذارديم . مرجع ضمير ( ها ) قصه طوفان نوح است . برخي مرجع آن را ( سَفينَة ) دانسته و معتقدند كه در كوههاي آرارات تا صدر اسلام و بلكه تا به امروز ، تخته پاره‌هائي از اين كشتي مانده است . « ءَايَةً » : عبرت . پند . حال يا مفعول دوم است . « مُدَّكِرٍ » : پند گيرنده . عبرت گيرنده . اسم فاعل باب افتعال ( ذكر ) است ( نگا : يوسف‌ / 45 ) .‏
 
سوره قمر آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا عذاب و عقاب من ، و بيم دادنها و برحذر داشتنهاي من چگونه بوده است‌ ؟ !  ( آيا واقعيت داشته است ، و يا افسانه بوده است‌ ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَكَيْفَ كَانَ 