صرّف دهيم و قدرتشان بخشيم ( نگا : انعام‌ / 6 ، اعراف‌ / 10 ) . « لِلّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ » : سرنوشت كارها به دستور و فرمان خدا بستگي دارد و هر كه را بخواهد غالب ، و هركه را بخواهد مغلوب مي‌گرداند . كارها عاقبت به دادگاه الهي برگشته و مورد بررسي واقع مي‌گردد .‏
 
سوره حج آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! در برابر اذيّت و آزار و ياوه‌گوئي مردمان غمگين و ناراحت مباش ) . اگر تو را تكذيب مي‌كنند ( كار تازه‌اي نيست ) پيش از اينان نيز قوم نوح ( نوح را ) و قوم عاد ( هود را ) و قوم ثمود ( صالح را اذيّت و آزار رسانده و ) تكذيب كرده‌اند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَذَّبَتْ » : فاعل آن اسم جمع ( قوم ) و مفعول آن به سبب كمال ظهور محذوف است .‏
 
سوره حج آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَوْمُ إِبْرَاهِيمَ وَقَوْمُ لُوطٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و همچنين قوم ابراهيم ( ابراهيم را ) و قوم لوط ( لوط را ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏. . .‏
 
سوره حج آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و اهل مدين ( پيغمبر خود شعيب را تكذيب نموده‌اند ) و ( بالاخره ساير پيغمبران اذيّت و آزار ديده‌اند و تهديد و تكذيب شده‌اند و از جمله توسّط فرعون و فرعونيان ) موسي ( هم ) تكذيب شده است ( و درد و رنج و شكنجه و آزاري را ديده كه تو ديده و خواهي ديد ) . امّا ما كافران ( آزاررسان و اقوام بي‌ايمان ) را مدّتي مهلت داده‌ايم و ( فوراً به گناهانشان نگرفته‌ايم ، تا بلكه به خود آيند و فرمان حق را پذيرا گردند ، وليكن وقتي كه آنان به افتراء پرداخته و به آزار وتكذيب پيغمبران خود ادامه داده‌اند ) آن گاه ايشان را گرفتار ( انواع عذاب ) نموده‌ام .  ( در آيات متعدّد قرآني بايد ديده باشي ) عاقبت چگونه كارشان را ناپسند شمرده‌ام ( و زشتي آن را با تازيانه‌هاي عقاب بديشان نموده‌ام‌ ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَصْحَابُ مَدْيَنَ » : اهل شهر مدين ، يعني قوم شعيب ( نگا : اعراف‌ / 85 ) . « أَمْلَيْتُ » : مهلت داده‌ام ( نگا : آل‌عمران‌ / 178 ) . « أَخَذْتُهُمْ » : ايشان را گرفتار عقاب كرده‌ام ( نگا : آل‌عمران‌ / 11 ، اعراف‌ / 96 ، عنكبوت‌ / 40 ) . « نَكِيرِ » : زشت دانستنم و ناپسنديدنم . نكير به معني انكار بوده و اشاره دارد به اين كه خداوند نعمت را به نقمت ، سلامت را به هلاكت ، آباداني را به ويراني ، و سعادت را به شقاوت تبديل فرموده است .‏
 
سوره حج آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چه بسيار شهرها و آباديهائي كه آنجاها را نابود كرده‌ايم ، و به سبب ستمگري ( ساكنانشان ) فرو تپيده و برهم ريخته است ، و چاههائي كه بي‌استفاده رها گشته است ، و كاخهاي برافراشته و استواري كه بي‌صاحب و متروك مانده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَكَأَيِّنْ . . . » : چه بسيار . چه زياد . « قَرْيَةٍ » : اشاره به ساكنان ستمگر آباديها دارد ( نگا : نساء / 75 ، انبياء / 6 و 11 و 74 و 95 ) . « خَاوِيَةٌ عَلَيا عُرُوشِهَا » :  ( نگا : بقره‌ / 259 ، كهف‌ / 42 ) . « مَشِيدٍ » : استوار . برافراشته . آراسته ( نگا : نساء / 78 ) .‏
 
آيه  241
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و براي زنان مطلّقه ، هديّه مناسبي است ( كه از طرف شوهر پرداخت ميگردد و ) اين حقي است بر مردان پرهيزگار .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حَقّاً » : مفعول مطلق فعل محذوفي است . تقدير آن چنين است : حَقَّ ذلِكَ حَقّاً . با توجه به احكام گذشته ، زنان مطلّقه چهارگروهند : الف - زن مطلّقهاي كه با او آميزش جنسي شده است و مهريّهاي براي وي معلوم گشته است . چنين زني ، عدّه نگاه ميدارد و مهريّه خود را به تمام و كمال دريافت مينمايد . ب - زن مطلّقهاي كه با او آميزش جنسي شده است و مهريّهاي براي وي معلوم نگشته است . چنين زني ، عدّه نگاه ميدارد و مهريّهاي مثل مهريّه خويشاوندان و زنان خانواده خويش دريافت مينمايد . يعني مهرالمثل بدو تعلق ميگيرد . ج - زن مطلّقهاي كه با او آميزش جنسي نشده است و مهريّه براي او معلوم گشته است . چنين زني نصف مهريّه خود را دريافت ميدارد و عدّهاي ندارد . د - زن مطلّقهاي كه با او آميزش جنسي نشده است و مهريّهاي هم براي او معلوم نگشته است . چنين زني وجوباً حق متاع به اندازه قدرت مالي شوهر دريافت ميدارد ، و عدّهاي ندارد . يادآوري : دادن حق متاع به زنان بندهاي [ « الف » و « ب » و « ج » ] مستحبّ است ، ليكن پرداخت آن به زنان گروه [د] واجب است . [نگا : تفسير مراغي ، جزء دوم ، صفحه 197 و 205 . تفسير المصحف الميسّر ، صفحه 48] .‏
 

سوره حج آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا در زمين به سير و سفر نپرداخته‌اند تا ( از ديدن آثار گذشتگان و مشاهده ويرانه‌هاي كاخهاي ستمگران ) دلهائي به هم رسانند كه بدانها ( وظيفه خود را در قبال دعوت حق درك و ) فهم كنند ، و گوشهائي داشته باشند كه بدانها ( اخبار جبّاران ، و نداي وجدان ، و فرمان يزدان را ) بشنوند ؟ چرا كه اين چشمها نيستند كه كور مي‌گردند ، و بلكه اين دلهاي درون سينه‌ها هستند كه نابينا مي‌شوند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَاذَانٌ » : جمع أُذُن ، گوشها . « تَعْمَيا » : كور مي‌گردد و نمي‌بيند . « الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ » : جار و مجرور ( فِي الصُّدُورِ ) جنبه تأكيد را دارد . چرا كه مكان قلبها سينه‌ها است . همان گونه كه خواهيم گفت : رَأَيْتُهُ بِعَيْنِي . سَمِعْتُهُ بِأُذُنِي ( نگا : انعام‌ / 25 و اسراء / 46 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3012.txt"> آيه  47</a><a class="text" href="w:text:3013.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:3014.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:3015.txt"> آيه  50</a><a class="text" href="w:text:3016.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:3017.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:3018.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:3019.txt"> آيه  54</a><a class="text" href="w:text:3020.txt">آيه  55</a></body></html>سوره حج آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْماً عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! كافران ، مسخره‌كنان ) از تو مي‌خواهند كه هرچه زودتر عذابي را بر سر ايشان بياوري ( كه آنان را از آن مي‌ترساني . اين عذاب بدون شكّ گريبانگيرشان مي‌گردد ) و خداوند به هيچ وجه خلاف وعده نمي‌كند ( و عذاب را گريبانگيرشان مي‌سازد ، هرچند سالها طول بكشد ، اصلاً زمان نسبت به خدا مط