َى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اشراف كافر قوم او ( بدو پاسخ دادند و ) گفتند : تو را جز انساني همچون خود نمي‌بينيم ( و لذا به پيغمبري تو باور نداريم ) . ما مي‌بينيم كه كسي جز افراد فرومايه و كوتاه‌فكر و ساده‌لوح ما ( به تو نگرويده و ) از تو پيروي نكرده است .  ( شما اي پيروان نوح ! نه نوح و نه ) شما را برتر از خود نمي‌بينيم و بلكه دروغگويانتان مي‌دانيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَرَاذِل‌ » : جمع أَرْذَل ، اشخاص بسيار كوچك و فرومايه و « بَادِيَ الرَّأْيِ » : سطحي نگر و كوتاه‌فكر . ساده لوح و ظاهربين . با توجّه بدين معاني ، واژه ( بادِيَ ) از ماده ( بَدْو ) است . امّا به معني : در نگاه اوّل . سهل و ساده . بدون تفكّر و انديشه زياد . از ماده ( بَدْء ) است .‏
 
آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي قوم من ! به من بگوئيد ، اگر من دليل روشني از پروردگارم داشته باشم ( كه علم ضروري من برگرفته از دانش و بينش پيغمبري است ) و خداوند از سوي خود رحمتي به من عطاء فرموده باشد ( كه نبوّت است ) و اين رحمت الهي ( به سبب توجّه شما به ماديات و غفلت از معنويات ) بر شما پنهان مانده باشد ، آيا ما مي‌توانيم شما را به پذيرش آن واداريم ، درحالي كه شما دوستش نمي‌داريد و منكر آن مي‌باشيد ؟  ( دين را با اجبار كه نمي‌شود به ديگران تحميل و تزريق كرد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَرَأَيْتُمْ » : مرا خبر دهيد ( نگا : انعام / 40 ، يونس / 50 ) . « بيّنه » : نور بصيرت . حجّت و برهان ( نگا : هود 17 ) . « رَحْمَةً » : مراد نبوّت است . « عُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ » : بر شما مخفي و پنهان شده باشد . « أَنُلْزِمُكُمُوهَا » : آيا به پذيرش آن ، شما را مجبور كنيم ، و با اكراه آن را به شما بقبولانيم‌ ؟ . ضمائر ( كُمْ ) و ( ها ) مفعول اوّل و دوم ( نُلْزِمُ ) است . حرف ( و ) ميان اين ضمائر ، برگشت به اصل و تكمله ( كُمْ ) است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1754.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:1755.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:1756.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:1757.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:1758.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:1759.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:1760.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:1761.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:1762.txt">آيه  37</a></body></html>آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالاً إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَمَا أَنَاْ بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّيَ أَرَاكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي قوم من ! من در برابر آن ،  ( يعني تبليغ رسالت پروردگارم ) از شما ( پول و مزد و ثروت و ) مالي نمي‌خواهم ، چرا كه مزد من جز بر عهده خدا نيست ( و پاداش خود را تنها از او مي‌خواهم و بس ) . و من كساني را كه ايمان آورده‌اند ( از مجلس و همدمي خود به خاطر شما ) نمي‌رانم . آنان ( در روز قيامت ) خداي خود را ملاقات مي‌كنند ( و اگر آنان را برانم در آن وقت از من شكايت مي‌كنند ) . و امّا من شما را گروه ناداني مي‌دانم ( چرا كه معيار ارزش انسانها را در مال و جاه مي‌دانيد ؛ نه در پيروي از حق و انجام كار نيك ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَليْهِ » : بر آن . در برابر آن . مرجع ضمير ( ه ) تبليغ مفهوم از آيات قبلي است ( نگا : هود / 51 ) . « طَارِد » : طردكننده . دوركننده .‏
 
آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَا قَوْمِ مَن يَنصُرُنِي مِنَ اللّهِ إِن طَرَدتُّهُمْ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي قوم من ! اگر من مؤمنان ( فقير و به گمان شما حقير ) را از پيش خود برانم ، چه كسي مرا ( از دست انتقام خدا مي‌رهاند و ) در برابر ( مجازات شديد ) الله ياري مي‌دهد ؟  ( هيچ كسي ) . آيا يادآور نمي‌شويد ( و نمي‌انديشيد كه آنان خدائي دارند و انتقام ايشان را مي‌گيرد ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَن يَنصُرُنِي مِنَ اللهِ ؟ » : چه كسي مرا از عقاب خدا مصون و محفوظ مي‌كند ؟‏
 
آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلاَ أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلاَ أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلاَ أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ اللّهُ خَيْراً اللّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنفُسِهِمْ إِنِّي إِذاً لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏من به شما نمي‌گويم كه گنجينه‌هاي ( رزق و روزي ) خدا در دست من است ( و هرگونه كه بخواهم در آن تصرّف مي‌كنم و كساني را كه از من پيروي كنند ، ثروتمند مي‌سازم ) و به شما نمي‌گويم كه من غيب مي‌دانم ( و آگاه از علم خدا مي‌باشم و از چيزهائي باخبرم كه ديگران از آنها بي‌خبرند ) و من نمي‌گويم كه من فرشته‌ام . و من ( هرگز براي خوشايند شما ) نمي‌گويم آنان كه در نظر شما خوار مي‌آيند ، خداوند هيچ گونه خوبي و نيكي بهره ايشان نمي‌سازد ( و اجر و پاداش فراوان و قابل توجّهي بدانان عطاء نمي‌كند . من جز ايمان و صداقت از آنان نمي‌بينم و من مأمور به ظاهرم ) و خدا از چيزهائي كه در اندرون دارند آگاه‌تر ( از هر كسي ) است .  ( اگر آنچه شما دوست داريد بگويم و بكنم ، ) در اين صورت من از زمره ستمكاران ( به خود و به ديگران ) خواهم بود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَ لآ أَعْلَمُ الْغَيْبَ » : عطف بر ( عِندِي خَزآئِنُ اللهِ ) است و تكرار ( لا ) براي تأكيد نفي است . « تَزْدَرِي‌ » : حقير مي‌بينند . خوار و پست مي‌بينند . از باب افتعال و از ماده ( زري ) است . « خَيْراً » : خوبي . نيكي . مراد خوشبختي دنيا و آخرت است كه در برابر داشتن ايمان به مؤمنان وعده داده شده است ( نگا : يونس / 63 و 64 ، زمر / 10 ، نور / 55 ) .‏
 
آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتَنِا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : اي نوح ! با ما جرو بحث كردي ( تا به تو ايمان بياوريم ) و جرو بحث را به درازا كشاندي ( تا آنجا كه ما را خسته كردي . جانمان از اين همه گفتار به لب رسيده است و ديگر تاب تحمّل شنيدن سخنانت را نداريم ) . اگر راست مي‌گوئي ( كه تو پيغمبري و اگر به تو ايمان نياوريم ، عذاب خدا گريبانگيرمان مي‌گردد ) آنچه را كه ما را از آن‌ مي‌ترساني ، به ما برسان ( و هيچ درنگ مكن . حرف بس است ، عذاب كو ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَدْ جَادَلْتَنَا » : با ما بسي مجادله و جرّ و بحث كردي . با ما ستيزه و پرخاش نمودي .‏
 
آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُم بِهِ اللّهُ إِن شَاء وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفت :  ( رساندن عذاب در دست خدا است‌ ؛ نه در دست من ) اين خدا است كه آن را به شما مي‌رساند اگر بخواهد ( و حكمتش اقتضاء كند ) ، و شما نمي‌توانيد ( خدا را ) درمانده كنيد ( و از نزول عذاب او جلوگيري نمائيد و يا از 