 این؟ این شیعه غالی ست این
آخوند را کرده علم، دنبال ماست مالی ست این

آن جُل خر را ماند این، تصویر شر را ماند این
مرگ و خطر را ماند این، سنبل بدعتهاست این

این مرگ ظلمانی ست این، یا بزم شیطانی ست این؟
این جان جان کاهیـست این، یا دوزخ و ناریست این؟

فرمان شـر را مانـد این، سـودای خر را مانـد این
آن خارجی(1)  را ماند این، حزن و پریشاني ست این

امروز شرکیم ای پدر، توبه نداریم ای پدر
از نور رستیم ای پدر، امسال کفرانی ست این

امروز خواریم ای پدر، دینی نداریم ای پدر
در اوج داریم ای پدر، اسلام ناب ماست این!!

بردار بانگ زیر و بم، کاین وقت مداحیست این!!
آتش بزن در روضه ها، کین یوغ حیوانیست این
--------------------------------------------------------------------------
1) خارجی همان خوارج هستند و همانطور که گفتیم خوارج واقعی و خوارج امروزی همین شیعیان غالی و صفوی و متعصب و گمراه امروزی هستند.كـار جاهـل، نگاه است و تقليد       هــر چــه گفتنـد، تسليم و تاييد 
هر چه بشنيد، بي شك پذيرفت 	   هرچه را ديـد، بـي شـك پسنديد 
رفت، گمـــراه در راه اجــداد	   كــرد، بــدبختي خويش تجديد 
بست، چشم خـرد بـر حقيقت 	   حرف حـق را چـو بشنيــد خنديد 
جاي قـرآن، مفـاتيـح را خواند 	  جـاي تحقيـق، تــاييـد و تقليـد 
جـاي مسجد، به تكيه ها رفت	   غـــرق شد در تباهي و تــرديـد 
پاي منبر نشست و چه آسـان 	   رفـت از روح او نــور تـوحـيــد 
عاشق كينه و خشم و نفريـن 	   در پــي گـريـه و اشـك و مـاتم  عـــاشق قصه هايي خيالي 		داستانهاي بس ايــده آلي 
دشمنـي هاي پوسيده و پوچ		دوستي هاي بي جا و خالي
ذهن تو خالي از عقل و تحقيق 		فكر تو خالي از هر سئوالي 
عـاشق رنــگ مكـروه تيـره		هر چه كه هست در آن ملالي 
دوست داري هميشـه بگـريي 		دوست داري هميشه بنالـي 
مثــل زنهـــا گـرفتار كينـه		آنكه او هست شبه رجالـي 
پايــه اعتقــادات تــو شـد		 قصه هـايي ز راوي غالـي 
زيـــر فرهنگ ناداني و مرگ 		مي شوي دفن، آرام و كم كم 
             		جهالت برو تا جهنم
تــا كجــا بنــد تقليد هستي 		  مي وزد بـاد و تـو بيد هستي 
غرق درياي شركي چه حاصل 		  فكر كردي كه تـوحيد هستي 
از ابـــاطيل علامــــه مستي 		  در پـــي رد و تـاييـد هستي 
مثـل اجـداد، مقبـول شيـطان		  آخـــر سال، تجديد هستي
مست يك مشت، افسانه گشتي	        	  خام يك مشت، اميد هستي 
حرف حق را شنيدي ولي حيف 		  مثل آنكس كه نشنيد هستي 
در تعصب شده قلب تو سنگ 		   فارغ از شك و ترديد هستي 
خــوردي از ميوه جهل و ناچار 		   نيستـي در خـور نــام  آدم 
		          با جهالت برو تا جهنم 
نا اميدم از اين مردم غم 		 خسته از اشك و زاري و ماتــــم
شبه مردان نادان و احمق 		 شبـــه زنهـــاي بيچــاره و كم 
شبـه اسلامهاي خـوارج 		 شبـــه علامــه هــــاي مؤمم
مثل انعـام يـا كمتر از آن 	           ديـــو جهلنـــد چـون شبه آدم 
عاشق وردهـاي مفاتيـح 		 در بهشت است گــــويي مسلم 
ظاهر حـرفهـا آب  زمزم		 بــاطن كـــارها آتش و ســـم 
جـــاي الله در پيشگـاهِ		 قبــه و قبــر، شد گردنت خـم
راه تو كج ترين راه باشد		رو بــه دوزخ بـه صـف مقــدم 
       			با جهالت برو تا جهنم خسته شد ملت از حال آخوند	   	از تمامی اعمال آخوند
مسخ شد آیه های خدا از		آن احادیث پر قال آخوند
سال گرگ است تقویم امسال		یا به دیگر زبان سال آخوند
عین کفر است اقوال این مست	عین شرک است افعال آخوند
تو برو کار کن ای برادر		خمس مالت شود مال آخوند
جور بی حالیش را کشیدند		آن مریدان فعال آخوند
ای بسیجی به روز قیامت		زیر باری و حمال آخوند
پاک کن ای خدا کشورم را		از تمامی عمال آخوند
کل دریای مازندران رفت		از زد و بند و اهمال آخوند
کی شود پر ندانم از این نفت		آن شکمهای چون وال آخوند
حد پایان ندارد بدانید			آرزوها و امیال آخوند
ملت شیر و خورشید افتاد		مثل بره به چنگال آخوند
حرف حق را نگردد پذیرا		آن سر بی مخ و کال آخوند
جز دروغ و خرافه نبینی		تا که وا می شود گال آخوند
در جدال است با اهل سنت		ذهن بیمار و دجال آخوند
بی گمان حرف حق و شجاعت	بشکند یال و کوپال آخوند
حال ما را گرفت این تبهکار 		پس بگیریم ما حال آخوند
زرق و مکر و فریب و ریا بود 	تا به حافظ زدم فال آخوند
ذهن شیطان دون هم ندانست		تا کجاهاست آمال آخوند
جیب من، جیب تو، کی گشادست       مال من، مال تو، مال آخوند
زیر روسیه و چین شده پهن		پاچه خواری و دستمال آخوند
در قیامت ببینی که شیطان		بر صراط است حمال آخوند
با نوکش بیضه دین شکسته		جای آن بر پر و بال آخوند
توبه و عذر خواهی نبینی		زان زبان به حق لال آخوند
شانس دارد عجیب این تبهکار		بس بلند است اقبال آخوند
دیدم ابلیس هنگام چینش		در کفش داشت غربال آخوند
رفت اسلام از کشور ما		تا وطن گشت اشغال آخوند
نیست در ذات اسلام عیبی		 هست اشکال، اشکال آخوند
کی رها می شود ای خداوند		ملت ما ز چنگال آخوندتقلید و جهالت همه جا درد سر ماست          در هر طرفی فتنه و شر زیر سر ماست
آتش زدن پرچـم و سر دادن فریاد		سر شاخ شدن با همه تنها هنر ماست

انگار که دستان خدا روی سر ماست

تا دست خدا روی سر ماست ذلیلیم               این دست خدا نیست اگر بود خلیلیم
دنباله رو و تابع شیطان رذیلیم                       هر نطق شما مایه شر و ضرر ماست

انگار که دستان خدا روی سر ماستدر سرت جز جهالت نيامد		شد قيامت، امامت نيامد
شد قيامت، امامت نيامد		       	در سرت جز خلافت نيامد
آفتابي ز دانش در آمد		        	عمر جهل و جهالت سر آمد
در پي جهل و تقليد و تكرار	        	شيعه شد در جهالت سر آمد
اي برادر خودت فكر خود باش	       	 شد قيامت امامت نيامد
گيرم آيد اگرچه خيال است	      	  باز سودي به حالت ندارد
هست قرآن امامي كه زنده ست		نه امامي كه افسانه آمد
عاقبت جز ندامت نماند			نیست جز شر برایت پیامد
خوب باش و ز اوهام شو پاك		قعر دوزخ رود نيت بد
عقل و ادراك داري به پاخيز		 قبل از آني كه عمرت سرآيد
در دلت جز عداوت نماند			 شد قیامت، امامت نیامد
                                      *****
چون امام شما غائب آمد			خمس حاضر شد و نائب آمد
رفت نائب به جايش فقيهي		آمد آنجا به شكل وقيهي
از فقاهت ولايت در آمد			چون زمان ولايت سر آمد
مطلقه شد ولايت چو شاهي		ملت از چاله آمد به چاهي
زد عقبگرد جاي ترقي			لنگ شد هر دو پاي ترقي
خشت اول كه كج رفت اين شد		تا خرافات مبناي دين شد
جاي قرآن مفاتيح آمد			نوبت رد و توجيه آمد
چون كه قرآن روايت زده شد		عقل رفت و حكايت زده شد
اصل رفت و گرفتار فرعيم		مثل خر زير آوار فرعيم
اصل، توحيد باشد كجائي؟		قبر و گنبد ندارد صفائي
اين صفائي كه ديدي دروغ است       	ديو شرك است و افسار و يوغ است
مثل ترياك تخدير آني است		معجزه نيست اين امتحانيست
مثل گوساله سامري بود			با صدائي كه جادوگري بود
تو مشو ايمن از مكر آخوند		مثل شيطان بود فكر آخوند
كرد آخوند گمراه و خوارت		بُرد آخر به دارالبوارت
در پي نفس دون چون دويدي		جاي جنت به دوزخ رسيدي شيعه گـريـه، علـي  لبخنـد 	 شيعـه دوري، علـي،  پيوند
شيعـه  مفتـون رنـگ سيـاه	 علـي امـا سپـيـد مثـل ماه
شيعه افسانه هاي پوشـا