مام عبدالرحمن بن مهدي (رح) درباره ي حماد بن سلمه (رح) که : «اگر به حماد بن سلمه گفته شود که تو فردا مي ميري، نمي تواند بر اعمال نيکي که انجام مي دهد، بيفزايد؛ چرا که او به قدري در انجام اعمال نيک کوشا است که ديگر جايي براي ازدياد عمل وجود ندارد».
هر مسلمان بايد در انجام اعمال شايسته، امور زير را رعايت کند:
* شتاب و پيشي گرفتن در انجام اعمال شايسته؛ خداوند متعال مي فرمايد :
(وَ سَارِعُوا إِلي مَغْفِرَهٍ مِن رَبِّکُم وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَمَاوَاتُ وَ الأَرْضُ( (آل عمران : 133)
يعني : «(با انجام اعمال شايسته) به سوي آمرزش پروردگارتان و بهشتي بشتابيد که عرض و بهاي آن (مانند عرض و بهاي) آسمان ها و زمين است». همچنين مي فرمايد :
(وَ سَابِقُوا إِليَ مَغْفِرَهٍ مِن رَبِّکُم وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الأَرْضُ( (حديد : 21)
يعني : «بر يکديگر پيشي بگيريد براي رسيدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتي که پهناي آن همانند پهناي آسمان و زمين است».
اين آيات با آنچه در خود دارد، سبب خيزش و حرکت ياران پيامبر - صلى الله عليه وسلم - در شتاب به سوي نيکي ها و آمرزش پروردگار بود. انس بن مالک در بيان ماجراي جنگ بدر مي گويد که هنگام نزديک شدن مشرکان، رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - فرمودند: «برخيزيد و به سوي بهشتي بشتابيد که عرض آن همسان عرض آسمان ها و زمين است». عميربن حمام انصاري - رضي الله عنه - گفت : اي رسول خدا! بهشتي که عرضش همسان عرض آسمان ها و زمين است؟! فرمودند : «بله» گفت : به به، چقدر بزرگ و زيبا! فرمودند : «(عمير!) چه چيزي تو را بر اين داشت که بگويي به به؟» گفت : اي رسول خدا! به خدا سوگند هيچ چيز جز اميد به اينکه از بهشتيان باشم؛ رسول اکرم - صلى الله عليه وسلم - فرمودند : «تو بهشتي هستي». عمير، چند خرما از تيردان خود درآورد و شروع به خوردن کرد؛ اما آنها را انداخت و گفت : اگر من براي خوردن اين خرماها صبر کنم، وقت زيادي مي گيرد و زندگانيم به درازا مي کشد و ديرتر به بهشت مي روم و سپس با مشرکان وارد جنگ و کارزار شد و به شهادت رسيد. (1)
خداوند متعال در قرآن شتاب موسي - عليه السلام - را براي ديدار پروردگارش يادآوري مي فرمايد که موسي - عليه السلام - گفت :
(وَ عَجِلْتُ إِلَيْکَ رَبِّ لِتَرْضَي( (طه : 84)
يعني : «پرودگارا! من به سوي (ميعادگاهِ) تو شتاب کردم تا (از من) خشنود شوي».
همچنين خداوند متعال زکريا - عليه السلام - و خانواده اش را چنين ستوده است که : «آنان در انجام کارهاي نيک شتاب مي کردند و (در هر حال، چه آنکه چيزي مي خواستند و چه آنکه از چيزي مي ترسيدند،) با رغبت و ترس ما را به فرياد مي خواندند (و همواره رو به آستان ما مي نمودند)».
رسول اکرم - صلى الله عليه وسلم - فرموده اند : «در هر چيزي آهستگي و آرامي است (که بايد آرام و سنجيده عمل کرد) مگر در عمل آخرت (که بايد شتاب نمود)». (1)
* پايبندي بر انجام عمل نيک، رسول اکرم - صلى الله عليه وسلم - در حديثي قدسي مي گويند که خداوند متعال فرموده است :
«وَ مَا يَزَالُ عَبدي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بالنَوافلِ حتي أحبهُ»
يعني : «بنده ام همواره و پيوسته به وسيله ي نوافل به سوي من تقرّب و نزديکي مي جويد تا اينکه او را به دوستي مي گيرم».
لفظ «مايزال» بر استمرار و پيوستگي دلالت دارد. رسول اکرم - صلى الله عليه وسلم - نيز فرموده اند: «حج و عمره را به دنبال هم و پيوسته انجام دهيد». اين حديث نيز بر استمرار و دوام انجام اعمالي چون حج و عمره دلالت مي کند و بلکه همه ي اعمال نيک نيز بايد چنين باشد. چرا که اين رويه يعني دوام ورزي و پايبندي بر انجام عمل نيك و عدم بي توجهي و نيز عدم غفلت نسبت به نفس، باعث مي شود كه نفس آدمي، بي حركت، تنبل و بي حالي نگردد و در پي آن ايمان انسان تقويت شود. همچنين بايد دانست که يک عمل نيک و اندک اما بادوام و مستمر بهتر از عمل زيادي است که قطع شود و بر آن پايبندي نباشد. بنابراين پايبندي بر اعمال نيک، ايمان را قوّت و نيرو مي بخشد. از رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - سؤال شد که کدامين عمل در نزد خدا محبوب تر و دوست داشتني تر است؟ فرمودند : «عملي که دوام بيشتري دارد؛ هر چند کم و اندک باشد».  خودِ رسول اکرم - صلى الله عليه وسلم - نيز هرگاه عملي را آغاز مي کردند، بر آن ثبات و پايبندي مي نمودند. 
* سعي و کوشش وافر در انجام نيکي ها؛ قطعاً درست نيست که درمان قساوت قلب، موقّت و گذرا باشد و مدّتي وضعيت ايماني رو به بهبود و نيکي نهد و پس از اندک زماني رو به ضعف و سستي گذارد؛ بلکه سزاوار است، تقويت ايمان با خيزش و آهنگي پيوسته همراه باشد و قطعاً اين مهم، فقط با سعي و کوشش فراوان و مجاهده ي زياد به انجام مي رسد. خداوند متعال در پاره اي از آيات به سعي و تلاش اوليا و بندگان نيکش در انجام عبادات اشاره فرموده است :
(إِنَّمَا يُؤمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذينَ إِذَا ذُکِّروُا بِهَا خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِم وَ هُمْ لا يَسْتَکْبِرُونَ تَتَجَافَي جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونََ( (سجده:15-16)
يعني : «تنها کساني به آياتِ ما ايمان دارند که هرگاه به آن پند داده شوند، به سجده مي افتند و به تسبيح پروردگارشان مي پردازند؛ پهلوهايشان از بسترها بدور مي باشد و پروردگارشان را با بيم و اميد فرا مي خوانند و از چيزهايي که به ايشان داده ايم، بذل و بخشش مي کنند».
همچنين خداوند متعال در بيان ويژگي هاي پرهيزگاران مي فرمايد:
(کَانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ وَ بِالأَسْحَارِهُمْ يَسْتَغْفِروُنَ وَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْروُمِ( (ذاريات: 17-18-19)
يعني : «آنان، اندکي از شب مي خفتند و در سحرگاهان درخواست آمرزش مي کردند و در اموال و دارايي هاي آنان، حق و سهم مشخّصي براي گدايان و بينوايان بود».
سلف صالح آن چنان به صفات عابدان و پرهيزگاران آراسته بودند که مطالعه و بررسي احوال آن بزرگواران، ما را به شگفت و تعجّب وا مي دارد و البته اميد آن وجود دارد که ما را به پيروي و اقتداي به آنان سوق دهد. برخي از آن بزرگواران، قرآن را به هفت قسمت، تقسيم بندي نموده بودند و هر روز يک بخش آن را مي خواندند و قرآن را هر هفته ختم مي کردند؛ آنان در شب هاي جنگ و جهاد نيز شب ها را قيام مي کردند و به نماز مي ايستادند؛ همواره خدا را ذکر مي کردند و در زندان نيز از تهجّد دست نمي کشيدند؛ همواره به عبادت مشغول بودند و اشکهايشان بر گونه ها مي باريد؛ در آفرينش آسمان ها و زمين مي انديشيدند؛ آنان آن گونه دلباخته ي عبادت و قيام شب بودند که همچون مادري که فرزندش را به هر کلک و حيله مي خواباند، همسرشان را به خواب مي بردند و براي قيام شب، بسترشان را ترک مي کردند؛ شب ها را براي عبادت، خواب و همسرانشان تقسيم مي کردند؛ روزشان در روزه، تعليم و تعلّم، و تشييع جنازه ها و خاکسپاري اموات، عيادت و احو