قبرهايشان بپاخاسته وبه ارتش او ملحق ميشوند وامام زمان مورد پندارنيز مرده هاى شعيان را زنده نموده تا به ارتش او ملحق شوند!.
3-مسيح مورد پنداريهود بعد از قيام خودش اجساد گناهكاران را از قبرهايشان بيرون آورده تا يهوديان نظاره گر شكنجهء آنها شوند، وامام زمان مورد پندارنيز بنا به زعم جاعلانش جسد هاى ياران رسول را از قبرهايشان در آورده تا شكنجه نمايد!.
4-مسيح مجعول يهود همهء كسانى را كه بر يهود ظلم وستمى نموده اند محاكمه وقصاص مينمايد،  وامام زمان مجعول نيز همهء كسانى را كه بر شيعيانش ظلم نموده اند محاكمه وقصاص مينمايد.
5-مسيح مجعول يهود دوسوم بشررا ميكشد وامام زمان مجعول روحانيت اماميه نيز دو سوم بشررا ميكشد.
6-وقت قيام مسيح مجعول احسام يهوديان تغيير كرده ومثل عمرهايشان طولانى ميگردد،[1] ووقت قيام قائم مجعول اجسام اماميه نيز تغيير كرده وقدرت هركدام باندازهء چهل نفر گشته ومردم را زير دست وپاى خود له ميكنند!!.[2]
7- در وقت قيام  مسيح مورد پندارخيرات ونعمت هاى زمين فراوان گشته بنا بزعم آنها از كوهها شير وعسل جارى ميگردد ، واز زمين خمير مايه ولباس پشمى بيرون ميآيد! ودر وقت قيام امام زمان مجعول نيز چنين شده ودر كوفه جوى آب وشير جارى ميگردد ،كه شيعيانش از آن ميخورند،
8-مسيح يهوديان مجعول وموهومى است كه وجود نداشته ونخواهد داشت وامام زمان اماميه نيز موهومى است كه حقيقت نداشته وهردو آنها از جعليات روحانيت دو ملت است  كه براى استحمار اتباع خويش ساخته اند،ليكن اين مجعول اماميه  بر دين مسلمانان ضررهاى فراروان داشته است كه بنام او فتنه ها بپاخاسته است .

وسبب تأكيد ما بر ارتباط اين پندار جعلى دلايل ومداركى است كه در كتب اماميه آمده است از آنجمله كه امام زمانشان :
1-خدارا با عبرى ميخواند نه به عربى در صورتى كه مدعى هستند او از نسل پيامبر عربى است
2-شهر هارا با تابوت يهود فتح ميكند وسنگ وعصاى موسى همراه اوست ومنَ وسلوى نيز بهمراه دارد!!
3- به حكم آل داود حكم ميكند نه به حكم قرآن !!
آيا همهء اين توافقات وتشابهات حرف به حرف وقدم به قدم در باورها وكردار دليل بر وحدت منشأ اعتقادى نميباشد،
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  التلمود وتاريخه: ظفر الاسلام خان ص 60 
[2] روضهء كافي  ، كلينى 8/241 وبحار مجلسى 52/317اشاره:

تشيع از روزى كه پيدا شده بادينى جز اسلام نجنگيده و بنابر اين يك وجب خاك فتح نكرده است، و در مقابل، صدها و بلكه هزاران نفر از علماء و دانشمندان و سياستمداران مسلمان را يا بوسيلهء همكارى با دشمنان اسلام و يا بوسيلهء ترور و خيانت از بين برده است! 

آيا يك دولت شيعه اماميه اثناعشريه بدون همكارى دشمنان اسلام در تاريخ اسلام بوجود آمده است؟

 و از همين آغاز بايد روشن نمود كه قصد ما از تشيع، روحانيت -مخصوصا-، و رهبران دينى و سياسى آنها چه در تاريخ و يا در وقت حاضر هستند، نه عامهء مقلدين كه مهارشان را بخلاف شرع اسلام  بدست شيادانى داده‌اند كه هر طور كه بخواهند از آنها سوء استفاده مي‌كنند.

و خدا مي‌داند كه قصد ما روشن نمودن عموم هموطنان محترم متدين و بيرون آوردن آنها از منجلاب خرافات ضد دين مي‌باشد، و از ملاحظات صاحب نظران محترم كه بر صاحب اين قلم منت گذاشته و او را مفتخر به آراء و انتقادات اصلاحى خود مي‌فرمايند، قبلاً سپاسگزاريم.رد بر مسيح دجال يهود

ادعاء يهود مبنى بر اينكه مسيح موعود مبعوث خواهد شد دروغى بيش نيست، چون مسيحى كه بشارت به او در كتبشان آمده همان حضرت عيسى بن مريم عليه السلام ميباشد كه يهوديان به او ايمان نياورده و كافر گشته واورا متهم به جنون وسحر وارتداد مينمايند[1] 

صوموئيل رحمه الله كه از آگاهان به منابع ومصادر دينى يهود ميباشد ميگويد كه:"انبياء عليهم السلام راجع به جلالت دين مسيح  برايشان مثالها زده اند واينكه جباران مطيع اهل ملتش ميگردند، از آنجمله اشعيا در نبوت خود ميگويد كه(گرگ وبره باهم ميچرند وبا هم ميخوابند وگرگ وگاو باهم چريده وشير مثل گاو كاه خواهد خورد) آنها از اين مثالها جز ظاهر آنرا نفهميده واز معانى عقلى آن غفلت نموده اند ولهذا در وقت بعثت عيسى از ايمان به او سر باززده ومنتظر اين بودند كه شير كاه بخورد تا علامت ظهور مسيح درست باشد!"[2]

شيخ الاسلام ابن تيميه ميگويد: سه امت -مسلمان ونصارى ويهود- راجع به اخبار مسيح هدايت از نسل داود ومسيح ضلالت متفق ميباشند واينكه مسيح ضلالت هنوز نيامده وخواهد آمد، وبعد از آن مسلمانان ونصارى بر اين اتفاق دارند كه مسيح هدايت همان عيسى بن مريم عليه السلام ميباشد ويهود با اعتراف به اينكه حضرت مسيح از نسل داود است منكر اين هستند كه مسيح هدايت عيسى بن مريم باشد ، وميگويند كه مسيحى كه بشارت بر او آمده است همهء امت ها به او ايمان خواهند آورد،وميپندارند كه مسيح بدين نصرانيت مبعوث گشته كه باطل بودن اين دين روشن است، ولهذا وقتى كه مسيح دجال ظهور ميكند به او ايمان آورده وهفتاد نفر كلاه پوش ازيهود اصفهان همراه او خواهد بود"[3] وقرآن كريم از حضرت عيسى بن مريم در مقابل افتراءهاى دفاع واو ومادرش را تبرئه نموده است [4] .

وهرچقدر يهود لجاجت نموده و منكر نبوت حضرت عيسى باشند ليكن بعضى از احبار وروحانيون يهود به اين حقيقت اعتراف نموده اند كه موعد معين مسيح تمام شده است وخاخام راو ميگويد كه: موعد مقرر آمدن مسيح از مد تهاى طولانى به پايان رسيده است،[5]
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  الكنز الرصود  د. روهلنج ص99 
[2] إفحام اليهود :صموئيل ص 126-127
[3] الجواب الصحيح لمن بدل دين المسيح: ابن تيميهء  3/324
[4]  سوره هاى نساء /156 وتحريم /12 زانبياء/91 وآل عمران /59 وبقره/87
[5]  التلمود وتاريخه وتعاليمه :ظفرالاسلام خان ص 59 *رد بر باوراماميه در مورد امام زمان
 
اين باور اماميه در مورد امام زمان از چند جهت باطل وبى اساس ميباشد.

أولا: عدم ثبوت ولادت اين امام زمان
حكمت الهى بر اين رفته است كه امام حسن عسكرى وفات كند واز او فرزندى نماند، واين رسوايى بزرگى براى جاعلان امامت وبافندگان آن بود، چرا كه امام مرده وكسى نيست كه امام بعد از او گردد، چون بنا به باور آنها چنانكه صدوق مدعى است  بعد از حسن وحسين نبايد امامت به برادران منتقل شود!![1] .
وعدم ولادت اين مهدى مورد پندارحتى در كتب خود اماميه نيز ثابت است ،ولهذا در كتب خود روايت ميكنند كه حسن عسكرى بدون اينكه فرزندى بگذارد فوت نمود وخليفهء عباسى بشدت به اين موضوع اهميت داده قاضيان بزرگ وهمراهان ثقات آنهارا مسئول اين پيگيرى نمود،كه بعد از وفات حسن وتفتيش منازل ثابت شد كه هيچ فرزندى نداشته ولهذا ارثش را بين مادر وبرادر او تقسيم نمودند، 

كافى اين موضوع را در روايتى طولانى از احمد بن عبيدالله بن خاقان آورده كه ميگويد: (...وقتيكه –حسن عسكرى-مريض شد براى پدرم قاصدى فرستاده شد كه ابن الرضا مريض شده است فورا سوار شده وبسوى دارالخلافه رفت، سپس با عجله همراه با پنج نفر ا