َّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ». 
باز مرقوم داشته است: «پس، از عفو و گذشتِ خود آنانرا بهره مند ساز همچنانكه دوست داري و مي‌پسندي كه خدواند از عفو و گذشتِ خويش تو را بهره‌مند كند». و اين بخش از سخن امام (ع) نيز از آية 23 سورة نور بر گرفته شده كه مي‌فرمايد: «وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ الله لَكُمْ؟» و همچنين مرقوم داشته است: «از ايشان (با تكبّر) روي بر متاب» كه آية 18 سورة لقمان را به ياد مي‌آورد چنانكه مي‌فرمايد: «وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ» و نيز مرقوم داشته است: «از منّت نهادن بر زيردستان خود بهنگام نيكوكاري با ايشان به پرهيز........... كه منّت نهادن، احسان را باطل مي‌سازد». و اين سخن نيز گفتار خداوند را در آيه 26 سورة بقره به ياد مي‌آورد كه فرمود: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالمَنِّ وَالْأَذَى».
19ـ و از علي (ع) رسيده كه در نامة خود نوشته است: «...... خداي سبحان، دنيا را براي پس از آن، آفريد و اهل دنيا را در اينجا آزمود تا بداند (شاهد باشد) كه كدامين نيكوكارترند(123)».
نويسنده گويد: امام (ع) اين سخن را از آية 2 سوره مُلْك بر گرفته كه مي‌فرمايد: «الَّذِي خَلَقَ المَوْتَ وَالحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً».
20ـ و از علي (ع) آمده كه نواشت است: «............. هر كس لجاجت كرد و گمراهي را ادامه داد، همان نگونساري است كه خدا بر دلش زنگار بسته، و پيش‌آمد ناگواري بر گرد سرش مي‌گردد(124)!».
نويسنده گويد: اين تعبيرِ امام (ع) از دو آية قرآن بر گرفته شده، يكي آية 14 سورة مطفّفين كه مي‌فرمايد: «بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ» و ديگر، آية 98 سورة توبه يعني: «عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ».
21ـ و از علي (ع) رسيده كه به اهل مصر نوشت: «....... آيا به اطرافتان نمي‌نگريد كه (چگونه) كاسته شده است؟ (بخشهايي از سرزمينتان به دست دشمن افتاده) و بر شهرهايتان پيروزي يافته اند؟!(125)».
نويسنده گويد: امام (ع) اين تعبير را از دو آية قرآني بر گرفته است، يكي آية 44 از سورة انبياء كه مي‌فرمايد: «أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ؟». و ديگري آية 41 سورة رعد كه در آنجا مي‌خوانيم: «أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا».
22ـ و از علي (ع) رسيده كه به معاويه نوشت: «...... سوگند به خدا تا آنجا كه من دانسته‌ام، دل تو در غلاف (و حجاب از پذيرفتن حق) است(126)»! و امام (ع) اين تعبير را از آية 88 سورة بقره گرفته است كه مي‌فرمايد: «وَقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ» و نيز آية 155 سوره نساء يعني: «وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ».
23ـ و باز از علي (ع) رسيده كه به معاويه نوشت: «پس از حق، جز گمراهي آشكار چيست؟ و بعد از بيان، جز اشتباه و در آميختن به باطل كدامست؟!(127)» وامام (ع) اين سخن را از آية 32 سورة يونس اقتباس نموده كه فرمود: «فَذَلِكُمُ الله رَبُّكُمُ الحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ؟».
24ـ و از علي (ع) رسيده كه به معاويه نوشت: «............ همانا سزاوارترين كس به زمامداري اين امّت، چه در گذشته و چه حال، كسي‌است كه از همه نزديكتر به رسول خدا (ص)، و از همه داناتر به كتاب خدا، و از همه فقيه تر در دين خدا، و از همه پيشقدم‌تر در پذيرش اسلام، و از همه برتر در جهاد براي خدا، و از همه شكيباتر و نيرومندتر در تحمّل كارهاي مردم باشد. پس، از (نافرماني) خداوندي بپرهيزيد كه به سوي او بازگردانده مي‌شويد و حق را به باطل نياميزيد و آنرا با اينكه مي‌دانيد، كتمان نكنيد(128)».
نويسنده گويد: امام (ع) ذيل سخن خود را از آيه 96 سورة مائده اقتباس نموده كه مي‌فرمايد: «وَاتَّقُوا الله الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ» و نيز از آية 42 سورة بقره كه مي‌فرمايد: «وَلَا تَلْبِسُوا الحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ».
25ـ و از علي (ع) رسيده كه به حُذَيْفَه(129) نوشت: «............. بال خود را براي زير دستانت فرو گستر (به مهر و تواضع با آنها رفتار كن)، و در مجلس خويش ميان ايشان به برابري رفتار كن، و نزديك و دور نزد تو در امر حق، بايد يكسان باشند، و در كار خدا از سرزنش هيچ ملامتگري باك مدار و خدا با كساني است كه تقوي پيشه گرفتند و آنانكه نيكوكارند(130)».
نويسنده گويد: امام سخن را از چند آية قرآني بر گرفته است. يكي آنكه در آية 215 سورة شعراء مي‌فرمايد: «اخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ المُؤْمِنِينَ». ديگر آنكه در آية 54 از سورة مائده آمده است: «وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ» و سوّم آنكه در آية 128 سورة نحل مي‌فرمايد: «إِنَّ الله مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ».
26ـ از علي (ع) رسيده كه به معاويه نوشت: «........... پس، از (نافرماني) خدا بپرهيز، و از كساني مباش كه از بزرگي و جلال خدا بيم ندارند، و آنانكه فرمان عذاب بر ايشان واجب آمد زيرا كه خدا در كمين (ستمكاران) است(131)».
نويسنده گويد: امام سخن خود را از آية 13 سورة نوح بر گرفته كه مي‌فرمايد: «مَا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لله وَقَارًا» و نيز آية 71 سورة زُمَر كه در آنجا آمده است: «وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ» و نيز از آية 14 سورة فجر كه فرمود: «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ».
27ـ و از علي (ع) رسيده كه (ضمن نامه اي) به گروهي از سركشان در «يَمَن» چنين نوشت: «.......من خدايي را مي‌ستايم كه جز او معبودي نيست و حُكمش باز داشته نشود و قضاي او ردّ نگردد وعذابش از گناهكاران بر گردانده نخواهد شد........ پس هر كس نيكي كند، به سود خود كرده، و هر كه بدي كند، به زيان خويش نموده و خداوندت بر بندگان ستمگر نيست(132)».
28ـ  و از علي (ع) رسيده كه به مردم «كوفه» نوشت: «........... من خدايي را مي‌ستايم كه معبودي جز او نيست. امّا بعد همانا خداوند، داوري بس دادگر است». در حقيقت خدا نعمت هاي قومي را دگرگون نمي سازد تا اينكه ايشان نفسانيّات خود را تغيير دهند و چون خدا براي قومي بد بخواهد هيچ برگشتي براي آن نيست و غير از او هيچ ياوري براي آنان نخواهد بود(133)».
نويسنده گويد: اين سخن عيناً از آية 11 سورة رعد بر گرفته شده كه مي‌فرمايد: «إِنَّ الله لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ الله بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَـهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ».
29ـ و از علي (ع) رسيده كه يه يكي از مأمون خود كه وي را براي گرفتن زكات فرستاده بود، چنين نوشت: «....... بي شك رهنمود روشني از سوي خداوندتان براي شما آمده است، پس پيمانه و ترازو را تمام دهيد، و اموال مردم را كم مدهيد، و در زمين تباهكارانه به سركشي مپردازيد، باقيماندة (حلال) خدا براي شما بهتر است اگر ايمان داشته باشيد! و من بر شما نگه