ی کنی و چرا مسلمان را مثل اهل کتاب    می دانی ؟! این قیاس را از کجا آورده ای؟ ای فرخنده پی !!
  دربارۀ طلاق می گوید: پایان مدت قرار داد، همانا طلاق است ! ما می گوییم: پس چرا شیعه می گوید: دو شاهد در طلاق لازم است. اگر طلاق است، چرا شاهد ندارد؟ پس طلاق نیست !
  دربارۀ عده می گوید: عده دارد اما نصف عده ! می گوییم: نصف که شد، دیگر عده نیست ! مثل این که نصف روز را  روزه بگیرند ! یا یک رکعت نماز صبح بخوانید
  در سایتی که درباره ازدواج موقت بود و در بالای آن شماره تلفن مراجع تقلید را نوشته بود، مقاله ای دیدم که زنان را راهنمایی می کرد که چگونه در یک روز 10 بار و بیشتر صیغه شوند و عده نگه ندارند!!
فرموده !!بود: اگر دخول از جلو و عقب صورت نگیرد و به لمس اکتفاء شود، می توانید بدون عده از بغل یکی به بغل دیگری بروید و نوشته بود اگر باور ندارید از مراجع بپرسید !
البته این را بگویم که اگر یک مرجع گفت: جایز نیست، فریب نخورید. اگر دو نفر گفتند: جایز نیست، فریب نخورید و این  شیعه را مبرا ندانید . حتی اگر همه مراجع به غیر از یک نفر گفتند: جایز نیست، باز گول نخورید. زنانی که می خواهند به این طریق صیغه شوند و مردانی که می خواهند به این روش صیغه کنند، مقلد همان مرجع آخری می شوند! عوض کردن مرجع که جایز است ! مادام که شیعه بابی را باز کرد، بستنش مشکل است ! پس هر چه می خواهد دل تنگت بکن. چون بالاخره مرجعی هست که فتوا بدهد !
ادعای 23 - حاکم نیشابوری که از علمای بزرگ سنی است، گواهی داده است که خیلی از ادعا های  شیعه، برحق است.
جواب ما:
  دربارۀ این عالم سنی چند نکته است که باید بدانید: ایشان در کتاب خود بسیار سهل انگاری کرده اند؛ مثلاً حدیثی را از بخاری و مسلم و صحیح گفته است که علمای بعدی گفته اند: ضعیف است یا حتی موضوع  است !! که این عیب بزرگی است.
در  این جا شیعه مطلوب خود را یافته است و  وکیل مدافع حاکم می شود که چرا به او می گویید بالای چشمش ابروست. شیعه با علاقۀ بسیار از او احادیث زیادی نقل می کند، اما طبق معمول  فقط آن احادیثی را قبول دارد که مطابق میلش باشد.
 اما همین حاکم در کتابش نوشته است که حضرت علی قبل از تحریم، شراب می خورد. شما که حرفهای دیگرش را قبول می کنید و او را مردی بدون خطا می دانید، پس  این را هم قبول کنید! 
ادعای388 - عمر خودش اعتراف کرد که صیغه حلال بود و من حرامش کردم
  می گوید: عمر خودش گفت که در زمان پیامبر دو متعه حلال بود و من حرامش کردم . می گوید: احادیثی که از حرام بودن متعه از عصر رسول الله سخن می گویند، همه جعلی هستند ! …   

جواب ما : 
شما می گویید : عمر صیغه را حرام کرد؟!! شما سند از بخاری و مسلم می آورید . 
این هم حدیث مسلم و بخاری ، بخوانید:
«فقد أخرج مسلم في صحيحه عن الربيع بن سبرة الجهني أن أباه حدَّثه، أنه كان مع رسول الله « يا أيها الناس إني قد كنت أذنتُ لكم في الاستمتاع من النساء، وإن الله قد حرَّم ذلك إلى يوم القيامة، فمن كان عنده منهنَّ شيء فليخلِّ سبيله ولا تأخذوا مما آتيتموهن شيئاً»                                                  (مسلم/ رقم1406)
ربیع جهنی از پدرش نقل می کند: او از رسول الله شنید که فرمود: 
ای مردم، من به شما اجازۀ صیغه را داده بودم و بدرستی که الله حرامش کرد تا روز قیامت . هرکس زن    صیغه ای دارد، رهایش کند و اگر پولی به آنها داده اید، پول را پس نگیرید.
«وأخرج البخاري ومسلم في صحيحيهما عن الزهري عن الحسن بن محمد ابن علي، وأخوه عبد الله عن أبيهما أن علياً رضي الله عنه قال لابن عباس: إن النبي ( نهى عن المتعة، وعن لحوم الحمر الأهلية زمن خيبر»                             
                                                                                                        (البخاري/ رقم4825)
علی (رضی الله عنه) به ابن عباس گفت: رسول الله (صلی الله علیه و سلم) در روز فتح خیبر ، متعه و گوشت خران اهلی را منع کرد .
«وقد قال علي بن أبي طالب لمن كان يجيز متعة النساء «إنك لرجل تائه. ألم تعلم أن النبي ( حرم عنها يوم خيبر؟»                                                                                                      (رواه مسلم)
علی به مردی که اجازۀ صیغه کردن داده بود ، فرمود : تو مرد هستی؛ آیا نمی دانی که رسول الله روز خیبر آن را حرام کرد . 
  برای درک زشتی عمل داعی تصور کنید که یک مسیحی بخواهد با استناد به قرآن ، عیسی را برتر از حضرت محمد بداند و بعد آیاتی که عیسی را برتر از حضرت محمد می داند و آیاتی را که در مدح عیسی است به رخ ما بکشد و آیاتی را که در تعریف از پیامبر ماست، جعلی بداند .
  در آخر داعی از زبان سنی مناظره گر می گوید که عمر حق دارد، حلال را حرام کند .
نگفتم که این مناظره گر ، سنی نیست. وگرنه یک بچه سنی هم می داند که حلال یا حرام کردن چیزی ، فقط حق الله است و بس .
اما عمر صیغه را حرام نکرد ایشان می دانستند که توسط رسول حرام شده است. پس  نهی ایشان همان نهی پیامبر است. این هم حدیث که بیهقی در «سنن» روایت کرده است بخوانید:
«سالم بن عبد الله عن أبيه عن عمر بن الخطاب قال : صعد عمر على المنبر فحمد الله وأثنى عليه ثم قال : ما بال رجال  ينكحون  هذه  المتعة و قد  نهى رسول الله (صلى الله عليه وعلى آله وسلم) عنها ألا و إني لا أوتى بأحد 

نكحها إلا رجمته»                                                                           ( السنن الکبری 7/206)           
وقال البيهقي في تعليقه على هذا الحديث ما نصه : " فهذا إن صح يبين أن عمر رضي الله عنه إنما نهى عن نكاح المتعة لأنه علم نهي النبي صلى الله عليه وعلى آله و سلم»  
سالم بن عبدالله از پدرش و او از عمر نقل می کند که عمر (رضی الله عنه) بر منبر بالا رفت و بعد از حمد الهی گفت: آن مردانی که صیغه را جایز می دانند درحالی که آگاهند رسول الله (صلی الله علیه و سلم) منعش کرده است و من هر کس را که متعه کند، سنگسار می کنم .
و بیهقی در شرح این روایت نوشته است :
  پس عمر می دانست که متعه را رسول حرام کرده است و قولش تاکیدی بود بر حدیث رسول (صلی الله علیه وسلم) .
ادعای389 - سنی می گوید: ما حق داریم قانون پیامبر را تغییر دهیم
  در این جا، دیگر سنی دست پروردۀ داعی کفر می گوید. ببینید چه می گوید:
می دانید که عده ای از محققان علمای ما بر این عقیده هستند که چون پیغمبر در احکام شرعی مجتهد بود،  لذا مجتهد دیگر می تواند به اجتهاد، مخالف امر اولی، حکمی را که حلال بود حرام یا حرام را حلال نماید. به همین جهت خلیفه عمر (رضی الله عنه) فرمود انا احرمهما!!
جواب ما :
  آیا سنی ممکن است که بگوید: پیامبر مجتهدی بیش نبود؟! آیا مجتهد دیگری حق ردّ حرف او را دارد ؟!
نزد ما این کفر صریح است ! این سنی مناظره گر از کدام کتاب ما ، این جملۀ کفرآمیز را بیرون کشیده است؟! 
و خنده دار این است که داعی در 3 صفحه عرق می ریزد تا ثابت کند که حرفهای پیامبر وحی بود نه نظر شخصی؛ مثل این که طرف بحث او کافر است !
390-علت انتشار زنا ، منع کردن مردم از متعه و صیغه کردن است
  چنانکه امام احمد ثعلبی و طبری در تفسیر خود و امام احمد بن حنبل در «مسند» ذیل آیۀ متعه با سند نقل نموده اند از امیر المؤمن