ه مدینه برد .
سوال دیگر من این است که اگر حرف شما را بخواهیم قبول کنیم، پس نتیجه می گیریم که معاویه در راه حق، پروایی از ملامت مردم نداشت و پسر ابوبکر را کشت و علی در اجرای حق، مردم داری و سیاست بازی می کرد و عایشه را  نه تنها نکشت، زندانی هم نکرد!
 این است نتیجه حرفهای شما ! به کجا می روید آخر ؟!
ادعای 22 - گنجی شافعی که از علمای بزرگ سنی است، گواهی داده است که خیلی از ادعاهای  شیعه، برحق است.
جواب ما:
  نام این مرد و کتابش «الطالب» را در کتب استدلالی شیعه بسیار می بینید . از آن دلیل می آورند که آنچه ما می گوییم، عقیدۀ اهل سنت  است. 
  این مرد در سال 658 فوت کرده است؛ یعنی، همان سالهایی که خداوند متعال بر مسلمانان غضب کرده و بلای خانمان سوز مغول را بر آنها مسلط نموده بود، همان سالهایی که شیعیان میدان را خالی یافته و به مغول ها  کمک می کردند تا شاید به کمک آنها انتقام حسین را از کودکان سنی بگیرند. 
  به هر حال، محمد بن احمد قمی که شیعه است، می گوید: او به مذهب شیعه تمایل یافته بود  و به همین خاطر به دست مردم کشته شد.
  ابن کثیر در ضمن داستانهای طولانی که از ظلم مغول نوشته است، این را هم بیان کرده که شیخی رافضی ، دراز قد  و خبیث با خشم عجیبی که به مسلمانان داشت با مغولان سازش کرد و جای اموال مسلمانان را به مغولان نشان می داد و بلاخره مردم او را به همراه گروهی دیگر از منافقان کشتند.  
  او نمیتوانست شافعی باشد؛ زیرا به اعتراف ابن طاووس شیعی ، این آقای  گنجی ، محمد بن حسن عسکری را مهدی می دانست و باور داشت که او ظهور خواهد کرد. گویا ظلم مغول او را مایوس کرده بود و منتظر مهدی بود و شیعه ها بر این باورند که زمانی مهدی می آید که جهان از ظلم پر شود. شاید به همین دلیل، مغول را یاری می داد تا مهدی سریعتر و زود تر  بیاید. 
شیعه می گوید: او کتابی دارد به نام « البیان فی اخبار صاحب الزمان ». پس او شیعه بود  اما نام شافعی را  از او دور نمی کنند تا سنی ها را بفریبند. در حالی که شافعی ها پشت شیعه نماز نمی خوانند. و امام شافعی دربارۀ شیعه می گوید: ندیدم کسی آشکارتر از شیعه دروغ بگوید.
 
ادعای370  - معاویه کاتب وحی نبود؛ بلکه کاتب مراسلات  بود 
  معاویه کاتب وحی نبود؛ چون سال دهم هجرت ایمان آورد و از دوران وحی چیزی باقی نمانده بود. او کاتب مراسلات بود ...  						

 جواب ما:
  اول، اگر یک آیه را هم بنویسد، کاتب وحی است. دوم، او در سال هشتم اسلام آورد. سوم، قبول کردی که کاتب مراسلات بود؛ پس رازدار پیامبر هم بود.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:432.txt">ادعای 371 - معاویه کافر بود ! و یزید هم !</a><a class="text" href="w:text:433.txt">ادعای 372 - معاویه قاتل امام حسن و عمار و حجر بن عدی و مالک اشتر و محمد بن ابی بکر بود !</a><a class="text" href="w:text:434.txt">ادعای 373 - به امر معاویه 30000 مومن کشته شدند</a><a class="text" href="w:text:435.txt">ادعای 374 - معاویه امر به سبّ علی کرد </a><a class="text" href="w:text:436.txt">ادعای 375 - سبّ و دشنام به علی ، سبّ و دشنام به پیغمبراست</a><a class="text" href="w:text:437.txt">ادعای 376 - دشمن علی، کافر است </a><a class="text" href="w:text:438.txt">ادعای 377 - همنشین و  مصاحب پیامبر می تواند آدم بدی باشد</a><a class="text" href="w:text:439.txt">ادعای 378 - اگر پیغمبر به مرگ یا قتل فوت می نمودند، باز شما به دین جاهلیت خود رجوع خواهید نمود.</a><a class="text" href="w:text:440.txt">ادعای 379 - حدیث حوض ، دلیل قاطعی است بر جهنمی بودن بعضی از یاران پیامبر</a><a class="text" href="w:text:441.txt">ادعای380 - ابوطالب برای خدمت به اسلام دین خود را آشکار نکرد</a></body></html>ادعای 371 - معاویه کافر بود ! و یزید هم !
آیه 60 سورۀ بنی اسرائیل که می فرماید :
{وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ طُغْيَاناً كَبِيراً }  (الإسراء/60)
  مفسران از علمای خودتان مانند امام ثعلبی ، امام فخر رازی و دیگران آورده اند که رسول خدا  در عالم رؤیا دید که بنی امیه مانند بوزینگان بر منبر آن حضرت صعود و نزول می نمایند، جبرئیل این آیۀ شریفه را آورد که آنچه ما در خواب به تو نمودیم، فتنه و امتحان برای این مردم است و درختی که با لعن در قرآن یاد شد        درخت نژاد بنی امیه است و ما به ذکر این آیات عظیم، آنها را از خدا می ترسانیم و لیکن بر آنها جز طغیان و کفر و انکار شدید چیزی نیفزاید …   
جواب ما:
  اول، می خواهی بگویی که پیامبر یک کافر را کاتب مرسلات کرد ؟
دوم، همیشه تفسیر های شما همین طور است. هیچ چیز صریحی ندارید؛ باید آیه ها را تاویل کنید. 
با وجود این آیه و با وجود گفتۀ جبرئیل، پیامبر عوض آنکه مردم را از بنی امیه بترساند ! معاویه را کنار دست خود می نشاند و او را کاتب وحی یا به قول تو کاتب نامه ها می کند . در فتح مکه به صحابه می گوید: هر کس به خانه کعبه برود در امان است و هر کس هم به خانه ابوسفیان برود، در امان  است ! عوض آنکه آنها را دور کند، نزدیک می کند. به عثمان دو دختر می دهد در حالی که بنی امیه  را می شناسد. دختر ابی سفیان را به زنی می گیرد. آیا ممکن است رفتار پیامبر را با توجه به گفتۀ آیه و جبریل تاویل بفرمایید؟
اما در تفسیر ما  شجرۀ ملعونه در قرآن، همان درخت زقوم درجهنم است و همۀ مفسران درجه یک ما همین رای را دارند .
ادعای 372 - معاویه قاتل امام حسن و عمار و حجر بن عدی و مالک اشتر و محمد بن ابی بکر بود !
  آیه 95 از سورۀ نساء که می فرماید : 
{وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُّتَعَمِّداً فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً } (النساء/93)
  این آیۀ شریفه ، صراحت دارد که هر کس مؤمنی را به عمد به قتل برساند، ملعون ذات باری تعالی می باشد و جایگاه او جحیم و جهنم خواهد بود.
  آقایان انصاف دهید؛ آیا معاویه در قتل عام و خاص مومنان شرکت نداشت؟ آیا حجر بن عدی و هفت نفر از اصحابش را به امر او و به عمد به قتل نرسانیدند و به خصوص عبدالرحمن بن حسّان الغنزی را زنده به گور ننمودند؟ چنانکه ابن عساکر و یعقوب بن سفیان در تاریخ خود و بیهقی در «دلائل» نقل نموده اند و ابن عبدالبر در «استیعاب» و ابن اثیر در «کامل» نقل می نمایند که حجر از کبار فضلای صحابه بود که معاویه او را با هفت نفر با زجر و صبر به قتل رسانید به جرم آنکه چرا علی را لعن ننمودند و بیزاری از او نجستند…   
جواب ما:
  در جواب خزعبلات تو می گوییم: حرفهای تو ایراد بر امام حسن است؛ زیرا وقتی به گفتۀ تو معاویه با کشتن صحابه ، کافر شد، دیگر امام حسن به چه حقی شمشیر بر زمین گذاشت و خلافت را به دست یک کافر سپرد؟! شما که می گویید امامان ما غیب می دانند! این امام حسن غیب دادن که می دانست معاویه قصد جان او را دارد، چرا جاده صاف کن او شد؟ پس امام حسن در کارهای بعدی معاویه با او شریک است؛ چون خلافت را به معاویه داد و مهر صحت بر خلافت او