شت؛ از کجا کشف کرد که فدک هبه بود؟
شما ها دو حدیث را کنار هم می گذارید تا ابوبکر را محکوم کنید : 
حدیث اول : رسول فرمود: هرکس فاطمه را بیازارد مرا آزرده است .
حدیث دوم : فاطمه فرمود : من از ابوبکر ناراضیم . اما تفسیر شما اشتباه و روش نگرش شما به احادیث ما سراسر نادرست است . حرف آخر در این باب ، این است : به گفتۀ شما علی از خیر فدک گذشت تا دوستان عمر تحریک نشوند. حالا که فدکی وجود ندارد، شما چرا هی داد میزنید : ای فدک، آی فدک وای فدک؟!
ادعای 17 - ابن ابی الحدید معتزلی که از علمای بزرگ سنی است، گواهی داده است که خیلی از ادعا های  شیعه برحق است.
جواب ما:
  شما در این کتاب نام  ابن ابی الحدید  معتـزلی را  نیز زیـاد می بینید که سخنـان او را به عنـوان یک سنـی شاهد می آورد. 
این مرد کتابی به نام «شرح بر نهج البلاغه» نوشته است و هنر دیگری ندارد. همین شرح، دلیلی است بر شیعه بودن او زیرا در نهج البلاغه  نوشته  است :  عمر ، حق  علی  را  خورده است. اگر  ابن ابی الحدید ، نقدی بر نهج البلاغه می نوشت مسأله ای نبود، اما او شرح نوشته است.
  او  اهل مداین بود و  لقبش معتـزلی است و  نمی دانـم  چرا شیـعه، او  را  از بـزرگان اهل سنت می دانــد؛زیـرا معتـزلی، سنی نیست. او در مداین از شیعیان غالی و تند رو  بود؛ به بغداد که رفت، معتـزلی شد. علاوه بر این، شرح نهج البلاغه دلیلی دیگر بر شیعه بودنش است. علمای شیعه، شرحش را «شرح شریف» می نامند. او این کتاب را به وزیر ـ ابن علقمی ـ شیـعه هدیه کرد. ابن علقمی، همان کسی است که با هلاکـوخان مغول کنار آمد و خلافت عباسیان را به دست بت پرستان از بین برد و با این خیانت دو میلیون ازمردم بغداد قتل عام شدند و به نوامیس مسلمانان تجاوز شد. اما این وزیر مردود و دشمن اسلام و متعصب ، صد هزار درهم  و لباسی فاخر و اسبی تیز پا به  ابن ابی الحدید معتزلی به خاطر نوشتن کتابش، پاداش داد. 
بعضی از علمای معاصر شیعه نیز، او را هم مذهب خود می دانند. اما نویسندۀ شیاد کتاب شبهای پیشاور مصلحت را در این دیده است که ابن ابی الحدید را سنی معرفی کند تا شاید بساط حقه بازیش رونقی تازه بیابد.
  آیت الله قمی از جمله کسانی است که او را شیعه می داند. علمای شيعه و به خصوص در اين كتاب شبهای پیشاور، منحرفان سني یا شیعه را ابتدا سنی قلمداد می کنند و بعد به گفتۀ او استناد می نمایند. 
البته اگر چنین نکنند، پس چه کار کنند !! آنها که نمی توانند برای اثبات امامت یا سینه زنی از قرآن دلیل بیاورند. 
کارشان درست مثل این است که با استناد به فرامین آتاتورک، به یک ایرانی کالیفرنیانشین ثابت کنند که در اسلام حجاب نیست.
 یک مثل است که می گویند: مورچه چیست که کله پاچه اش باشد. اهل سنت کتاب نهج البلاغه را ـ که شیعه ها فکر می کنند گفته های سید ما علی بن ابی طالب (رضی الله عنه) است ؛ را بعنوان فرموده های علی قبول ندارند  بلکه نهج البلاغه را دروغ میدانند  پس خود کتاب را که قبول نداریم ، شرحش  دیگر چه حیثیتی دارد که حالا آنرا و ابن ابی الحدید را به رخ  ما می کشند؟ 
این همه مدارس سنی وجود دارد، آیا در یک مدرسه هم کتاب نهج البلاغه تدریس می شود؟ اگر این کتاب گفتار حضرت علی(رض) باشد، سنی ها آن را بر سر خود می گذارند. 
این جناب ابن ابی الحدید چطور سنی است که بر خلاف سنی های دیگر عمل می کنـد. 
او در قرن هفتم زندگی می کرد! چرا شما از او حدیث نقل می کنید؟! آیا بر او وحی نازل می شد؟ اگر او حدیثی در کتابش آورده ، حتماً از یک کتاب اصلی نقل قول کرده است. چرا شما از کتاب اصلی ما نقل قول نمی کنید؟ البته اگر ریگی به کفش ندارید.
این ابن ابی الحدید چرا نزد شما عزیز است و نزد سنی ها بی اهمیت.
 من  کتاب ابن ابی الحدید را نخوانده ام و در کتاب فروشی های اهل سنت هم ندیده ام؛ اما نهج البلاغه را در زمان شیعه بودنم خوانده ام. حتی از مفسران سنی پرسیدم که نهج البلاغه را خوانده اید؟ می گویند: نامش را شنیده ایم، اما نخوانده ایم. پس وقتی کتاب اصلی را نمی خوانند، شرحش چه اهمیتی دارد که مرتب می گویید: ابن ابی الحدید،
 این مردک ؛ حضرت ابو هریره را رشوه خوار معرفی کرده است و کتب سنی ها پر است از احادیث ابوهریره (رضی الله عنه).
پس  قاعدتاً ابن ابی الحدید احادیث یک راشی را قبول ندارد و در نتیجه کتابهای اهل سنت را قبول ندارد. و همچنان شما می گویید: ابن ابی الحدید،سنی...
من نمی فهمم اگر او سنی است، چرا شما این قدر از او نقل قول می کنید و سنگ او را به سینه می زنید در حالی که سنی ها به او بی اعتنا هستند؟!
   این هم دلایل شیعه بودن ابن ابی الحدید از زبان دو دانشمند معاصر شیعی:
هو عز الدين بن ابي الحسن بن ابي الحديد المدائني صاحب شرح نهج البلاغة المشهور وهو من أكابر الفضلاء …. مواليا لأهل العصمة و الطهارة …… وحسب الدلالة على علو منزلته في الدين وغلوه في امير المؤمنين علی عليه السلام شرحه الشريف الجامع لكل نفيسة وغريب. 
می بینید که آیت الله خونساری او را شیعه می داند.
وقال القمي في كتابه الكنى والألقاب:
   ابن ابی الحدید ولد في المدائن وكان الغالب على أهل المدائن التشيع و التطرف والمغالاة فسار في دربهم وتقيل مذهبهم و نظم العقائد المعروفة بالعلويات السبع على طريقتهم وفيها غالي و تشيع وذهب الإسراف في كثير من الأبيات كل مذهب  ، ثم ذكر القمي بعض الأبيات التى قالهاً غاليا 
ثم خف الى بغداد وجنح الى الاعتزال واصبح كما يقول صاحب نسخة السحر معتزلياً جاهزيا في اكثر شرحه بعد ان كان شيعياً غاليا. 
وتوفي في بغداد سنة 655 ، يروى آية الله الحلي عن أبيه عنه .  
همۀ این مسائل به کنار، به یکی گفتند: نامت چیست؟ گفت: مسیو قراپیط. گفتند: دیگر از دینش نپرسید. خودتان می گویید: ابن ابی الحدید معتزلی است ... و معتزلی را اهل سنت به سنی بودن قبول ندارنـد.
او بر نهج البلاغه شرح نوشته است؛ یعنی  در نهج البلاغه نوشته شده است که عمر ظالم بود؟ بله او نوشته است که بود بد جوری هم بود .
 بعد کتابش را هدیه کرده است به ابن علقمی. 
مثل این که در زمان ما، کسی شرحی در فضایل حضرت عمر بنویسد و آن را به ولیعهد آل سعود تقدیم کند و آن وقت آل سعود و نویسنده را شیعه بدانند! 
البته شیعیان، مثل ابن ابی الحدید شاهدان بسیار دارند. 
   دلایلی بر شیعه بودن ابن ابی الحدید از کتاب خودش :
در کتاب «شرح نهج البلاغه» ابن ابی الحدید معتزلی  آمده است: امام علي (عليه السلام) در پاسخ شخصي که پرسید: چرا باغ فدک را پس نگرفت. فرمود : 
من از خداوند شرم دارم که چيزي را بازستانم که ابوبکر آن را منع کرد و عمر نيز، همان را تأييد کرده است .به زبان بی زبانی می خواهد، بگوید: ابوبکر و عمر، حق علی را خوردند.
همچنین ابن ابی الحدید نوشته
است: محمد بن إسحاق می گوید : از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم:
 آیا می دانی علی (علیه السلام) هنگامی که بر عراق چیره شد، دربارۀ سهم ذوي القربى (خمس و فدک) چگونه رفتار کرد ؟ 
حضرت فرمود : روش ابوبکر و عمر را ادامه داد.
 گفتم : چگونه و چرا ؟ در حال