کر بود ...  و میگوید این حدیث جعلی است. سنی ها خودشان می گویند که جعلی است...   
جواب ما:
  می گویم: والله که دروغ می گویی، سنی ها این حدیث را درست می دانند؛ زیرا این حدیث در بخاری است. چگونه ممکن است که سنی بگوید: این حدیث، جعلی است؟!
عَبْدَ اللَّهِ بْنَ مَسْعُودٍ يُحَدِّثُ عَنِ النَّبِىِّ -صلى الله عليه وسلم- أَنَّهُ قَالَ « لَوْ كُنْتُ مُتَّخِذًا خَلِيلاً لاَتَّخَذْتُ أَبَا بَكْرٍ خَلِيلاً وَلَكِنَّهُ أَخِى وَصَاحِبِى وَقَدِ اتَّخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ صَاحِبَكُمْ خَلِيلاً ». أخرجه مسلم (7/ 108)
عبدالله بن مسعود می گوید که از رسول الله شنیدم که ایشان فرمود: اگر می خواستم خلیلی بگیرم، همانا ابوبکر، خلیل من بود ولکن او دوست و یاورم است و بدرستی که الله مرا خلیل خود کرده است!
خلیل؛ یعنی، والاترین نوع دوستی و مودّت و محبوب بودن؛ و عربها  بالاترین نوع محبت و دوستی را با کلمۀ خلیل وصف می کنند.
  پس دیدی ای داعی شیاد، سنی می گوید: این حدیث درست است. هم در صحیح بخاری است هم درصحیح مسلم. 
اما اهل سنت 99 درصد از حدیث هایی را که تو در این کتاب از کتب آنها شاهد آوردی، جعلی یا ضعیف می دانند و در یک درصد بقیه هم، معنی و مفهوم را تحریف کرده ای. تو به این مطلب که سنی بگوید: جعلی است یا صحیح است، اعتنایی نداری؛ آن حدیث برایت خوشایند است که مطابق هوای نفس تو باشد، اطلاع تو از  علم حدیث به همین اندازه است. سبحان الله !
ادعای 279 - با فحش دادن به صحابه ، آدم کافر نمی شود ...  
جواب ما:
  من هم می دانم که نمی شود، اما آدم اگر با مادر خودش هم نزدیکی کند، کافر نمی شود. آخر هر چیزی را که آدم نباید انجام دهد و خیالش راحت باشد که با این عمل من کافر نمی شوم !
ادعای 280 - صحابه در حدیبیّه فرار کردند
  مثلاً در قضیۀ حدیبیه ، ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه و سایر مورخین خودتان می نویسند: بعد از  قرارداد صلح اکثر صحابه و عمر بن الخطاب عصبانی بودند و با رسول اکرم معاتباتی نمودند که ما راضی به صلح نبودیم و می خواستیم جنگ کنیم؛ چرا صلح نمودید؟ حضرت فرمود: اگر میل به جنگ دارید مختارید. پس حمله کردند و چون قریش آماده بود به حمله آنها جواب متقابل دادند و چنان از کفار شکست خوردند که در موقع فرار نتوانستند مقابل پیغمبر هم بایستند؛ از آن جا هم فرار نمودند و به صحرا رفتند .
حضرت، به علی فرمود: شمشیر بردار و جلوی قریش را بگیر . همین که قریش علی را در مقابل خود دید، بر گشتند. آنگاه اصحاب فراری کم کم مراجعت نمودند و چنان از عمل خود خجل و شرمنده بودند که عذر خواهی کردند ...  
جواب ما:
  آیا دارد فکاهی می نویسد ؟!!
  این داستان خیالی را شیعۀ غالی، ابن ابی الحدید نقل کرده است! حال معلوم شد که 20 جلد کتابش محتوی چه معلومات دست اولی است! اما این حرفم نیست. من در این جا می خواهم یک معادله ریاضی به کار ببرم .
طبق داستان تو ما سه فرمول داریم :
 1 - قریش  قویتر از عمر و باقی صحابه است.
2 - قریش ضعیف تر از علی است.                   
بنابراین، وقتی قریش قویتر از عمریان بودند و علی در همان زمان از قریش قویتر بود. کاملاً واضح است که
3 - علی از عمریان قویتر بود .
خب ای ... ، عمریان با آن ضعف چگونه حق علی را خوردند و او را بستند و زنش را زدند و بچه اش را کشتند ؟!
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:333.txt">ادعای 281 - خدا می دانید که شیعه اهل جدل نیست</a><a class="text" href="w:text:334.txt">ادعای 282-283 - نزول آیه «و آت ذی القربی حقّه» برای این بود که پیامبر فدک را به فاطمه بدهد  پیامبر داد اما ابوبکر به زور پس گرفت </a><a class="text" href="w:text:335.txt">ادعای 284 - سنی ها حدیثی دارند مبنی بر این که پیامبران ارث نمی گذارند، دروغ است</a><a class="text" href="w:text:336.txt">ادعای 285 - اعتراض علی به ابوبکر دربارۀ فدک ، به اعتراف علمای شما</a><a class="text" href="w:text:337.txt">ادعای 286 - ابی بکر بالای منبر به علی و فاطمه (علیهما السلام) دشنام داد</a><a class="text" href="w:text:338.txt">ادعای 287 - با آزار دادن علی در حقیقت ابوبکر رسول الله را آزار داده است</a><a class="text" href="w:text:339.txt">ادعای 288 - دشنام دادن به علی ، دشنام به پیغمبر است</a><a class="text" href="w:text:340.txt">ادعای 289 -علی ، باب علم و حکمت پیغمبر است</a><a class="text" href="w:text:341.txt">ادعای 290 - حضرت محمد ، علی را ولی و  وصی خود فرمود</a></body></html>ادعای 281 - خدا می دانید که شیعه اهل جدل نیست ...  
جواب ما:
 والله که  اهل دروغ و جدل هستی !
ادعای 282 - نزول آیه «و آت ذی القربی حقّه» برای این بود که پیامبر فدک را به فاطمه بدهد
ادعای 283 - پیامبر داد اما ابوبکر به زور پس گرفت 
  اگر پدری در زمان حیاتش ملکی را به فرزند خود هِبَه  کند و ببخشد و کسی بعد از مردن پدر آن ملک را از دست فرزند بیرون آورد، ظلم است یا نه ؟
بعد از این مقدمه چینی ببینم چه می خواهد بگوید.
  بعد از برگشتن به مدینۀ طیبه ، جبرئیل از جانب رب جلیل نازل شد و آیۀ 26 از سورۀ بنی اسرائیل را بر آن حضرت خواند:
وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيراً }
تا رسول الله حیات داشتند فدک در تصرف فاطمه (علیها السلام) بود. خودش اجاره می داد و مال الاجاره را با اقساط ثلاثه می آوردند و بی بی فاطمه به قدر قوت یک شب خود و فرزندانش بر می داشت و بقیه را در میان فقرای بنی هاشم و زائد آن را به  فقراء و ضعفای دیگر به میل خود تقسیم می نمود .
بعد از رحلت رسول خدا، ماموران خلیفۀ وقت رفتند و آن را  ضبط نمودند ؟ شما را به خدا انصاف دهید نام این عمل را چه باید گذارد.
حافظ سنی می گوید:  این اول مرتبه است که از شما می شنوم رسول الله فدک را به امر پروردگار به فاطمه   واگذار کرد.
داعی: ممکن است شما ندیده باشید اما ما زیاد دیدیم. عرض کردم بسیاری از اکابر علمای شما در کتب معتبر خود ضبط نموده اند ...  
جواب ما : 
  پی در پی آیه در حق فاطمه و علی نازل می شود! اما تمامش به اشاره است. آیا اشاره از طرف الله است ؟ یا شما به زور تأویل آن را به هر طرف که خواستید، ربط می دهید ؟
آیا ممکن است به یک سوال من پاسخ دهید؟ وقتی ابراهیم گفت: 
خدایا، دل مرا مطمئن کن که مرده را چگونه زنده می کنی؟ الله برایش مرغ را زنده کرد. ما که این را نخواستیم. ما می گوییم: چرا الله به صراحت صحبت نکرد؟ اگر جواب این سوال را بدهید، من دوباره شیعه می شوم .
شما شیعه ها یک حرف نمی زنید؛ یک جا می گویید: هبه و هدیه بود و یک جا می گویید: ارث بود.  
آیا رسول الله مثل امروز برای فامیل پارتی بازی می کرد و مالی را از حکومت به فرزندان و نوه های خود می داد . 
ادعای 284 - سنی ها حدیثی دارند مبنی بر این که پیامبران ارث نمی گذارند، دروغ است
  با آنکه قبول ندارد فدک ارث بود، اما باز تصمیم گرفت حدیث «نحن معشر الا نبیاء  لانورث» (از ما گروه پیامبران کسی ارثی باقی نمی گذارد. ) را ثابت کند که دروغ است.

میگوید : اگر این حدیث صحیح است و انبیاء ارث نمی گذارند پس این همه آیات ارث در قرآن مجید برای چیست ؟
یک جا می فرماید :
{وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُو