مرغ  بریانی هدیه آورد و ایشان دعا کرد که یا الله، محبوبترین 
خلقت را بفرست تا با من بخورد و علی آمد و با او خورد ...  
جواب ما:
  این حدیث، دروغ است نه در بخاری هست نه در مسلم.
اما نویسنده می گوید: هم در صحیح بخاری هست هم مسلم. او مثل همیشه به دروغ استناد می کند. اما برای آنکه به دروغش بهایی دهد، می گوید: در صحاح سته هست.
  دروغ در خود جمله هست. برای رسول الله هدیه می آید و به اطرافیانش تعارف نمی کند که بیایند در خوردن با او شریک شوند و این راوی بیچاره دیده است که علی هم نشست و خورد، اما خودش نخورد.
وای بر مردمی که او و کتابش را با ارزش می دانند . این را ابن عساکر نقل کرده است . و علمای ما آنرا ضعیف  ویا جعلی میدانند. 
ادعای 140 -قرآن را کسی نمی فهمد جز امامان ما
  اما معنی قران را کسی نمی فهمد غیر از اهلبیت ...  
جواب ما:
  اکنون که اهل بیت نیست، پس باید به کتبی که شما مدعی هستید اقوال اهل بیت است؛ مراجعه کنیم. 
به زبان ساده تر قرآن را قبول نداری و کتب حدیث خودت را قبول داری. این، عقیدۀ توست. هرچند که مستقیم نمی گویی، اما حرف ترا که تجزیه کنیم، فقط همین معنی را می دهد. 
پس قرآن نمی تواند اختلاف من و تو را حل کند. باید به کتب تو مراجعه کنیم تا حل شود؛ یعنی، کتاب خودت را از قرآن بالاتر می دانی عملا این باور توست هرچند   که، به زبان نمی گویی. 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:178.txt">ادعای 141 - اهل ذکر ، آل محمدند</a><a class="text" href="w:text:179.txt">ادعای 142 - منظور آیه از اشداء علی الکفار علی است</a><a class="text" href="w:text:180.txt">ادعای 143 - حضرت محمد، ابوبکر را برای این برد که مبادا جایش را به کفار بگوید</a><a class="text" href="w:text:181.txt">ادعای 144 -  ابوبکر بی اجازه با پیغمبر همراه شد </a><a class="text" href="w:text:182.txt">ادعای 145-همراهی ابوبکر با پیامبر در غار بی اهمیت است</a><a class="text" href="w:text:183.txt">ادعای 146 -نزول سکینه در غار  بر رسول الله بوده است نه بر ابوبکر</a><a class="text" href="w:text:184.txt">ادعای 147 -  با کتب اهل سنت ثابت می کنم که 300 آیۀ قرآن دربارۀ علی است</a><a class="text" href="w:text:185.txt">ادعای 148 - سبقت علی در اسلام دلیل است بر برتری او</a><a class="text" href="w:text:186.txt">ادعای 149 -علی اولین مومن بود</a><a class="text" href="w:text:187.txt">ادعای 150 - ایمان علی در کوچکی، دلیل بر وفور عقل و فضل او می باشد</a></body></html>ادعای 141 - اهل ذکر ، آل محمدند
  می گوید: در تفسیر این آیه «... فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ» (انبیاء/7و8)
... پس اگر نمی دانید، از پژوهندگان کتابهای آسمانی جویا شوید. 
شیخ سلیمان بلخی می فرماید که منظور، حضرت علی است ...  
جواب ما:
  من نمی فهمم چرا داعی ،عاشق سلیمان بلخی است. اگر این سلیمان بلخی نمی فرمود، آیا معنی این آیه معلوم نبود؟! ای مردک، شیخ سلیمان بلخی یک انسان بیهوده و بی ارزش بود که 150 سال پیش مرد. اگر من بنویسم : ترمذی یک انسان بی ارزش بود، شاید تکفیر شوم. اما بی دغدغه می گویم: سلیمان بلخی، صوفی مشرک ،ملحد و شیعه بود. برو در تمام حوزه های علمی مطرح  کن؛ ببین که کسی به من اعتراض می کند. 
آخر چه بگویم به کسی که این همه عالِم را رها کرده است و مرتب می گوید: سلیمان بلخی، سلیمان بلخی. آیا علی آباد هم شهری است!؟
  اگر این آیۀ 7 و8  از سورۀ انبیاء را کامل بخوانیم و آیات پیش از آن را ببینیم، مشاهده می کنیم که بحث از مشرکانی است که قبول نمی کردند خدا انسانی را پیغمبر کند و گمان می کردند که پیغمبر باید از جنس فوق بشر باشد؛ مثلاً غذا نخورد. در این آیه که داعی شیاد  ، نصفش را آورده است، اول الله می فرماید که ای مشرکان، قبل از محمد هم هر پیغمبری که آمد، مذکر و از جنس بشر بود؛ اگر حرف محمد را قبول ندارید که پیغمبر می تواند از جنس بشر باشد از اهل کتاب بپرسید. اما داعی گفته است: الله فرموده است که ای محمد، به مشرکان بگو: اگر باور ندارید که بشری مثل من می تواند پیغمبر باشد از علی که پیرو من است بپرسید. آیا این حرف عاقلانه است؟! مشرکان که محمد را قبول نداشتند، حرف علی را چطور قبول می کردند که الله بگوید: «فاسئلوا اهل الذکر» (یعنی، بپرسید از علی)! پس اهل الذکر، همانا اهل کتاب بودند که با وجود دشمنی با محمد ناچار بودند، شهادت بدهند که پیامبران آنها نیز، طعام می خوردند و در بازار می رفتند.
  ما آیه را کامل می آوریم تا سند رسوایی او باشد :
«وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ{7} وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَداً لَّا يَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَمَا كَانُوا خَالِدِينَ{8}» ( الانبياء/ 7و8)
ادعای 142 - منظور آیه از اشداء علی الکفار علی است
  در این جا دست پیش گرفته تا پس نیفتد. این داعی می داند که یکی از آیاتی که ما به آن استناد می کنیم تا مقام بلند اصحاب پیامبر را با آن ثابت کنیم، همانا آیۀ: 
«مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُود...ِ» است.                                                               (فتح / 29)
محمد پیامبر خداست و کسانی که با اویند بر کافران سختگیر و [با] همدیگر مهربانند. آنان را در رکوع و سجود می بینی. فضل و خشنودی خدا را می خواهند. علامت آنها بر اثر سجود در چهره هایشان است ... 
پس می گوید : منظور از «وَالَّذِينَ مَعَهُ»، علی است. منظور از  «أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ»، علی است.  منظور از  «رُحَمَاء بَيْنَهُمْ» هم، علی است و مقصود از  «أَثَرِ السُّجُود»،ِ علی است.
او اول با سنی مناظره کرده است و معنی این آیه را عوض کرده تا بتواند از صراحت و معنی آیه فرار کند. سنی گفته است: منظور از این آیه: ابوبکر ، عمر ، عثمان و علی است. « الذین معه »، ابوبکر است. «اشداء علی الکفار»، عمر است. «رحماء بینهم»، عثمان است و« اثر سجود»، علی است ...  
جواب ما:
  این دروغ است. سنی این را نمی گوید. این آیه دربارۀ تمامی یاران محمد(صلی الله علیه و سلم) است. چگونه منظور از «الذین معه»، ابوبکر است در حالی که ابوبکر، یک نفر و جمله، جمع است و همین ایراد در سه جملۀ دیگر هم هست. دروغ های خودش کافی نیست که از زبان سنی هم، دروغ می گوید. 
  به هر حال این آیه یکی از بهترین دلایل ما بر پاکی اصحاب محمد است و مکر داعی برای بی ارزش کردن آن با تغییر در تفسیر و منسوب کردن یک تفسیر غیر عقلانی به سنی ها برای فرار از معنی آیه، چه فایدهای برایش داشت؟!
نان مفت در دنیا خورد حالا باید لباس آتش بپوشد. یا الله، پناه می برم به تو از حال اهل نار.
  از  این آیه که صحابه را به ساقه ای که رشد می کنند و به درخت تنومندی تشبیه کرده است و در آخر آیه گفته است: «لیغیظ بهم الکفار»(کافران را به خشم دراندازد) . امام مالک ، نتیجه گرفته است:
«هر کس به صحابه غیض داشته باشد، کافر است و چون شیعه ها به صحابه غی