واده ابراهیم ( ع ) و خانواده عمران را بر جهانیان و فرزندان بعضی از آنها را بر بعضی دیگر ...
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا
 پس ( از آن پیغمبران سلف )  ما آنان را از بندگان خود بر گزیدیم ( یعنی، محمد و عترت ) .
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (نور/35)
و بسیار آیات دیگر که وقت مجلس اقتضای ذکر تمامی آنها را ندارد تا آن جا که خطیب خوارزم در «مناقب» و امام احمد در «مسند» و حافظ ابو نعیم در «ما نزل من القرآن فی علی» و حافظ ابوبکر شیرازی در «نزول القرآن فی أمیر المؤمنین» آورده اند که رسول اکرم فرمود: ربع قرآن درباره ما اهل بیت نازل شده است.
و نیز حافظ ابو نعیم در «ما نزل من القرآن فی علی» و احمد حنبل در «مسند» و واحدی در «اسباب النزول» و محمد بن طلحه شافعی در «مطالب السئول» و ابن عساکر و محدث شام در تاریخ خود و حافظ ابوبکر شیرازی در «نزول القرآن فی امیرالمؤمنین» و محمد بن یوسف گنجی شافعی در «کفایت الطالب»  و خواجه کلان سلیمان بلخی حنفی در «ینابیع الموده»  از طبرانی نقل می نمایند از ابن عباس ( حبرامت ) که فرمود :
«نزلت فی علی اکثر من ثلاثمائة آیة فی مدحه»
و به کتابهای «فرائد السبطین» حموینی و صحیح بخاری و مسلم و «سنن» ابی داود و «جمع بین الصحیحین» حمیدی و «مسند» امام احمد بن حنبل و «صواعق» ابن حجر و «شرف المصطفی»آقای  خرگوشی! (این آقای خرگوشی دیگه کیه والله اگر بشناسیم !!) و «شرح نهج البلاغه» ابن ابی الحدید و «حلیة الاولیاء» حافظ ابو نعیم و «مفاتیح  الاسرار» شهرستانی و «مناقب» خوارزمی و «فصول المهمه» مالکی و «شواهد التنزیل» حاکم ابو القاسم و «استعیاب» ابن عبدالبر و «سقیفه» جوهری و «ینابیع الموده» خواجه کلان حنفی و «مودة القربی» همدانی و «مانزل من القرآن فی علی» اصفهانی و «مطالب السئول» محمد بن طلحه شافعی و «نهایه» ابن اثیر و «کفایت الطالب» گنجی شافعی و «نزول القرآن فی امیر المؤمنین» ابوبکر شیرازی و «رقشة الصادی» سید ابی بکر بن شهاب الدین العلوی و غیره مراجعه نمایید و بادیدۀ تحقیق بنگرید تا حقیقت کشف گردد ...                         
جواب ما:       
  امام مهدی را از غار سامرا و از پشت پرده غیب بیرون بیاور تا بر ما حکومت کند. اگر ما گفتیم نه ؟ 
اولی الامر شما که منصوب مِنَ الله است از ترس اولی الامرهای زمینی 1300 سال است که پنهان شده است، خب بدون حکومت هم که نمی شود، 
اولی امر های زمینی به زور خود را اولی الامر کرده اند! حالا ما چه کنیم! نمی شد در قرآن واضح نوشته می شد که علی اولی امر است تا تو خود و او را این قدر نپیچانی! 
ما می گوییم برای علی و اولادش دلیل قرآنی بیاور او آیه ای درباره آدم و ابراهیم می آورد؛ بالاخره علی از فرزندان آدم است !
  یک روش شیعه همین است ! یعنی، با بحث های طولانی طرف مقابل را خسته و حیران می کند و این داعی هزار و اندی صفحه را با این استراتژی نوشته است !
ما صحیح بخاری و صحیح مسلم را خواندیم در آن نه نام نقی را دیدیم نه تقی را نه امام عسکری را . . . و این آیات ربطی به علی ندارد .
ولی اگر ثابت شود علی اولی امر است باز امروز بی فایده است او که زنده نیست
امام زمان هم که غایب است 
آخر میرسی به حرف ما و خودت رهبر انتخاب میکنی !!!!
ادعای466 - امام های ما معصوم بودند
  ابو اسحق شیخ الاسلام حموینی در «فرائد السمطین» و حافظ ابو نعیم اصفهانی در «حلیة الاولیاء» و ابن ابی الحدید در «شرح نهج البلاغه» از ابن عباس روایت می نمایند که رسول اکرم فرمود : عترت من از طینت من آفریده شده اند و خدای تعالی علم و فهم به ایشان کرامت کرده است و وای بر کسانی که ایشان راتکذیب نمایند .
ابن ابی الحدید در «شرح نهج البلاغه» و صاحب کتاب «سیر الصحابه» از حذیفة بن اسید روایت کرده اند که رسول خدا بعد از ادای خطبه ای مفصل و مدح و ثناء حق تعالی ...   

جواب ما:       
  اهل سنت در طول و عرض تاریخ معتقد و متفقند که در امت محمد هیچ کس معصوم نیست و خود ایشان را هم تنها در ابلاغ رسالت معصوم می دانیم ! و در آنچه مستلزم این ابلاغ است ! مثل داشتن کمالات اخلاقی و پاک بودن از هر نوع بدی . . . 
حالا که سلیمان بلخی حنفی گفته اش بر خلاف عقیدۀ اهل سنت است، پس این بهترین دلیل است بر سنی نبودن و حنفی نبودن او .
  یک سوال :  شما که عقیده اهل سنت  را از گفته علمای ما نقل می کنید، چرا به سلیمان بلخی حنفی توجه دارید؟ اگر او حنفی است؛ پس چرا از رییس مذهب؛ یعنی، از  ابو حنیفه نقل قول نمی کنید و او را رها     کرده اید و به یک آدم گمنام در کوههای هندوکش افغانستان متمایل هستید ؟!
ادعای467 - تعجبی ندارد که اسم امام ها در قرآن نیست هر چیز که نباید در قرآن باشد 
  در مقدمه عرض کردم که اشتباه بزرگی دامنگیر دسته ای از مردم گردیده است که گمان می کنند جزئیات جمیع امور در قرآن مجید موجود است و حال آنکه قرآن مجید که کتاب محکم آسمانی است، بسیار مجمل و مختصر و موجز نازل گردیده است و تنها بیان کنندۀ کلیات امور است و جزئیات امور را موکول به بیان مبین  رسول الله می کند. چنانکه در آیه 7 سوره حشر می فرماید :
وَمَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
هرچه رسول به شما داد، بگیرید و از هرچه منع کرد، از آنها دوری کنید .
لذا وقتی به احکام و قوانین اسلام می نگریم، می بینیم که کلیات آنها در قرآن مجید ذکر شده است، اما شرح آنها را پیغمبر بیان کرده است . 
  آقایان اشکال تراشی می کنند و می گویند: چون اسامی و عدد امامان اثناعشر در قرآن مجید نیست، ما هم چیزی را که در قرآن نمی باشد، قبول نداریم و اطاعت نمی کنیم . 
باید به آنها گفت:  اگر چنین باشد که هر چه در قرآن مجید نام نبرده و صراحت ندارد و جزئیات آن ذکر نگردیده است ، باید متروک گردد ، پس آقایان باید تبعیت و پیروی از خلفای اموی و عباسی و غیره را ترک کنند؛ زیرا در قرآن مجید آیه ای که اشاره به مقام خلافت خلفای راشدین (غیر از علی بن ابیطالب ) و خلفای اموی و عباسی و طریقۀ اجماع و اختیار امت در تعیین خلافت و عدد و اسامی آنها باشد، نیامده است. پس روی چه اصل و قاعده ای از آنها تبعیت می نمایید و مخالفان آنها را رافضی و مشرک و کافر می خوانید؟! در ضمن،  اگر امر چنین باشد که هر چه در قرآن مجید ذکر نشده است، بایستی متروک گردد؛ قطعاً آقایان باید تارک جمیع عبادات و احکام گردند؛ زیرا جزئیات هیچ یک از آنها در قرآن مجید ذکر نگردیده است ...   

جواب ما:       
اول، ما خلفا را برگزیدۀ الله 