 طرف او است برگشت سلام .
آنگاه آن کتاب را از جبرئیل گرفت و به علی داد. بعد از قرائت فرمود: این عهد پروردگار من است به سوی من و امامت اوست به تحقیق که رسانیدم و اداء نمودم پیام حق را .
و در آن کتاب با امیر المؤمنین شرط شده است که وقتی حق مسلم تو را از تو سلب نمایند و خمس تو را تصرف کنند و حرمت تو را نگاه ندارند و محاسنت را با خون سرت رنگین کنند، با دوستان خدا و دشمنان خدا دوستی کن و بردبار بر جور و ستم آنها باش و آتش غیظ و غضب را فرو نشان .
در پاسخ امیر المؤمنین عرض کرد: راضی شدم  و قبول کردم که اگر حرمت مرا نگاه  ندارند و سنت را تعطیل و احکام کتاب را پاره و کعبه را خراب و محاسنم را از خون سرم خضاب کنند، صبور و بردبار باشم و تحمل نمایم .

جواب ما:
  کسانی که این مذهب جعلی را ساخته اند، دقیقاً می دانستند که کجا باید متوقف شوند تا ما آنها را کافر ندانیم. نگفتند جبریل کتاب وحی مختوم را به علی داد، می گویند داد به پیامبر و ایشان فوراً داد به علی .
کسانی که این مذهب جعلی را ساخته اند، سعی کرده اند تا در دایره اسلام باقی بمانند؛ زیرا خنجر زدن به پیکر اسلام از درون آسانتر است !
در آخر وصیت، حضرت محمد به علی می نویسد که هر کاری که با تو کردند، صبر کن !
  بله به علی گفتند: تو صبر کن و دختر به عمر بده و وزیر او شو و بی صبری را بگذار برای شیعه ها که 1400 سال بعد فکر و ذکر شان کوبیدن اسلام و گرفتن حق تو از عمر است ! تو صبر کن ای علی جان، طلاق دخترت را هم از عمر می گیرند !
نقل اخبار اهل تسنّن در ندای سلونی دادن علی
  بزرگان شما یعنی، سلیمان بلخی !! نقل کرده اند که علی سر منبر گفت :
  ابی داود در «سنن»  و امام احمد حنبل در «مسند»  و بخاری در «صحیح»  با سند نقل نموده اند که علی فرمود :
«سلونی عما شئتم و لا تسئلونی عن شئ الا انبأتکم به »
ای مردم ، سؤال کنید از من ( یعنی، از آنچه می خواهید ) قبل از آن که مرا نیابید. پس بدرستی که در سینۀ من علم فراوانی است، سؤال کنید از من که در نزد من است علم اولین و آخرین ...   	

جواب ما:

  این دروغ است! درست این است که رسول الله یک روز بعد از نماز ظهر بر سر منبر رفت از احوال و اهوال قیامت گفت تا مردم گریه کردند و بعد فرمود: از من بپرسید . این حدیث را مسلم نقل کرده است. 
رسول الله نفرمود هرچه که می خواهید بپرسید، بلکه گفت: از احوال قیامت بپرسید. اما سلیمان بلخی آش را شور کرده و گفته است: علی گفت: از هرچه می خواهید بپرسید .
  در ضمن، سلیمان بلخی این حدیث را از کجا پیدا کرده است؟ اگر از کتب پیشینیان نقل کرده است که بهترین آنها ، کتاب مسلم نیشابوری است ! اگر این سلیمان بلخی، سنی است، چرا از صحیح  مسلم روی گردان است ؟! آیا شیعه می تواند به این چرا  پاسخ دهد !
  اجازه بدهید یک حقۀ دیگر داعی را رو کنم؛ می نویسد: در بخاری، جلد 2 و جلد 10 آمده است که  ... هر کس کمترین معرفت و شناختی از کتاب بخاری داشته باشد، می دانید که صحیح بخاری مشتمل بر کتاب ها و باب ها است؛ مثلا : کتاب جهاد، باب دعا در جهاد. یا کتاب صلوه ، باب دعای سجده و ... اگر داعی شیاد نباشد، باید این طور آدرس بدهد: صحیح بخاری، کتاب فلان و باب بهمان و شماره حدیث را هم در آن باب ذکر کند. 
برای درک بیشتر مکر او ، فرض کنید که من می خواهم شما را به خانه خود در پیشاور دعوت کنم و بگویم: از طرف مغرب که وارد شهر شدی، خانه ها را بشمار . خانه چهارصد و  هفتاد چهارمی مال من است! و اضح است که این آدرس درست نیست ! آدرسی هم که از بخاری نقل کرده است، درست نیست . 
ادعای450 - خبر دادن از علمداری حبیب بن نجار ، خبردادن از سنان بن انس که قاتل امام حسین گردید   ...  
  یک داستان خیالی از ساخته های  ابن ابی الحدید که در آن از مسند احمد نقل قول کرده است که علی در مسجد کوفه نشسته بود، شخصی گفت: خلد بن عویطه مرده . علی گفت: «لم یموت و لا یموت حتی یقود جیش الضلاله و صاحب لوائه حبیب بن عمار» 
فرمود : نمرده و نمی میرد تا فرمانده لشکر گمراهی شود که حبیب بن نجار پرچمدار اوست.                   
جواب ما:       
  اگر امام حنبلی ها این حرفها را گفته باشد، پس حنبلی ها باید  از تو شیعه تر باشند و شما را به مذهب شیعۀ خود دعوت کنند نه این که شما آنها را دعوت کنید ! این داستان از داستان ابن ابی الحدید دروغ تر است! 
  این داعی فکر نمی کرد زمانی خواهد آمد که علم عام می شود و در یک دقیقه می توانی به مدد کامپیوتر  27000 حدیث مسند احمد بن حنبل را بررسی کنی ! 
و شاید با خود فکر کرده است، اگر عالمان بگردند، جاهلان که نمی توانند ! اما امروز، علم آنها را رسوا کرده است و دروغ های آنها یکی بعد از دیگری آشکار می کند .
ادعای 30 - امام شافعی در اعتراف به فضایل عترت و اهل بیت طهارت اشعاری سروده است
 و آن را دلیل بر حق بودن شیعه می داند ...   
 
جواب ما:
  هم شما و هم ما قبول داریم که امام  شافعی شعر هایی در مدح اهلبیت دارد ! اما شما آن اشعار را با اشعار   دروغ آلوده کرده اید. باز تکرار می کنم که همۀ اینها دلیل بر منصف بودن ایشان و سنی های دیگر است. 
اگر حضرت علی حقش بیش از این بود، مردی که ( امام شافعی) نترسید و در زمان خلافت مخالفان علی، حضرت علی را با شعر  مدح کرد، می توانست باز هم نترسد و بیشتر بگوید یا به اصحابش می فرمود تا مذهبشان و  اساس  عقاید شان  باشد.
   پس این خود دلیل دیگری است که شما آقایان شیعه زیاده روی کرده اید و باید در همان جا که این امامان  منصف و شجاع متوقف شده اند، توقف می کردید. 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:521.txt">ادعای451 - خبر دادن  علی از علوم غیبی</a><a class="text" href="w:text:522.txt">ادعای452 - خبر دادن از غلبه معاویه و ظلمهای آن ملعون</a><a class="text" href="w:text:523.txt">ادعای453 - خبر دادن از کشته شدن ذوالثدیه قبل از شروع جنگ در نهروان</a><a class="text" href="w:text:524.txt">ادعای454 - خبر دادن از قتل خود و معرّفی ابن ملجم را  </a><a class="text" href="w:text:525.txt">ادعای455 - علی به گفتۀ ابن ابی الحدید از همه اعلم بود </a><a class="text" href="w:text:526.txt">ادعای456 - بفرمودۀ پیغمبر ، علی اعلم امت بود</a><a class="text" href="w:text:527.txt">ادعای457 - حضرت علی امت را از علوم کهکشانی هم با خبر کرد</a><a class="text" href="w:text:528.txt">ادعای458 - اعتراف ابن ابی الحدید به مقامات علمی علی </a><a class="text" href="w:text:529.txt">ادعای459 - حسین که متولد شد، یکصد بیست هزار فرشته آمدند به عرض تبریک</a><a class="text" href="w:text:530.txt">ادعای460 - شیعه می گوید: اسم علی در قرآن است و از قرآن امامت علی را ثابت می کنیم</a></body></html>ادعای451 - خبر دادن  علی از علوم غیبی
جواب ما:       
  نظر سلیمان بلخی و ابن ابی الحدید را به عنوان بزرگان سنی می آورد و اصلاً مسلم را حساب نمی کند و به خیال خود بحث علمی می کند و از کتاب ها ی ما ، علیه ما دلیل می آورد !!!
ادعای452 - خبر دادن از غلبه معاویه و ظلمهای آن ملعون	 ...  
جواب ما:       
  نمی دانم چرا داعی مطالب را جدا جدا می نویسد؟! وقتی گفتی عالم غیب و شهاده است؛ یعنی، همه چیز را علی می داند ! 
ادعای453 - خبر دادن از کشته شدن ذوالثدیه قبل از شروع جنگ در نهروان ...   