ن است که شیعه ها دروغ می گویند !
ادعای446 - رسول الله ، علم را در یک لحظه به علی آموخت
  و نیز در «ینابیع الموده» در همان باب از شرح رساله «فتح المبین» ابو عبدالله محمد بن علی الحکیم ترمذی از عبدالله بن عباس ( امام المفسرین حبرامت ) نقل می نماید که «العلم عشرة اجزاء لعلی تسعة اجزاء و للناس عشر الباقی و هو اعلمهم به (2).»
منتها تمام علوم و وقایع مهم عالم از گذشته و حال و آینده در زمان حیات پیغمبر از جانب حقتعالی به آن حضرت ابلاغ می شد و آن حضرت بعضی را در همان ایام به علی می فرمود و آنچه در ذخیره علم آن حضرت مانده بود در دم آخر حیات به آن حضرت إفاضه نمود که در این باره بسیاری از اکابر علمای خودتان ( گذشته از اخبار معتبر شیعه ) سخن گفته اند که نمونه ای از آن را به عرض رسانیدم .
حتی علمای خودتان از عایشه ام المؤمنین، حدیث مفصلی نقل نموده اند که در آخر حدیث می گوید: پیغمبر علی را خواست و او را به سینۀ خود چسبانید و روپوش خود را بر سر کشید و من سرم را نزدیک بردم و هر چه گوش دادم، چیزی نفهمیدم. ناگهان علی سر برداشت و عرق از جبین مبارکش جاری بود. گفتم یا علی، پیغمبر در این مدت طولانی به تو چه می گفت؟
فرمود: «قد علمنی رسول الله ألف باب من العلم و من کل باب یفتح ألف باب» 
رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) هزار باب از علم به من تعلیم فرمود که از هر بابی، هزار باب دیگر گشوده می شود .

جواب ما:
  دروغ نیست! هذیان است !!
ادعای447 - کتاب جَفر از آسمان بر علی نازل شد 
  از جمله طرقی که از جانب پروردگار اعظم جل و علا توسط خاتم الانبیاء افاضه فیض رحمانی بر علی شد «جفر جامعه» بود و آن صحیفه و کتابی بود مشتمل بر علم ماکان و ما یکون الی یوم القیامه به حروف رمز و بزرگان علمای خودتان هم معترفند که آن کتاب ، علم مخصوص علی و ائمه طاهرین (سلام الله علیهم اجمعین) بود .
و نیز در «تاریخ نگارستان» از شرح مواقف نقل می کند: بدرستی که جفر و جامعه ، دو کتاب است مخصوص علی (علیه السلام) که در آن دو کتاب جمیع حوادث تا انقراض عالم به طریق علم حروف ( یعنی، به طریق رمز ) ذکر شده است و اولاد آن حضرت حکم می کنند به آن کتاب ( یعنی، مفتاح آن کتاب رمز فقط در دست علی و اولاد او می باشد که از حوادت عالم خبر می دهند ) ...  
جواب ما:
  ای خواننده ، شما را قسم می دهم به الله که اگر چنین کتابی نزد علی بود، ممکن بود که صلح با معاویه را قبول کند و ابو موسی اشعری را نمایندۀ خود قرار دهد در حالی که می دانست عمرو بن عاص او را فریب خواهد داد . با این علم جفر ، وقتی علی به مسجد رفت و عبدالرحمن ابن ملجم مرادی را دید باید حساب کار دستش می آمد. دست کم وقتی او شمشیر کشید تا به او حمله کند، باید جا خالی می داد نه این که فرق سرش را میزان می کرد برای شمشیر زهر آلود تا بر آن فرود آید !
اگر علم جفر نزد حسن بن علی بود، باید قبل از آنکه زنش آب زهر آلود به او بخوراند او را سه  طلاقه  می کرد و می رفت پیش زنهای دیگر خود !
ادعای448 - امام رضا خبر از چگونگی و ساعت مرگ خود داشت
  از جمله در شرح مواقف، قضیۀ عهد نامه مامون الرشید عباسی و امام هشتم ـ حضرت رضا علی بن موسی ـ را نوشته است که بعد از این که مأمون، حضرت رضا را بعد از شش ماه مکاتبه و هدیه مجبور به قبول ولایت عهد خود نمود، عهد نامه ای نوشتند و مأمون امضا کرد که بعد از مردن خود خلافت به حضرت رضا منتقل شود. وقتی ورقه را آوردند که حضرت امضاء نماید، قبل از امضاء شرحی با این مضمون در سجل خود نوشتند و بعد امضاء نمودند : 
  «من که علی بن موسی بن جعفر ( علیهم السلام ) هستم، خلیفه مأمون الرشید که خداوند او را برای استحکامات شرع محکم و قوی نماید و برای ارشاد و هدایت موفق بدارد. حق مارا به خوبی شناخت که دیگران نشناختند و رحمی را که دیگران قطع نمودند، او وصل نمود و نفوسی را که دیگران تهدید به قتل نمودند، او ایمن ساخت. حتی زنده نمود اشخاصی را که به پرتگاه فنا رسیده بودند. بی نیاز نمود گروهی را که فقیر و محتاج بودند محض رضای پروردگار .
زود است که خداوند جزای شکر گزاران را بدهد وضایع نمی کند اجر نیکوکاران را .
بدرستی که او مرا به ولایت عهدی و امارتی بزرگ ( بر مؤمنین ) قرار داد؛ اگر من بعد  از او زنده بمانم . ولکن جفر و جامعه دلالت بر خلافت این معنی دارد ( یعنی، من بعد از او زنده نخواهم ماند ). »
کلمات آن حضرت دلالت بر معنای دقیق دیگری دارد که می خواهد در لفافه بفهماند مأمون بر سر عهد خود نخواهد ماند .
و سعد بن مسعود عمر تفتازانی در «شرح مقاصد الطالبین فی علم اصول الدین» به جملۀ جفر جامعه در عهدنامه از قلم آن حضرت مفصل اشاره نموده است؛ یعنی، جفر و جامعه نشان می دهد که مامون بر سر عهد خود نخواهد ماند . چنانکه دیدیم آنچه گفت، شد. آن پسر پیغمبر و پاره تن رسول الله را به زهر جفا شهید نمودند و صداقت و حقیقت علم آن حضرت ظاهر و هویدا شد و همه دانستند که آن خاندان جلیل علم به ظاهر و باطن امور دارند ...   
جواب ما:
نگاه کنید به این مرد هذیان گو و ببینید چه می گوید!
می نویسد: امام رضا بر اساس علم جفر از آینده خبر داشت و می دانست پیش از مامون می میرد و منصب ولایت عهدی را نمی پذیرفت ؛ اما به علت این که مامون او را تهدید کرده بود به ناچار ولیعهدی مامون را پذیرفت ! 
من اگر بدانم کی می میرم از تهدید مامون چرا بترسم ؟ هزار تفنگ هم به سوی من بگیرید، به شما می خندم چون می دانم که نمی میرم  ! پس امام رضا غیب نمی دانست و به طمع خلافت، ولیعهد مامون شد و عجیب این که می گوید: مامون او را  کشت تا خلیفه نشود! خب، پس اگر علم غیب می دانست تسلیم تهدید مامون نمی شد! چون می دانست آخرش، به سبب همین ولیعهد شدن می میرد ! و حرف آخرش از همه  خنده دارتر است، می نویسد :
پاره تن رسول الله را با زهر جفا شهید نمودند ! خب، سوال ما این است که پاره تن رسول الله باوجود آگاهی کامل به علم جفر چرا انگور آغشته به زهر را میل فرمودند !
از این داعی بعید نیست که بگوید: ایشان را تهدید کردند و ایشان مجبور شدند که میل فرمایند !! 
ادعای449 - بر علی کتاب نازل شد و جبریل به زمین آورد  ...  
  اول داستان را بخوانید :
  از جمله طرقی که توسط رسول اکرم افاضه فیض بر علی شد، کتاب مهر شده ایست که جبرئیل برای آن حضرت آورد. چنانکه علامۀ محقق مورخ مقبول القول فریقین، ابو الحسن علی بن الحسین مسعودی در «اثبات الوصیه»  مفصل نقل می نماید و خلاصه اش :
یعنی، جبرئیل با امناء ملائکه ، کتاب مسجلی از جانب پروردگار جل و علا برای پیغمبر آورد و عرض کرد: اشخاصی که نزد شما حاضرند از مجلس خارج شوند الا وصی شما تا کتاب وصیت را تقدیم نمایم .
پس رسول الله (ص) به حاضران امر فرمود که همگی از حجره بیرون بروند به استثناء علی و فاطمه و حسن و حسین آنگاه جبرئیل عرض کرد: خداوند به شما سلام می رساند و می فرماید: این عهد نامه ایست که با تو بستم و ملائکه گواهی دادند .
( کلام جبرئیل که به این جا رسید ) بدن آن حضرت به لرزه درآمد و فرمود: او است سلام؛ از او است سلام؛ و ب